دوشنبه 04 اسفند 1404
Sunday, 22 February 2026

هنوز دو ماه نشده می‌خواهید فیلمی از حوادث دی ماه بسازید؟ واقعا که خیلی ...

عصر ایران یکشنبه 03 اسفند 1404 - 18:41
چند روز است که خبری منتشر شده مبنی بر ساخت فیلمی درباره اتفاقات رخ داده در همین دی ماه گذشته، به همین سرعت فیلمنامه نوشتند و پیش تولید هم آغاز شده؟!

عصر ایران ؛ نهال موسوی - روز گذشته کانون کارگردانان سینمای ایران در جواب به اظهارات رئیس بنیاد فارابی بیانیه‌ای صادر کرد و در واقع اعلام کرد که چرا فیلم‌های مورد حمایت فارابی در جشنواره فیلم فجر چهل و چهارم ( همین دوره اخیر) نتوانسته‌اند نشان دهنده دغدغه مردم و سینمای ایران باشند. 

حال همزمان با این اتفاق باز چند روز است که خبری منتشر شده، مبنی بر شروع پیش تولید ساخت فیلمی به اسم «شب بلوا» درباره اتفاقات رخ داده در همین دی ماه گذشته.

معلوم نیست که نهاد یا ارگانی تصمیم به چنین کاری گرفته است یا بخش خصوصی، ولی آنچه روشن است این است که اعلام شده: داستان فیلم به چهار ساعت ابتدایی روز ۱۸ دی‌ می‌پردازد؛ زمانی که اینترنت، تلفن و پیامک‌ها در سطح کشور قطع شده بود و روایت کلی فیلم در محیط خیابان‌های تهران جریان دارد.

آنچه درباره آماده‌سازی فیلم «شب بلوا» شنیده می‌شود، بیش از آنکه نوید یک اثر سینمایی باشد، یادآور یک رویه فرسوده، شناب‌زده و شکست‌خورده است؛ رویه‌ای که سال‌هاست سینمای ایران را به ابزاری تبلیغاتی تقلیل داده و هر بار نیز با همان نتیجه تکراری به پایان رسیده: بی‌اعتباری، بی‌مخاطبی و شکست.

خبر ساخت این فیلم - حالا چه ارگانی باشد و چه از بخش خصوصی - درباره حوادث دی، بیش از آن‌که خبر فرهنگی باشد، یک شوخی تکراری است. از همان شوخی‌هایی که آن‌قدر شنیده‌ایم دیگر حتی خنده‌دار هم نیست. 

هنوز خاک ماجرا گرم است، هنوز جامعه در شوک و پرسش و خشم دست‌وپا می‌زند، اما دوستان با همان شتاب همیشگی رسیده‌اند تا «روایت نهایی» را بسازند، روایتی که البته از پیش نوشته شده و فقط منتظر بازیگر و دوربین بوده است.

مسئله اصلی فقط خود این فیلم نیست؛ مسئله «زمان» و «نیت» است. هنوز دو ماه هم از حوادث دی نگذشته و زخم جامعه تازه است، اما عده‌ای با عجله‌ای مشکوک می‌خواهند روایت رسمی و دلخواه خود را در قالب فیلم تثبیت کنند. 

این شتاب نه از فوران خلاقیت می‌آید و نه از دغدغه فهم واقعیت، بلکه محصول این است که هرچه زودتر هست از این موقعیت هم یک پروژه دست و پا کرد و به این بهانه پولی گرفت و فیلمی ساخت.

سینما، اگر قرار است هنر باشد، نیازمند فاصله است؛ فاصله‌ای برای تامل، برای دیدن همه‌سویه واقعیت، برای شنیدن صداهای متضاد. اما در این‌گونه پروژه‌ها، فاصله آگاهانه حذف می‌شود تا نتیجه همان چیزی شود که سفارش‌دهنده می‌خواهد، نه آنچه حقیقت اقتضا می‌کند. به همین دلیل است که اغلب این آثار، پیش از اکران، تاریخ مصرف‌شان تمام شده است.

فیلم‌های از این دست سال‌هاست یک مشکل بنیادین دارند: آن‌ها «پاسخ» دارند اما «سؤال» ندارند. از ابتدا معلوم است که قهرمان کیست، مقصر کیست و تماشاگر باید به چه نتیجه‌ای برسد. چنین اثری نه درام می‌شود، نه سینما؛ نهایتاً بیانیه‌ای تصویری است که حتی مخاطب هم‌سو را هم خسته می‌کند.

خیابانی در شب حوادث دی ماه 1404

واقعیت تلخ این است که سازندگان این آثار، جامعه را نادان فرض می‌کنند، گمان می‌کنند می‌توان با چند دیالوگ شعاری، چند شخصیت مقوایی و چند صحنه اغراق‌آمیز، افکار عمومی را «مدیریت» کرد. 

در حالی که مخاطب امروز، بسیار آگاه‌تر از آن است که چنین پروژه‌هایی را جدی بگیرد. نتیجه؟ سالن‌های خالی، تمسخر در فضای عمومی و ماندگاری صفر.

طنز تلخ ماجرا این‌جاست که سازندگان این آثار هنوز فکر می‌کنند مخاطب در دهه شصت زندگی می‌کند؛ نشسته، ساکت، و منتظر است کسی بیاید و برایش توضیح بدهد «چه اتفاقی افتاده» و «چه کسی مقصر است». 

غافل از این‌که مخاطب امروز، قبل از اکران فیلم، ده‌ها روایت دیده، صدها شاهد شنیده و هزاران سؤال بی‌پاسخ دارد. نتیجه این نابرابری؟ فیلمی که به راحتی می‌توان گفت حتی قبل از نمایش، لو رفته، مصرف شده و بی‌اثر است.

از همه بدتر، این فیلم‌ها نه‌تنها کمکی به آرامش و فهم اجتماعی نمی‌کنند، بلکه شکاف را عمیق‌تر می‌سازند. چون به‌جای شنیدن درد، آن را انکار می‌کنند.

به ‌جای طرح پرسش، حکم صادر می‌کنند؛ و به‌جای همدلی، انگ می‌زنند. سینمایی که چنین کارکردی داشته باشد، دیگر هنر نیست، ابزار است، آن هم ابزاری ناکارآمد.

تجربه نشان داده این فیلم‌ها نه تنها «اثرگذار» نمی‌شوند، بلکه دقیقاً نتیجه معکوس می‌دهند. هیچ‌کس با دیدن آن‌ها قانع نمی‌شود، هیچ زخمی ترمیم نمی‌شود، و هیچ اعتمادی بازنمی‌گردد. تنها چیزی که تولید می‌کنند، موجی از تمسخر، بی‌اعتمادی بیشتر و یک شکست دیگر در کارنامه سینمای رسمی است.

اگر قرار است درباره حوادث اجتماعی فیلم ساخته شود، باید صبر کرد، گوش داد، تحقیق کرد و از دل تجربه زیسته مردم روایت بیرون کشید. هر چیز غیر از این، فقط اتلاف بودجه عمومی و توهین به شعور مخاطب است. 

تجربه بارها ثابت کرده که تاریخ، این فیلم‌ها را نه به‌عنوان «اثر سینمایی»، بلکه به‌عنوان سند شکست یک نگاه بسته و دستوری به هنر ثبت می‌کند.

مشکل «شب بلوا» نیست؛ مشکل این اصرار لجوجانه بر ساختن فیلم‌هایی است که پیشاپیش شکست‌خورده‌اند، اما باز هم ساخته می‌شوند؛ فقط چون عده‌ای هنوز نفهمیده‌اند که سینما را نمی‌شود با بخشنامه و عجله و ترس اداره کرد.

کاش متوجه شوند که سینما آینه است، نه بلندگو. و هر بار که تلاش می‌کنند از آن به‌عنوان بلندگو استفاده کنند، فقط صدای ناهنجار خودشان را بلندتر می‌کنند؛ صدایی که دیگر کمتر کسی حوصله شنیدنش را دارد.

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.