هشمهری آنلاین: تقریبا همه کارگردانان تاریخ سینما که آثارشان مورد توجه قرار گرفته بیش از آنکه کارگردان باشند، فیلمنامهنویس هستند و اغلب فیلمنامهنویسان مترصد موقعیتی برای عبور همیشگی از شغلشان تا کارگردانی.
این وضعیت بیش از هرچیزی فقر دفاتر تولید فیلم در ایران را هویدا میکند که برای تامین نیروی انسانی خود در زمینه کارگردانی راهی جز بفرمازدن به فیلمنامهنویس پروژه ندارند و در مسیر فیلمنامهنویسی هیچ سرنوشتی برای نویسندگان بهتر از این نیست که خودشان کارگردان و یا حتی تهیهکننده شوند. صنعتی که ابهت و اهمیت تولیدات آن در عبور از ذهنهای مختلف و تأثیرات گوناگون تا محصول نهایی است، در یک شرایط غیرصنعتی تبدیل به کاری در حد خراطی و مجسمهسازی میشود.
سیروس الوند بیش از نیمقرن در صنعت سینمای ایران بهعنوان روزنامهنگار (نویسنده بلندترین نقد فارسی روی یک فیلم ایرانی)، فیلمنامهنویس، کارگردان، بازیگر(بازی در نقش اول فیلم مسافر شب به کارگردانی منصور تهرانی) و تهیهکننده در تمام این دوران بهعنوان یک فیلمنامهنویس در مرحله اول کارش را پیش برده و موفقیت و تداوم حرفهای رقم زده است. بزرگترین موفقیتهای الوند هنگامی رقم خورده که او توانسته نسبتی بین تواناییهای فردی خود بهعنوان فیلمنامهنویس و چرخه رایج فیلمسازی آن دوران برقرار کند.
در ۲دوره دهههای ۱۳۵۰و ۱۳۷۰او ۲فیلم نمونهای چرخه فیلمهای تلخ جوانپسند را که پیرامون تریلرهای سرقتی روی میداد ساخته است. هر دو فیلم پدیدههای چرخههای خود شده و ستارگانشان پرفروغتر و داستانهایشان نقل محافل و ترانههایشان در صدر فهرست پرفروشها؛ فیلمهایی که فروش و توجه به آنها بیش از هرچیزی مدیون هوش فیلمنامهنویسی الوند بود که در بهترین زمان ممکن سناریویی برای عرضه در الگوهای چرخه رایج فیلمسازی آن دوران نوشت و توانست بهترین ستارگان را برای ساخت آن بهکار گیرد. بقیه عوامل این موفقیتها بدون درنظرگرفتن انگیزه الوند برای استفاده از تواناییاش در بهترشدن در مسیر یک چرخه مورد توجه داستانی در دفاتر سینمایی، کمفروغ و بیاهمیت است.
کارنامه سیروس الوند در تاریخ سینمای ایران روایت مناسبی از موانع صنعتینشدن سینمایی است که همیشه روی استعدادهای فردی پیش رفته است تا سازوکارهای جمعی.









