جمعه 17 بهمن 1404
Friday, 06 February 2026

جشنواره 44 فجر- روز ششم/ زمانی برای معاشقۀ اسب‌ها 

عصر ایران جمعه 17 بهمن 1404 - 12:00
خوشا به حال سینمایی که برای نمایش انسانی‌ترین روابط به جای دو آدم ناچار است دو اسب را نشان دهد تا نقش «عروسک هلندی» و «مرغ عشق» را ایفا کنند

    عصر ایران؛ مهرداد خدیر- در ششمین روز چهل‌و چهارمین جشنوارۀ فیلم فجر، سه فیلم برای رسانه‌ای‌ها نمایش داده شد: رقص باد، بیلبورد و حال خوبِ زن.

    البته قرار بود «قایق سواری در تهران» نمایش داده شود اما «حال خوبِ زن» جای آن را گرفت تا برای تماشای حاصل همکاری دوباره رسول صدر‌عاملی و پیمان قاسم‌خانی -بعد از 25 سال- تا فردا صبر کنیم.

  "رقص باد" را ندیدم و طبعا نمی‌توانم دربارۀ آن بنویسم  و تنها خواندم که کارگردان - سید جواد حسینی- گفته است: "ملودرام‌های اجتماعی پایین شهری، بد نیستند اما ما تصمیم گرفتیم مسیری دیگری را انتخاب و داستانی را روایت کنیم که خیلی ها سراغ آن نمی‌روند". تهیه کننده هم تأکید کرد: اصرار داشتیم فیلم واقعا سینما باشد و از فضاهای تلویزیونی و ویدیویی فاصله بگیریم."

فیلم بعدی - بیلبورد- ساخته سعید دشتی است و  به نظر می رسد کارگردان دو هدف را دنبال کرده است:

  اول آن‌که نشان دهد آنچه در اینستاگرام می‌بینیم واقعی نیست و زندگی واقعی جای دیگری جریان دارد و این نکته را به شکل‌های مختلف و گاه با شعار و نه تصویر بیان می‌کند تا جایی که بارها می‌گوید: فلان ویدیو دو میلیون بار دیده شد و آن یکی پنج میلیون مرتبه در حالی که بر بیننده ثابت شده  آن فیلم‌ها واقعی نیستند و دارد می‌بیند تحت فشار و تهیدد برای نجات جان دختربچه از دست گروگان‌گیر به آنها تن داده است.

  همان آغاز فیلم که ما را غافل‌گیر می‌کند نیز می‌خواهد بگوید نه تنها داریم فیلم می‌بینیم که در همین فیلم غیر واقعی نیز باز فریب خوردیم و بازیگر در حال ایفای نقش است. نام دختر (برکه) هم شاید تمثیلی باشد از این که برکه دوست داشتنی‌تر و واقعی‌تر از اقیانوس خیالی فضای مجازی است.

  هدف بعدی هم واقعیت زندگی و ترسیم اندازۀ سوپر استارهاست که به اندازۀ بیلبوردها و فضای مجازی بزرگ نیستند و شاید استفاده از امین حیایی برای نقشی کوتاه که به سادگی از عهدۀ یک بازیگر متوسط هم برمی‌آمده و آن هم بدون گریم و جاذبه های همیشگی می‌تواند به همین خاطر بوده باشد و در واقع او را به بازی گرفته‌اند تا از او و امثال او انتقاد کنند!

فیلم بیلبورد

   بیلبورد را می‌توان فیلمی در نقد اینستاگرام دانست چندان که کارگردان هم در نشست خبری گفت:" شبکه‌های اجتماعی هر روز تعاریف جدیدی از موفقیت و شهرت به ما می‌دهند. تصاویری کاریکاتوری و سطحی از زندگی دیگران که عمقی در آن نیست. دغدغه همیشگی من این بوده که شهرت و موفقیت، به‌تدریج انسان را از اصول مهمی دور می‌کند؛ از جمله نقش او در خانواده. ما پیش از آنکه هنرمند باشیم، پدر، مادر، همسر، فرزند یا خواهر و برادر هستیم."

   اگر در نشست حاضر بودم از کارگردان می پرسیدم آیا دعوت از امین حیایی برای ایفای نقشی که از عهده هر بازیگر عادی هم برمی‌آمد ( اگر به خاطر استفاده در گیشه نباشد) آیا به این خاطر نبوده که بگویید سوپراستاری در کار نیست و طبعا تأیید نمی‌کرد ولی گفت:  با وجود کوتاه‌بودن نقش، حضور ایشان بسیار تأثیرگذار بود. بله. تأثیر گذار بود. منتها با همان هدفی که در بالا آمد و احتمالا خود امین هم بعدا دریافته باشد! 

   می‌رسیم به «حال خوب زن» که نام آن یادآور «بوی خوش زن» است و از این نظر فریبنده ولی شباهتی ندارند. قابل پیش‌بینی است که بعد از اکران شاهد دو گونه موضع گیری باشیم. کسانی که این فیلم را در حمایت از زنان می‌دانند و واکاوی روان شناختی عاملی که در جدایی زن و شوهرهای جوان نقش دارد و در سینما به آن پرداخته نشده و گروه دوم گرایش‌های فمینیستی که اصرار کارگردان بر نقش اصلی زن به عنوان تأمین کنندۀ خواست‌های تنانۀ مرد را سرزنش خواهند کرد اگر چه کارگردان انکار کرد.


  در ابتدا این سؤال در ذهن مخاطب شکل می گیرد که زنی که به نوازش و تماس مرد احساس نیاز نمی‌کند چرا وارد یک رابطه و بعد ازدواج شده ولی بعد متوجه می‌شویم مشکل دارد.

  در میانه و بخشی از فیلم به یاد «لیلا»ی مهرجویی می‌افتیم وقتی زن به دنبال زن دیگری است تا نیازهای جنسی همسر خود را برآورده کند و تا او را از دست ندهد ولی کارگردان تأکید کرد چنین قصد و ارجاعی نداشته اما اگر کسانی را به یاد آن فیلم می‌اندازد برای او ارزش‌مند است.
    
  هر چند دلیل امتناع زن از روابط تنانۀ زناشویی را در همان آغاز قصه قابل حدس است ولی انتظار می‌رود این بار حکایت همیشگی سوء رفتار همسایه در میان نباشد منتها می‌بینیم که همان کلیشۀ همیشگی است و تفاوت در نماد «اسب» است که در ذهن زن از زمان کودکی نقش بسته و به همین خاطر به رغم تحصیل در رشتۀ دام‌پزشکی سراغ دام‌های بزرگ مانند اسب نمی‌رود و سرگرم درمان سگ و گربه خانگی است و وقتی سوار اسب می‌شود یعنی درمان او موفق بوده و از تمام فیلم آنچه در پایان در ذهن می‌ماند صحنۀ مواجهۀ عاشقانۀ دو اسب است.

  خوشا به حال سینمایی که برای نمایش انسانی‌ترین روابط به جای دو آدم ناچار است دو اسب را نشان دهد تا نقش «عروسک هلندی» و «مرغ عشق» را ایفا کنند. تصویری که کارگردان، به آن می‌نازد و می‌بالد و شماری از مخاطبان هم پسندیدند ولی بعضی کاریکاتوری و اغراق‌آمیز دانستند و از تقلیل نقش زن به وظایف زنانگی چونان مادیان انتقاد کردند.


   نکتۀ قابل توجه دربارۀ «حال خوب زن» این است که هم فیلم بلند اول تهیه‌کننده (حسین کاکاوند) است هم فیلم بلند اول  کارگردان آن و هم نخستین فیلم سینمایی که علی مرادی -بازیگر نقش قربان در سریال تلویزیونی «سوجان» - بازی کرده است.

  علی مرادی از آنچه در فیلم می بینیم جوان‌تر است و همان‌گونه که تصمیم گرفت به جای مجری‌گری تلویزیون در سریال بازی کند حالا نشان داده به سریال قانع نیست و به عرصۀ سینما آمده و برندۀ اصلی این فیلم اوست چون می‌تواند سکوی پرش او باشد.

  اگرچه نام فیلم «حال خوبِ زن» است اما اگر به تمثیل اسب‌ها بازگردیم و تشبیه زن به مادیان نام آن می‌توانست «زمانی برای معاشقۀ اسب‌ها» هم باشد تا به جای فیلم آل‌پاچینو ما را به یاد فیلم بهمن قبادی بیندازد: زمانی برای مستیِ اسب‌ها!

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.