به گزارش همشهری آنلاین،
در جدیدترین مورد، بحث بر سر انتقال اورانیوم ذخیرهشده در کشور مطرح شده است، اما ایران مخالف آن است. اختلاف بر سر اورانیوم غنیشده، بیش از آنکه یک اختلاف فنی باشد، بازتابی از مسئله اعتماد، امنیت و توازن قدرت در روابط بینالملل است.
غنیسازی اورانیوم چیست؟
اورانیوم طبیعی عمدتاً از ایزوتوپ U-۲۳۸ تشکیل شده و تنها حدود ۰٫۷ درصد آن U-۲۳۵ است؛ ایزوتوپی که برای شکافت هستهای و تولید انرژی قابل استفاده است. «غنیسازی» فرایندی صنعتی است که طی آن درصد U-۲۳۵ افزایش مییابد.
- برای سوخت نیروگاههای هستهای، غنای ۳ تا ۵ درصد کافی است.
- برای راکتورهای تحقیقاتی، این عدد میتواند به حدود ۲۰ درصد برسد.
- غنای بسیار بالا (بالای ۹۰ درصد) کاربرد تسلیحاتی دارد.
چرا کشورها به غنیسازی نیاز دارند؟
کشورها برای سه هدف اصلی به چرخه سوخت هستهای و غنیسازی توجه میکنند:
۱. تولید برق پایدار و کمکربن در نیروگاههای هستهای
۲. کاربردهای پزشکی و تحقیقاتی در راکتورهای پژوهشی
۳. استقلال راهبردی در تأمین سوخت، بدون وابستگی به تأمینکنندگان خارجی
جایگاه غنیسازی در پرونده هستهای ایران
ایران از اوایل دهه۱۳۸۰ برنامه غنیسازی خود را علنی کرد و این موضوع بهسرعت به محور اختلاف با قدرتهای غربی تبدیل شد. در نگاه ایران، غنیسازی بخشی از «حق حاکمیتی» برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای است. در نگاه غرب، همین توانمندی میتواند در صورت تصمیم سیاسی، به سمت کاربرد نظامی سوق پیدا کند؛ موضوعی که ایران بارها آن را رد و بر اساس فتوای رهبر معظم انقلاب آن را حرام میداند.
چرا موضوع خروج اورانیوم غنیشده حساس است؟
یکی از پیشنهادهای مکرر در مذاکرات این بوده که ایران ذخایر اورانیوم غنیشده خود را به خارج از کشور منتقل کند یا آن را رقیق سازد. این پیشنهاد از دید طرفهای غربی، راهی برای کاهش «زمان گریز هستهای» (مدت زمان فرضی برای رسیدن به مواد لازم جهت ساخت سلاح) است.
اما از منظر ایران، این موضوع چند پیامد مهم دارد:
- از دست دادن اهرم فنی و مذاکرهای
- بیاعتمادی ناشی از تجربههای گذشته
زمان برای تولید ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده
این موضوع عوامل مختلفی دارد و نمیتوان بدون دانستن ظرفیت سانتریفیوژ، تعداد آبشارها، سناریوهای خوراکدهی و… زمان دقیقی را برای آن تعیین کرد. اما این میزان اورانیوم، حد بسیار قابلتوجهی محسوب میشود.









