به گزارش خبرگزاری مهر، در بخش نخست بیستودومین جلسه از سلسله نشستهای آموزشی ادبی «تماشا» که برگزار شد، عباس ابوحمزه، آهنگساز و موسیقیدان مطرح کشور، به عنوان سخنران اول حضور یافت و درباره اهمیت موسیقی خلاق و دینی در فرهنگ ایرانی سخن گفت.
وی در ابتدای صحبتهای خود بر این نکته تأکید کرد که موسیقی در ذات خود نباید صرفاً برای موسیقی تولید شود و هنرمند باید هدفی فراتر از نمایش مهارت هنری داشته باشد.
ابوحمزه در ادامه گفت: نمیشود موسیقی را برای موسیقی کار کرد. موسیقی را باید برای اهداف بالاتر آموخت و نواخت.
او با اشاره به جایگاه موسیقی در فرهنگ مذهبی ایران، تجربه شخصی خود از ساخت قطعهای با الهام از نوای نقاره امام رضا(ع) را بیان کرد و افزود که این اثر را با پیانو ساخته است.
وی در تشریح این تجربه، از شرایط روحی دشوار و فراز و نشیبهای شخصی خود سخن گفت و توضیح داد که عنایتهای خاصی مسیر زندگی شخصی و هنری او را جهتدهی و روشن کرده است.
او افزود: این اتفاقات بود که باعث شد تا به امروز موسیقی را برای خدا و اهل بیت ساختهام.
این آهنگساز همچنین با تأکید بر توکل و نداشتن دغدغه درباره نتیجه کار هنری خود گفت: چیزی که من اعتقاد دارم این است که نتیجه به عهده من نیست. به همین دلیل من هرگز نجنگیدم. در مسیر زندگی خداوند امکانات خوبی داده و تلاش میکنم آن روزی را استفاده کنم.
وی تصریح کرد: برای تولید آثارش زحمت زیادی کشیده اما نتیجه انتشار اثر و نوع مواجهه مخاطبان با آن، از اختیار او خارج است.
ابوحمزه همچنین درباره مخاطبان موسیقی مذهبی تلفیقی توضیح داد و گفت: این نوع آثار گاهی برای افرادی که سالها با ادعیه مأنوس بودهاند، احساس متفاوت و حتی عجیبی ایجاد میکند. به گفته او، مخاطب اصلی چنین موسیقیهایی بیشتر کسانی هستند که انس چندانی با دعا و فضاهای مذهبی ندارند.
در ادامه برنامه، قطعاتی از آثار عباس ابوحمزه که با تلفیق موسیقی و ادعیه تولید شده بود، برای حاضران پخش شد و مورد توجه علاقهمندان قرار گرفت.

شعر نیمایی
در بخش دوم این نشست، مرتضی امیری اسفندقه، شاعر و پژوهشگر ادبی، به عنوان سخنران بعدی به بیان دیدگاههای خود در موضوع شعر نیمایی پرداخت. وی در آغاز سخنانش به اهمیت حال خوب برای شاعر اشاره کرد و گفت: شاعر زمانی میتواند شعر بگوید که روحیهای روشن و زنده داشته باشد. او این حال خوب را همان روح الهی دانست که در وجود همه انسانها هست، اما شاعر به صورت ویژه از آن مراقبت میکند.
اسفندقه با تأکید بر اینکه این حال خوب باید همواره تازه و پویا بماند اظهار کرد: این حال خوب ایستا نیست و اگر نو نشود، از حال بد هیچ کم ندارد.
وی سپس به جریانشناسی شعر فارسی پرداخت، اما نه از منظر تاریخی، بلکه از زاویه نوآوری در فرم و ساختار شعر. او مولوی را یکی از شاعران اندیشمندی دانست و افزود: در اشعار خود گاهی اوزان عروضی شعر را مزاحم اعلام کرده و به محدودیتهای وزن و ردیف و قافیه معترض بوده است.
اسفندقه در ادامه توضیح داد: بسیاری از سبکهای شعری در طول تاریخ شکل گرفتند تا زمینه ظهور شاعری مانند نیما یوشیج فراهم شود؛ شاعری که به گفته او توانست از زندان وزن و قافیه عبور کند و مسیر تازهای در شعر فارسی بگشاید.
براساس گفتههای وی، ما از آغاز شعر پارسی تلاشهایی برای تازگی در شعر داشتهایم، اما تمامی این تازگیها در همان ساختارهای شعری پیشین صورت میگرفت. نیما کسی است که از این محدویت وزن و ردیف و قافیه بیرون میزند. تمام تلاشهای شاعران پیشین مانند مولوی، مانند صائب تبریزی، در درون همان قالبهای پیشین صورت میگیرد، اگرچه داعیه رهایی از قالبها را دارند، اما در نهایت کسی که محدودیت این قالبها را باز میکند، نیماست.

رمضان، فرصتی برای گناهشویی
در این نشست، محمدرضا سنگری، پژوهشگر و استاد ادبیات، با اشاره به قرار گرفتن در آستانه ماه مبارک رمضان گفت: روزهای پایانی ماه پیش از رمضان، کمتر از خود این ماه عزیز نیست؛ بلکه تمهیدی برای آمادهسازی روحی و روانی انسان به شمار میآید، و به بیتی از حافظ استناد کرد:
ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید
از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد
سنگری با بیان اینکه موضوع اصلی این نشست «نیایش» است، افزود: میخواهیم از خدا و نوع ارتباطی که در ادبیات و فرهنگ ما با او برقرار میشود سخن بگوییم.
او در ادامه به اهمیت واژه در آفرینش ادبی اشاره کرد و گفت: واژهها قلمروهای چندگانه معنایی دارند که باید شناخته شوند. من دستکم برای هر واژه ۲۳ شخصیت قائلم. هر کس میخواهد اثری بیافریند که تکیهگاه آن واژه است، باید موسیقی واژهها را دقیق بشناسد. شاعری که میخواهد حماسه بسراید، باید وزن و طنین واژهها را درک کند.
این استاد ادبیات با تأکید بر موسیقی حروف افزود: گاهی یک واژه در کانون توجه شاعر قرار میگیرد. حروف نیز موسیقی و نسبت خاصی با مفاهیم دارند. برخی شاعران از طنین حروفی چون «ش»، «س» و «ر» بهرهگیری ویژه میکنند. همانگونه که کلمات برای معنا وضع شدهاند، حروف نیز بار معنایی دارند.
سنگری همچنین با اشاره به ریشههای واژه «رمضان» گفت: یکی از معانی رمض، از رمیض، به باران پایان تابستان و آغاز پاییز اشاره دارد که غبارها را مینشاند. رمضان نیز فرصتی برای گناهشویی است.
وی یادآور شد: امام سجاد از این ماه با عنوان «شهر تمحیص» یاد کرده است. از دیگر معانی رمض، نرم کردن است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به مفهوم مناجات و نیایش پرداخت و تصریح کرد: نیایش که به طور کلی با واژه دعا شناخته میشود، باید ده ویژگی داشته باشد. بعید است در فرهنگ ملتی به اندازه ایرانیان، نیایش حضور داشته باشد؛ بهگونهای که اگر متون کهن را بررسی کنیم، یکسوم آنها به موضوع نیایش اختصاص دارد.
به گفته سنگری، نخستین ویژگی نیایش، امیدواری است؛ نیایش باید همراه با امید به استجابت و پذیرش باشد.
تبیین جایگاه «نظام شعری» در آفرینش اثر هنری
در بخش دیگر این نشست، کتاب «ابد» سروده طیبه عباسی، از جمله کتابهای چاپشده در طرح «مطلع» معرفی و بررسی شد. در نقد این کتاب حسنی محمدزاده شاعر و پژوهشگر ادبی، به تبیین جایگاه «نظام شعری» در آفرینش اثر هنری پرداخت و گفت: بخش عمده تفاوت میان شاعران، در نحوه خیالپردازی و قدرت تخیل آنان نهفته است. همانگونه که همه تابلوهای نقاشی از خطوط و تصاویر تشکیل شدهاند اما همگی واجد عمق هنری نیستند، شعر نیز صرفاً با تصویر و خیال شکل نمیگیرد، بلکه نظام حاکم بر آن است که به اثر قدرت میبخشد. هرچه این نظام منسجمتر باشد، شعر نیز استوارتر خواهد بود.
وی با اشاره به دیدگاههای عبدالقادر جرجانی در قرن پنجم افزود: جرجانی خاستگاه زیباییشناسی شعر را در نظام کلماتی میداند که در کنار یکدیگر قرار میگیرند. شعر بیتردید از تصویر و خیال بهره میبرد، اما تمامیت آن در این عناصر خلاصه نمیشود. شکلگیری نظامی تازه در شعر موجب میشود صور خیال به تکرار و همسانی نیفتند.
محمدزاده با تأکید بر گستردهتر شدن دایره نظم در روزگار معاصر تصریح کرد: ممکن است آنچه حافظ در قرن هفتم سروده، در زمان خود شعر تلقی میشده، اما امروز در قالبی دیگر و با تعریفی متفاوت فهم شود. نگاه ما به شعر و نظم دچار تحول شده و این تحول، دایره امکانات شاعر را نیز گسترش داده است.
وی یکی از چالشهای شعر امروز را تصاویر اشباعشده دانست و اظهار کرد: در مواجهه با شعر جوان امروز، گاه با تصاویری روبهرو میشویم که بارها تکرار شدهاند. برخی گمان میکنند هرچه سادهتر بنویسند، هنرمندانهتر عمل کردهاند، در حالی که سادگی لزوماً به معنای نوآوری نیست.
به گفته او، میتوان صور خیال را به سه دسته تقسیم کرد: نخست، خیالهای اشباعشده و تکراری؛ دوم، خیالهایی که پیشتر به کار رفتهاند اما شاعر با نگاهی تازه آنها را بهروز میکند؛ و سوم، خیالهای بدیعی که حاصل آفرینش مستقیم شاعر است.
وی تأکید کرد: نو کردن زبان و ارائه ترکیبهای تازه، زمانی موفق است که به اقناع هنری بینجامد و مخاطب را با خود همراه سازد.
محمدزاده همچنین یادآور شد: کلمات هنگامی که در ساختار شعر قرار میگیرند، از معنای روزمره خود فاصله میگیرند و در قاموسی تازه معنا مییابند.
نشانهای از دگردیسی و تحول در جهانبینی شاعر
فریبا یوسفی، شاعر، منتقد ادبی و دبیر دوره تکمیلی شعر تماشا نیز در بیانی موجز، کتاب «ابد» را آینه سیر ادبی شاعر و حرکت او از بیان عاطفهمحور به بیانی اندیشهورزانه معرفی کرد. او موسیقی غزلهای این کتاب را نیز بسیار روان توصیف کرد و به شاعر پیشنهاد کرد که حاصل مطالعات و آموختههای خود را نیز با تلمیحات در اشعار بعدی خود منعکس کند.
در بخش دیگر این نشست، سید وحید سمنانی سه غزل آغازین این مجموعه را آثاری قابل توجه دانست و گفت: این غزلها نشان میدهد با شاعری کارکشته و مسلط بر زبان و قالب روبهرو هستیم و من از خواندن آنها لذت بردم. با این حال، هرچه به جلو میرویم، نمود عناصر ادبی کمرنگتر میشود؛ البته این امر لزوماً به معنای ضعف نیست، بلکه میتوان آن را نشانهای از دگردیسی و تحول در جهانبینی شاعر دانست.
سمنانی افزود: در روزگاری که بسیاری از شاعران ـ چه زن و چه مرد ـ همچنان در چارچوب تکرار سنتها مینویسند، این امر در مقام مشق ادبی ایرادی ندارد، اما در مرحله ارائه اثر، آنچه اهمیت مییابد میزان بروز جهانبینی شخصی شاعر است.
وی با اشاره به استحکام بیانی این مجموعه اظهار کرد: از نظر چارچوب بیانی، کتاب «ابد» اثری منسجم و محکم است. با تأمل در این مجموعه میتوان مسیرهایی را که شاعر برای رسیدن به این غزلها پیموده، مشاهده کرد. غزلهای کتاب غالباً کوتاهاند و این ویژگی در سراسر مجموعه جریان دارد. برخی از این آثار، از نظر تصویرپردازی و نحوه ارائه زبان، نشان میدهد شاعر از فضاها و چارچوبهای پیشین عبور کرده و به بیان تازهای دست یافته است.
در بخش پایانی این نشست که در سالن مهر حوزه هنری برگزار شد، حجتالاسلام اسماعیل رمضانی با اشاره به مسئله «قضا و قدر» و نسبت آن با اندازه و سعه وجودی انسان، به ظرفیت معنوی شعر پرداخت و گفت: شعر ظرفیتی عظیم برای پاسخگویی به دلتنگیهای انسان دارد و میتواند پناهگاه روح باشد.
وی با اشاره به اشعاری منسوب به امام حسین(ع) در روز عاشورا و همچنین اشعاری از امیرالمؤمنین علی(ع) در لحظه دفن حضرت فاطمه زهرا(س)، اظهار کرد: حتی در سختترین لحظات تاریخ تشیع، شعر بهعنوان زبان معنا و مقاومت حضور داشته است. وی همچنین درباره اشعار منسوب به حضرت عباس(ع) در واقعه عاشورا افزود: این نمونهها نشان میدهد شعر، میدان و آوردگاهی بزرگ برای تجلی ایمان و حقیقت است.
رمضانی با تأکید بر اینکه شعر موهبتی الهی است، تصریح کرد: اگر به قلب انسانی شعر عطا شود، نشان از ظرفیت وجودی او دارد و نمیتوان فردی را که سعه وجودی لازم را ندارد، به شعر آراست. از اینرو شاعران از داراترین طیفهای هستی در عرصه هنر برخوردارند.
جایگاه والای هنر متعهد در سنت دینی است
وی در عین حال هشدار داد که چنین سرمایهای میتواند هم فرصت باشد و هم تهدید؛ چراکه اگر این ظرفیت در مسیرهای نادرست مانند بازیهای سیاسی یا منافع مادی هزینه شود، به انحراف خواهد رفت.
وی با بیان اینکه هنری که میتواند پاسخگوی حال امام در شب شهادت باشد، سرمایهای کمنظیر است، گفت: گاه ممکن است صاحبان تریبون دینی به دلیل در اختیار داشتن سرمایهای معنوی، در معرض لغزش بیشتری قرار گیرند.
رمضانی در ادامه با اشاره به سخنی از علامه طباطبایی درباره آمادگی برای معاوضه ثواب تفسیر «المیزان» با شعر ایرج میرزا درباره حضرت علیاکبر(ع)، گفت: این بیان را نباید صرفاً مبالغهآمیز دانست، بلکه نشاندهنده جایگاه والای هنر متعهد در سنت دینی است.
وی همچنین با اشاره به سیره ائمه اطهار(ع) اظهار کرد: اهلبیت(ع) به هنرمندانی که هنر خود را در خدمت معارف دینی قرار میدادند، توجه ویژهای داشتند؛ چنانکه امام صادق(ع) به دعبل خزاعی اهتمام خاصی نشان میداد و جایگاه هنرمند متعهد را ارج مینهاد.









