
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، محمدحسین مهدویان در جشنواره فجر امسال کار ویژهای نکرد؛ کار معمولی هر ایرانی واقعی را انجام داد؛ کاری که توقع میرفت و میرود هر فرد علاقهمند نسبت به آب و خاکش انجام دهد. اما همین واکنش طبیعی و وطندوستانه مهدویان، آب در لانه مورچگان زیادی شد و خشم سلبریتیها و غربزدههای داخلی و خارجی را به همراه داشت.
یکی از تازهترین واکنشها را مهران احمدی به مهدویان نشان داده است. بیایید اینواکنش را از نظر فرم و ساختار نقد و بررسی کنیم؛ احمدی از اول تا آخر ویدیوی یکی دو دقیقهایاش نشان داد که از گذشته مهدویان خبر دارد و مثلا نمیخواهد به رویش بیاورد که با رانت و حمایت حکومتی به جایگاه امروزیاش رسیده است. از طرف دیگر، هم سعی کرد اینمعنا را جاگیر ذهن مخاطب ویدیوی خود (نه مهدویان که مردم عادی) کند که خودش با زحمت و زور بازو به جایگاه امروزی رسیده است. به اینترتیب مثلا ما شاهد یکمقایسه بین هنرمندی حکومتی و هنرمندی مردمی بودیم!
از ابتدا تا انتهای ویدیو، مهدویان، دوستِ جوان و بیتجربه مهران احمدی خوانده شد و در انتها هم این ژست گرفته شد که ما عزادار برادران و خواهرانمان هستیم و مهدویان نیست! اینژست آزادیخواهانه و دموکراسیطلبانه هم گرفته شد که مهدویان! تو اگر میخواهی در جشنواره فجر شرکت کن! ما نمیکنیم!
کاری که مهران احمدی در اینویدیو انجام داد، تازگی نداشت. همان سناریوی قدیمی رسانههای یهودی برای جداکردن هنرمندان از مردم و هنرمندان از هنرمندان با تقسیمبندیشان به دو گروه هنرمند حکومتی و آزاده بود؛ پروژهای که حدود یکی دو دهه است کلید خورده و تا حدودی هم در انحراف اذهان مردم از اتفاقات مربوط به سلبریتیها و کثافتکاریهای اخلاقی و اقتصادیشان موفق بوده است. البته اینجماعت گاهیاوقات با اسراف و زیادهروی در خلق و خویی که از آنها سراغ داریم، باعث کمرنگشدن آنجریان رسانهای و رفتن آبروی خودشان میشوند.
خب تا اینجای کار اتفاق تازهای نیافتاده و توقع چنین لگدپرانیهایی توسط یک یا چند سلبریتی نسبت به مهدویان و شرکتکنندگان در جشنواره فجر میرفت؛ اما سوال این است که چرا مهران احمدی ایندفعه این سیس را برداشت که من مردمیام و فلانی حکومتی؟ یعنی او هم باور داشته که اینبار کار تمام است؟ پس تکلیف فیلمهایی که برای صدا و سیما و سینما و شبکه نمایش خانگی بازی کرده و پشت خیلیهایشان هم نهادهای حکومتی بودند چه میشود؟ شخصیت بهبود سریال پایتخت را کدام بازیگر بازی کرده؟ فیلم مصادره را که ساخته و بازی کرده آقای احمدی؟ آیا احمدی واقعا نمیداند عمر تاثیرگذاری بر مغزهای کوچک زنگزده گروه مخاطبان سادهلوح فضای مجازی، یکی دو ساعت یا حداکثر یکی دو روز است و حقیقت مربوطه را می فهمند؟ جالب است که هومن سیدی کارگردان جوانی هم که طی سالهای گذشته در همینسینما بالا آمده و از حمایتها بیبهره نبوده، با یکپست مثلا شرافتمندانه موضعی مثل احمدی اتخاذ کرده است. احمدی البته بعد از جنگ ۱۲ روزه در برنامه یوتیوبی گفتگومحور علی ضیاء حاضر شد و ضمن بغض و ریختن اشک برای ایران، اینتصویر را ارائه کرد که ایران از مسئولان جداست و ما بودیم که در جنگ ۱۲ روزه ایستادیم؛ آن هم نه پای شما، بلکه پای ایران! خب، علی ضیا هم از جا بلند شد و او را بغل کرد و با هم بغض کردند و صحنه عاطفی شد!
احمدی در ویدیو اش در قالب یکپاسخ، با لحن از بالا به پایین و تحقیرآمیز به مهدویان میگوید تازه وارد سینما شده و خودش ۳۵ سال است در اینعرضه مشغول است. آقای احمدی بیا راستش را بگو؟ آن کسب و کار دیگر که احتمالا کار تولیدی یا رستوران و کافه است، (و در گفتگو با علی ضیا به آن اشاره شد) خوب گرفته و میخواهی از بازیگری خداحافظی کنی؟ نمونه نسبتا به روزش ترانه علیدوستی بود که وقتی فهمید بیماری مانع از بازیگریاش میشود، دل را به دریا زد و حرفهای مانده در سینه را ریخت روی دایره! خب البته بهقول قدیمیها به اینکار میگویند روغن ریخته را نذر امامزاده کردن!
البته تجربه نشان داده سلبریتیجماعت در اینگونه مواقع حساس کنونی همیشه طرف مردم ایستاده! و سپس بخشیده میشوند و به پروژههای دولتی و حکومتی برمیگردند! نمونههای زیادی داریم که در اتفاقاتی مثل اغتشاشات ۱۴۰۱ واکنشهایی شبیه شما نشان دادند و عزادار بودند و قرار بود دیگر بازیگری نکنند ولی خب! زندگی و رنگ کردن مردم خرج دارد دیگر!
بد نیست به واکنش یکی دیگر از همکاران مهران احمدی نسبت به سینمای ایران هم اشاره کنیم؛ الناز شاکردوست که مدعی شد زمین و خیابانهای ایران از خون مردم رنگ شده و ۴۰ هزار نفر در اتفاقات اخیر دیماه ۱۴۰۴ در خون خود غلتیدهاند؛ یکچیزی شبیه همینحرفهای با بغض و خشم مهران احمدی که یکلرزش در صدا و چهره هم چاشنیاش شده بود؛ البته در قالب یک استوری.
خب خانم شاکردوست، ما اینروش قدیمی و نخنماشده سلبریتیهای سینمای ایران را میشناسیم اما شما خیلی کار بدی کردید که با میانگین گرفتن از آمار دروغین اینترنشنال و چندشبکه معاند و ضدایرانی دیگر به رقم ۴۰ هزارتا رسیدید. خودشان که بین ۳۰ تا ۵۰ هزارتا مردد بودند و به تازگی هم اعلام کردند آمارها دروغ و جنگ روانی بود. در شبکه BBC هم اعلام شد نمیشود هویت بیش از ۲۰۰ کشته را ثابت کرد! بله طراحان پروژه سابقهاش را دارند، ۶ میلیون نفرشان که در جنگ جهانی شهید شدهاند و به تلافیاش قرار است کل دنیای غیر یهود را قربانی کنند! قصههای نسلکشیهای استالین و شوروی هم تا الان سوژه کلی رمان و فیلم بوده و هست!
خانم شاکردوست، حالا باید فکری برای اثبات آمار ۴۰ هزارتاییتان کنید چون کارتان تشویش اذهان عمومی بوده و قوه قضاییه باید به ایناتهام و احتمال زیاد جرم شما رسیدگی کند! کسی چه میداند شاید شما هم مثل خیلی از فوتبالیستها و هنرپیشهها که میدانند دوران گل کارشان، یکدهه یا چندسال بیش و کم است، به موازات شغل اصلی که بازیگری یا ورزش باشد، یککاسبی دیگر راه انداخته باشید که در روزهایی که دوران اوجتان تمام میشود، دستتان خالی نباشد! بالاخره زندگی شرافتمندانه خرج دارد دیگر!
اما یکسوال مهم از آقای احمدی! مهدویان واقعا چه کرده که شما اینقدر عصبانی شدید و در حالی که در ویدیو نقش بازی می کردید که در حال کنترل خودتان هستید، به او واکنش نشان دادید؟ مگر نگفتید او اگر میخواهد به جشنواره برود و شما نمیروید؟ گفتید عزادار هستید! تا جایی که روانشناسها و اهالی علم گفتهاند عزاداری یک دوره و فرایند است که فرد عزادار آن را طی میکند و در آن فقط باید سوگواری کند و ظاهرا هم خالی از هرگونه شو و نمایش و پیامفرستادن است. پس اگر واقعا عزادار ۴۰ هزار خون ریختهشده هستید، هنوز باید در غار تنهایی و انزوای عزاداری باشید تا دورانش طی شود و بعد واکنش نشان بدهید! پس خیلی زود از حالت عزا در آمدید.
یکجای کارتان میلنگد دوست عزیز! لطفا برایمان بگویید چهطور به اینحال و روز رسیدید و عزادار چند نفر هستید؟ ۴۰ هزار نفر؟ از اینتعداد، چندنفرشان ایرانی بودهاند و چند نفر عمله موساد و سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و دشمنان ایران؟ عزادار کدامشان هستید؟ لابد شما هم یک دختر ۱۵ ساله یا پسر بیگناه ۲۰ ساله با کلی آرزو در فامیلتان دارید که نیروهای حکومت با تفنگ دوربیندار پیشانی بلندش را هدف گرفتهاند و یا یکآشنا که الان در کارخانه سوسیسسازی تبدیل به کالباس و سوسیس و ژامبون شده است! شاید هم یکی از دوستانتان در سینما و کسب و کارهای دیگر، روی تخت بیمارستان تیر خلاص خورده است!
خیلی جالب است که اینکشتهها هرسال در ایام محرم و عزاداری یا مناسبتهای مذهبی ما زنده و تبدیل به مادربزرگ سکتهکردهای میشوند که آمبولانسش پشت دسته عزاداری گیر کرده و به همین دلیل از دنیا رفته و یا فقیری که پول ندارد زندگیاش را بچرخاند و نذریدادنهای عظیم برای امام حسین (ع) را میبیند! اما خب منتشرکنندگان ایناستوریها که از اینمظلومان جامعه سخن میگویند، خودشان زیر آفتاب جزایر قناری مشغول برنزهشدن هستند. بگذریم!
لطفا برایمان مشخص کنید دقیقا عزادار چه هستید؟ اگر عزادار ماموران موساد هستید که باید زندگیتان را سیاه کنیم! اما اگر مردم عادی ایران، ماموران انتظامی و بسیجیهایی هستید که وحشیانه توسط اغتشاشگران به خاک و خون کشیده شدند، عزاداریتان قبول! اگر واقعا هنرمند هستید و نان اینملت را خوردهاید، جشنواره فجر اتفاقا جایی است که باید در آن حاضر شد و به مردم گفت به رغم همه کینههای دشمن، ما در کنار شما ایستادهایم و برایتان فیلم تولید میکنیم تا در یکسال آینده تماشایشان کنید و از زندگی لذت ببرید و کمی از غم و اندوهها را فراموش کنید! نه این که شاخهای را که رویش نشستهاید ببرید! مثل ماجرای هواپیمای اوکراینی که عدهای جشنواره فجر را تحریم کردند و بعدش هم ...
راستی چرا فقط در ایران است که وقتی حکومت با دشمن خارجی میجنگد، سلبریتیها جشنوارهها و رویدادهای هنری را تحریم میکنند؟ پاسخش خیلی ساده است. چون فقط درباره ایران است که رسانههای یهود و غرب اینرویه را جاگیر ذهنهای کوچک زنگزده برخی کردهاند که این، یعنی واکنش درست و حقخواهی! البته امروز دیگر نمیشود اینقدر نادان بود که چنینگزارهای را باور کرد. خودشان هم میدانند اینگونه سیس عقاب برداشتن و نمایشِ کنار مردم بودن، فقط در ایام التهاب و شلوغی کاربرد دارد و تنور اغتشاش را کمی داغتر میکند. بعدها هم میتواند به عنوان سابقه مثبت برای گرفتن پناهندگی و گرینکارت در پرونده ثبت شود.
آقای احمدی شما هم یا واقعا فریب خوردهای یا داری از آب گلآلود ماهی میگیری! شاید روی حافظه ضعیف تاریخی مردم حساب کردهای که الان اینکار را میکنم و آدم باشرفی محسوب میشوم و دو روز دیگر که شعلههای ماجرا خوابید، دوباره فیلم بازی میکنم! خانم شاکردوست شما هم همینطور. تا زمانی که آمار ۴۰ هزار کشته استوری خودتان را ثابت نکنید، حق بازی در هیچ اثر هنری را ندارید؛ البته اگر میخواهید برای مردم ایران بازی کنید. چون تعدادی از همکارانتان در عرصه بازیگری و اجرا، با دیدن در باغ سبز، به جِم تی وی و من و تو و اینترنشنال رفتند اما به چند دسته تقسیم شدند؛ بعضیها برگشتند و عذرخواهی کردند، بعضیها ماندند و با پروژههای بخور و نمیر به زندگی تاسفبار خود ادامه دادند و بعضی هم سرنوشتهای رقتباری پیدا کردند که بهتر است به آنها نپردازیم.