همشهری آنلاین: رشد روزافزون رسانههای دیجیتال، خبرنگاران مستقل و صفحات شخصی اینستاگرام یا یوتیوب پای افراد و چهرههایی را به فضای رسانههای سینمایی باز کرد که جدا از آنچه در شکل عام، رسانههای رسمی خوانده میشوند به سینما و موضوعات مرتبط با آن پرداختند. آن هم رسانهها، افراد و صفحاتی که گاه تعداد دنبالکنندگان و مخاطبانشان از رسانههای تخصصی هم بیشتر بوده و هست.
از طرف دیگر توجه عمومی به رسانههای دیجیتال و تضعیف رسانههای کاغذی و همچنین آزادی عمل بیشتر در فضای مجازی در قیاس با رسانههای موسوم به رسمی توجه مخاطبان را هم به رسانههای دیجیتال جلب کرد. همین موضوعات از یک سو به شکلگیری مشاغلی در سینما ازجمله مشاور فضای مجازی انجامید و از طرف دیگر در دورههای پیشین جشنواره موضوع بهرسمیت شناخته شدن این افراد و صفحات مجازی را بهعنوان رسانههای فعال مطرح کرد که در نتیجه آن گردانندگان این صفحات مجازی هم خواهان دریافت کارت خبرنگاری و حضور در جشنواره شدند.
هر چند در میان جشنوارههای بینالمللی رقابتی هم هنوز رسانههای کاغذی اعتبار بیشتری نسبت به رسانههای دیجیتال و در سطح پایینتر صفحات یوتیوب یا اینستاگرام دارند اما توجه عمومی به این صفحات تا حد زیادی در ابتدا برگزارکنندگان جشنوارههای مهجورتر و محلیتر و بعدتر جشنوارههای بزرگتر بینالمللی رقابتی را وادار به عقبنشینی کرد تا لااقل در برابر صفحاتی که تعداد زیادی دنبالکننده دارند تسلیم شوند.
اگر در سالهای پیشین برگزاری جشنواره فیلم فجر امکان ثبت درخواست در وبسایت جشنواره برای همگان آزاد بود (هر چند که در نهایت صدور کارت برای آنها منوط به انتخاب و تأیید روابطعمومی جشنواره میشد)، در دوره اخیر برگزارکنندگان به سراغ راهحل طلایی و همیشه برنده پاک کردن صورت مسئله رفتند و از اساس و بهجای فراخوان عمومی از نشریات و رسانههای رسمی خواستند تا اسامی مورد نظرشان را جهت دریافت کارت اعلام کنند. به این ترتیب اگر موضوع تکثر رسانهها و حضور رسانههای موسوم به غیررسمی مسبب بحث
و جدل میشد امسال و به مدد روش جدید حتی امکان طرح دوباره سؤال (با وجود درک این موضوع که طرح سؤال معمولاً به پاسخی نمیرسد) هم بهوجود نیامد. راهحل طلایی حذف صورت مسئله همیشه پاسخگوست و البته همیشه مسبب بحرانهای بزرگتر بعدی.









