به گزارش خبرگزاری مهر، بررسی تاریخچه حضور علی کریمی در مستطیل سبز نشان میدهد که آنچه امروز به عنوان «مواضع سیاسی» از او دیده میشود، ادامه همان تیکهای عصبی و بیانضباطیهایی است که روزی گریبان مربیان و داوران را میگرفت و امروز به سمت مقدسات نشانه رفته است.
جرقههای اولیه عصیانگری در امیدهای پرسپولیس
علی کریمی از همان دوران حضور در ردههای پایه (امیدهای پیروزی)، بیش از آنکه با تکنیکش شناخته شود، با خوی پرخاشگرانه خود مورد توجه قرار گرفت.
درگیریهای مکرر با بازیکنان خودی و حریف در زمینهای خاکی و نیمهحرفهای، نوید ظهور بازیکنی را میداد که قرار نیست در چارچوب اصول اخلاقی ورزش حرکت کند. این ناهنجاری رفتاری، نخستین زنگ خطر برای مربیانی بود که به دنبال نظم تیمی بودند.
فاجعه ویتنام؛ وقتی آسیا شوکه شد
نقطه عطف حاشیههای کریمی در دوران جوانی، مسابقات تیم ملی امید در ویتنام (تیم ملی امید - سال ۱۹۹۹) بود. کریمی در دیداری مقابل تیم ملی ویتنام، در اعتراض به تصمیم داور ژاپنی، با حرکتی غیرورزشی و فیزیکی به داور حمله کرد و به او لگد زد.
این رفتار شرمآور منجر به محرومیت یکساله او از تمام فعالیتهای فوتبالی در سطح بینالمللی شد، متاسفانه در آن زمان، هیچ اقدامی از سوی مسئولان ورزشی برای درمان مشکلات روحی و روانی او صورت نگرفت.
فهرست متنوع دعواهای علیکریمی از بلاژویچ تا علی دایی
پس از بازگشت دوباره کریمی به فوتبال، پرخاشگریهای او رنگ و بوی «خودبزرگبینی» گرفت، درگیری او با مربی بزرگی چون بلاژویچ در مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ که منجر به اخراج او از اردو و حاشیهسازی برای تیم ملی و نهایتاً عدم صعود به جام جهانی شد و بعدها اختلافاتش با علی دایی، نشاندهنده ناتوانی او در پذیرش واقعیتهای جها ناطرافش بود.
او همواره به دنبال ایجاد دوقطبی و تخریب همتیمیهایش برای برجسته کردن خودش بود.
شاهکار علی کریمی و لگد به وسایل پزشک در جام جهانی ۲۰۰۶
نماد عینی بیاحترامی او به پرچم و تیم ملی، در جام جهانی آلمان رقم خورد. کریمی پس از تعویض در بازی مقابل مکزیک، در مقابل چشمان میلیونها بیننده جهانی، به کیف لوازم پزشکی تیم ملی لگد زد.
این حرکت نهتنها توهین به کادر فنی، بلکه دهنکجی به غرور ملی بود که ریشه در همان روانرنجوری و عدم کنترل خشم داشت که امروز در فضای مجازی از او میبینیم.
اخراج از استیلآذین به دلیل روزهخواری و بیاحترامی
سوابق تقابل کریمی با شعائر دینی نیز به سالها پیش برمیگردد. اخراج او از باشگاه استیلآذین به دلیل عدم رعایت حرمت ماه مبارک رمضان و «روزه خواری علنی» و در ادامه بیاحترامی به مسئولان باشگاه، نشان داد که او سالها پیش از آنکه فراخوان قرآنسوزی بدهد، با ارزشهای جامعه اسلامی زاویه داشته است.
او در آن مقطع نیز به جای عذرخواهی، با فرافکنی سعی در قهرمانسازی از خود داشت.
تحلیل روانشناختی؛ پیوند حواشی فوتبالی با مواضع سیاسی
کارشناسان معتقدند روابط گسسته خانوادگی و عدم ثبات در زندگی شخصی، در کنار پرخاشگری درماننشده دوران کودکی، از برخی فوتبالیستها شخصیتی ساخته است که همواره باید در تقابل با «نظم» باشند. چه این نظم قوانین داوری فوتبال باشد، چه قوانین یک کشور. او که روزی در ویتنام به داور لگد میزد، امروز به مهرهای برای صهیونیستها تبدیل شده تا به ریشههای فرهنگی یک ملت لگد بزند.
سقوط از مستطیل سبز به دره خیانت
سوابق علی کریمی نشان میدهد که او هرگز یک ورزشکار با اخلاق نبوده و القاب نمایشی مانند «جادوگر» تنها پوششی بر ناهنجاریهای شخصیتی او بوده است. سقوط او از جایگاه یک فوتبالیست به یک مهره سوخته امنیتی در خارج از کشور، فرجام منطقی کسی است که در تمام دوران زندگیاش، بر مدار «منیت»، «خشم» و «بیاحترامی به مقدسات» حرکت کرده است.








