چهارشنبه 29 بهمن 1404
Tuesday, 17 February 2026

تحلیل گاردین از مذاکرات ایران و آمریکا؛ «عراقچی شطرنج باز» در برابر «ویتکاف کشتی‌گیر»

عصر ایران سه شنبه 28 بهمن 1404 - 23:01
دونالد ترامپ مذاکره را به مانند کشتی کج نمایشی می‌بیند. از سوی دیگر عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران که 15 سال درگیر مذاکرات هسته‌ای بوده دیپلماتی با تجربه است که کتاب هنر مذاکره را نوشته است.

عصر ایران - دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو سوئیس به پایان رسید. پیش از آغاز این دور، روزنامه گاردین در مقاله‌ای تحلیلی به بررسی وضعیت و مسیر دیپلماسی میان تهران و واشنگتن پرداخته بود. این گزارش با تمرکز بر تفاوت‌های سبک مذاکره عباس عراقچی و محمدجواد ظریف، به ارزیابی رویکرد دو طرف پرداخت و در عین حال، نکاتی را درباره نگاه دونالد ترامپ به دموکراسی مطرح کرد.

نویسنده گاردین معتقد است سبک مذاکره ایران و آمریکا تفاوت‌های بنیادینی با یکدیگر دارد و دستیابی به هرگونه توافق، مستلزم تطبیق و هماهنگ‌سازی این سبک‌های متفاوت است.
 
دونالد ترامپ مذاکره را به مانند کشتی کج نمایشی می‌بیند. از سوی دیگر عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران که 15 سال درگیر مذاکرات هسته‌ای بوده دیپلماتی با تجربه است که کتاب هنر مذاکره را نوشته است.
 
او مدرک کارشناسی خود را از دانشکده روابط بین‌الملل ایران، کارشناسی ارشد علوم سیاسی را از دانشگاه آزاد اسلامی و دکترای اندیشه سیاسی را از دانشگاه کنت در بریتانیا دریافت کرده است.
 
عراقچی در کتاب هنر مذاکره می‌نویسد: « او در کتاب خود می‌نویسد: «اصل اصلی در مذاکره تمرین است: تکرار، تکرار و باز هم تکرار، همراه با پایداری و استقامت. اصرار بر مواضع و تکرار درخواست‌ها ضروری است و هر بار باید با زبان و استدلال متفاوت انجام شود.»
 
عراقچی در مورد روش مذاکره ایرانی در این کتاب می‌نویسد:  «سبک مذاکره ایرانی به طور کلی در جهان به عنوان ‘سبک بازار’ شناخته می‌شود؛ یعنی چانه‌زنی مداوم و خستگی‌ناپذیر. این سبک نیازمند صرف زمان و انرژی زیاد است و کسی که زود خسته و دلزده شود، شکست خواهد خورد.»
 
در مقابل، فرستاده ویژه دونالد ترامپ، استیو ویتکاف، حقوق را در دانشگاه هافسترا در لانگ‌آیلند نیویورک خوانده و سپس ثروت خود را در حوزه توسعه املاک به دست آورده است.
 
در حالی که عباس عراقچی در سیاست داخلی ایران چهره‌ای اجماعی‌تر نسبت به محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین محسوب می‌شود و چارچوب آنچه ایران می‌تواند در مذاکرات ارائه دهد را از خلال مشورت‌های گسترده و مستمر با سطوح مختلف حاکمیت  با دقت تدوین کرده است، ویتکاف با دستورکاری سیال و متغیر وارد گفت‌وگوها شده؛ دستورکاری که بیش از آنکه بر یک فرآیند نهادی متکی باشد، توسط یک فرد شکل می‌گیرد.
 
حالا یک ادعای روزنامه گاردین را مرور می‌کنیم ترامپ مذاکره را به مانند کشتی کج می‌داند و این در حالی است که عراقچی مذاکرات را به مانند شطرنج می‌داند.
 
عراقچی که در خانواده‌ای بازاری متولد شده «پدربزرگش تاجر فرش بوده» استدلال می‌کند که دیپلماسی ایرانی بازتابی از بازارهای سنتی ایران است.
 
اگر نظری تر نگاه کنیم. او در این کتاب که در سال ۲۰۱۴ و زمانی که خارج از دولت بود نوشته شده استدلال می‌کند که قدرت واقعی یک مذاکره‌کننده هنگام ورود به اتاق مذاکره، به میزان انسجام ملی در داخل کشور و قدرت نظامی آن کشور بستگی دارد.
 
اگر دست‌کم توازن قوا با طرف مقابل وجود نداشته باشد، به گفته او بهتر است اصلاً وارد مذاکره نشد تا زمانی که تعادل برقرار شود.
 
با این حال، گرایش ایرانی به گفتن «بله، اما…» می‌تواند تا حد زیادی پیش برود. مشهور است که عراقچی همتای آمریکایی‌اش وندی شرمن را چنان کلافه کرد که او به گریه افتاد، اتفاقی که عراقچی بعدها ابراز تأسف کرد.
 
عراقچی که تاکنون در دو مرحله، شش دور گفت‌وگوی غیرمستقیم با ویتکاف داشته، ادعا می‌کند که حفظ «ابهام» تا چه اندازه حیاتی است.
 
«چهرهٔ یک دیپلمات ماهر باید غیرقابل‌نفوذ باشد و نباید هیچ احساسی از آن قابل تشخیص باشد. توانایی کنترل بروز احساسات در چهره آسان نیست و به تمرین و ممارست مداوم نیاز دارد.»
 
او استدلال می‌کند که فراهم کردن راه خروج آبرومندانه برای طرف مقابل، بخش جدایی‌ناپذیر دیپلماسی است و این را «پل طلایی» می‌نامد؛ اصطلاحی که از چین آموخته است (عراقچی چهار سال سفیر ایران در ژاپن بوده است).
 
الی گرانمایه از شورای روابط خارجی اروپا می‌گوید: «عراقچی بسیار تکنوکرات‌تر و محتاط‌تر است و با دقت بیشتری روی طناب باریکی که برای بقا لازم است، قدم برمی‌دارد. ظریف سیاسی‌تر و صریح‌تر بود و تمایل داشت مرزهای آنچه برای نظام قابل‌هضم است را بیازماید.»
 
در واقع، برخی معتقد بودند که عراقچی از سوی محافظه‌کاران ایرانی به مذاکرات هسته‌ای با واشنگتن وارد شد تا نقشی کنترلی و موازنه‌گر در برابر ظریف ایفا کند.
 
گرانمایه انتظار دارد ایالات متحده خواسته‌های روشنی درباره رقیق‌سازی یا حذف ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران مطرح کند، اما چنین گام غیرقابل‌بازگشتی از سوی ایران، مستلزم اقدامات غیرقابل‌بازگشتِ موازی از سوی آمریکا خواهد بود؛ از جمله آزادسازی بخش بزرگی از دارایی‌های قابل‌توجه ایران که در خارج مسدود شده‌اند.
 
گرانمایه در مورد دنیای ترامپ می‌گوید: «در این دنیای ترامپی، انتظار نداشته باشید همهٔ توافق‌ها روی کاغذ نوشته شوند. ممکن است مجموعه‌ای از تفاهم‌های غیرقابل راستی‌آزمایی وجود داشته باشد؛ از جمله یک پیمان عدم تجاوز میان ایران و آمریکا و متحدانش.»
 
علی انصاری، استاد تاریخ در دانشگاه سنت‌اندروز، معتقد است ایران ممکن است امتیازاتی بدهد تا صرفاً مذاکرات ادامه پیدا کند، اما ترامپ فعلاً عجله‌ای ندارد. در این شطرنج پیچیده، شاید بزرگترین حرکت غافلگیرکننده، موافقت ایران با ورود شرکت‌های نفتی آمریکایی باشد؛ امتیازی اقتصادی که می‌تواند منجر به توافق طرفین شود.

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.