عصر ایران - روز ششم جشنواره فیلم فجر دوره چهل و چهارم در سینما رسانه (پردیس ملت) با نمایش 3 فیلم سینمایی رقص باد (سیدجواد حسینی)، بیلبورد (سعید دشتی) و حال خوب زن (مهدی برزکی) همراه بود. بعد از نمایش هر فیلم عوامل و بازیگران آن در نشست خبری به پرسشهای خبرنگاران پاسخ دادند.
کارگردان: سیدجواد حسینی
ترکیب بازیگران: علیرضا شجاع نوری، سودابه بیضایی، ماهور الوند، امیر محمدی، رضا ثامری و ...
«رقص باد» داستان یونس، مردی پا به سن گذاشته و تنهاست که پس از سالها به جزیرهای در جنوب ایران بازمیگردد. این بازگشت در ظاهر یک سفر ساده است، اما خیلی زود مشخص میشود که یونس برای روبهرو شدن با گذشتهای ناتمام به این جزیره آمده است.
در پسزمینه این سفر، فیلم به روزهای حمله و جنگ در تاریخ معاصر میپردازد و رابطههای انسانی و عواطف در میان موقعیتهای سخت را به تصویر میکشد.
فضای فیلم حالتی از رئالیسم جادویی دارد، گاهی مرز بین واقعیت و خیال محو میشود. از نظر فضاسازی و تصویر، فیلم موفق عمل میکند. لوکیشن جنوبی، حرکت لنج، باد، سکوت و عناصر طبیعت بهخوبی در خدمت حالوهوای داستان قرار گرفتهاند و گاهی قابها بیش از روایت حرف میزنند.
استفاده از رئالیسم جادویی اگرچه ظریف است، اما برای همه مخاطبان قابل لمس نیست و ممکن است برای برخی گنگ یا حتی تصنعی به نظر برسد.
اما مشکل اصلی فیلم، روایت کمجان آن است. داستان آنقدر مینیمال و پراکنده پیش میرود که ارتباط احساسی با شخصیتها سخت میشود. با وجود بهره بردن از بازیگران شناخته شده و حرفهای چون علیرضا شجاع نوری، سودابه بیضایی، ماهور الوند موقعیت به گونهای است که مخاطب بیشتر نظارهگری خنثی است تا درگیر. شخصیت اصلی فیلم یعنی یونس ظرفیت همذاتپنداری دارد، اما فیلم به اندازه کافی به گذشته، درونیات و انگیزههای او نزدیک نمیشود.
در سینمای امروز ایران پا گذاشتن در عرصه ساخت چنین فیلمی واقعا دل شیر میخواهد چون در بهترین حالت این فیلم در سینمای هنر و تجربه اکران شود ولی سازندگان این ریسک را پذیرفتهاند، شاید در جشنوارههای متوسط خارجی با اقبال همراه شود.

کارگردان: سعید دشتی
ترکیب بازیگران: آناهیتا درگاهی، امین حیایی، مهتاب سعید، مرتضی علی آبادی، نفس جافری، نازنین بیوک و ...
بیلبورد درباره یک سوپر استار سینما است که به دلیل مشکلی که در خانواده اش ایجاد می شود تمام اعتبار خود در سطح جامعه را از دست میدهد، فیلم تلاش میکند نشان دهد چگونه یک خبر، یک تصویر یا یک روایت ناقص میتواند مسیر زندگی یک انسان مشهور را تغییر دهد و او را از جایگاه محبوبیت به نقطه انزوا و سوءظن عمومی برساند.
بیلبورد فیلمی است که ایدهی مرکزی جذابی دارد: شهرت، تصویر عمومی و فاصلهی آن با زندگی واقعی. فیلم میخواهد درباره این حرف بزند که وقتی چهرهی یک آدم روی دیوارهای شهر بزرگ میشود، خود آن شخص چقدر کوچک و بیدفاع میشود. این ایده بهخودیخود کنجکاویبرانگیز است و فیلم در شروع، مخاطب را با خودش همراه میکند.
مشکل اصلی فیلم این است که ایدهی خوبش را خوب بسط نمیدهد. فیلم بیش از حد به مفهوم «نماد» تکیه میکند و از ساختن موقعیتهای دراماتیک واقعی جا میماند. بیلبورد بهعنوان نماد مدام تکرار میشود، اما روابط انسانی، بهویژه رابطه عاطفی شخصیت اصلی، عمق کافی پیدا نمیکند و بیشتر در حد کارکرد داستانی باقی میماند.
ریتم فیلم در میانه افت میکند و بعضی سکانسها بیش از آنکه پیشبرنده باشند، حالت توضیحی یا شعاری دارند. فیلم گاهی دوست دارد حرفش را مستقیم بزند و همین باعث میشود ضربهی نهاییاش آنطور که باید، مؤثر نباشد.
بازی آناهیتا درگاهی در نقشی که دارد قابل توجه است ولی امین حیایی هیچ جنبه خاص یا برجستهای در این فیلم ندارد که قابل اشاره باشد. در فیلم بیلبورد از فیلمبرداری محمد فکوری نباید غافل ماند که او هم یکی از استعدادهای تصویرسازی سینمای ایران است و تصاویر او به بار معنایی سکانسها ضریب داده است.
در بیلبورد اگر همان اندازه کارگردانی یا امورات فنی و انتخاب بازیگر و ... به فیلمنامه بها داده میشد، قطعا فیلم بسیار کتفاوتی میبود اما متاسفانه این اتفاق رخ نداده و انگار فیلمنامه همچنان بخش یتیم مانده سینمای ایران است.

کارگردان: مهدی برزکی
ترکیب بازیگران: مهتاب ثروتی، علی مرادی، راضیه منصوری، حمید رحیمی، شهره موسوی، گلاویژ علم، علی تاریمی و ...
سارا پس از ازدواج با ابراهیم با مشکلات جدی در برقراری رابطه زناشویی روبهرو میشود و این ناتوانی او را درگیر رنج درونی، احساس گناه و خودسرزنش میکند. سارا که میخواهد رابطهاش را حفظ کند، تلاش میکند با ترومای پنهان گذشتهاش مواجه شود و ...
«حال خوب زن» فیلمی است که سراغ موضوعی حساس، کمتر گفتهشده و شخصی میرود؛ مسئلهای که معمولاً در سینمای ایران یا نادیده گرفته میشود یا خیلی محافظهکارانه به آن نزدیک میشوند. جسارت فیلم در انتخاب سوژه، مهمترین نقطه قوت آن است.
فیلم تلاش میکند تجربهی درونی یک زن را روایت کند؛ زنی که با مشکلی در رابطه زناشویی روبهروست و این مسئله بهتدریج تمام زندگی، اعتمادبهنفس و آرامش روانیاش را تحتتأثیر قرار میدهد. نگاه فیلم همدلانه است و سعی نمیکند شخصیت زن را مقصر یا بیمار نشان دهد، بلکه او را انسانی آسیبدیده میبیند که نیاز به درک و درمان دارد.
ریتم فیلم یکنواخت است و تنش دراماتیک آنقدر که باید بالا نمیرود. مهتاب ثروتی اتفاقا در نقش چنین زن آسیب دیدهای خب ظاهر شده است اما شخصیت مرد داستان (ابراهیم) پرداخت عمیقی ندارد و بیشتر در نقش مکملِ موقعیت زن باقی میماند، در حالی که میتوانست پیچیدهتر و واقعیتر باشد.
واقعیت این است که چنین فیلمی و چنین موضوعی بنابر دلایل مختلف در سینمای ایران چندان نمیتواند به شکلی آزاد و بی پرده به آن پرداخته شود و به همین دلیل اتفاقی رخ میدهد که در فیلم میبینیم ، مشکل وجود دارد و ما هم آنرا میبینیم اما دلیل آن و چگونگی مواجهه با آن، ناقص و الکن است از همین رو فیلم تاثیرگذاری چندانی بر مخاطب ندارد.

** اولین اتفاق حاشیه ای قابل اشاره روز ششم در سینما رسانه این بود که به جای فیلم «قایق سواری در تهران» ساخته رسول صدرعاملی که قرار بود در سانس سوم نمایش داده شود، با فیلم «حال خوب زن» ساخته مهدی برزکی جایگزین شد!
در توضیح این اتفاق هم فقط ذکر شد که: زمان نمایش فیلم سینمایی «قایق سواری در تهران» به دلیل لزوم ارسال نسخه اصلاح شده در زمینه نور و رنگ به سالن اهالی رسانه و منتقدان در پردیس ملت از روز پنجشنبه ۱۶ بهمن ماه به شنبه هجدهم بهمن ماه ساعت ۱۶:۳۰ موکول شد.
** در نشست خبری فیلم «رقص باد» ابوالفضل صفری (تهیه کننده) به یک اتفاق حاشیهای درباره فیلم «موقعیت مهدی» اشاره کرد که طبیعتا بازتاب زیادی پیدا کرد، تهیه کننده فیلم با عرض تسلیت و اینکه روزهای سختی است و اسم جشنواره سخت به زبان میآید، گفت: همه غمگین هستیم چون همه آنها (که در حوادث اخیر جان خود را از دست دادند) بچههای این کشور بودند.
اصل قضیه اما موقعی بود که صفری در پاسخ به اینکه چرا در فیلم «موقعیت مهدی» نام او حذف شد، توضیح داد: این موضوع را یک بار برای ثبت در تاریخ میگویم؛ ماجرا این است که اسم فیلم اصلا موقعیت مهدی نبود بلکه بنا به اصل اتفاق، «موقعیت حمید» بود و قرار بود بهرام توکلی کارگردانی کند و سجاد ابوالحسنی هم نویسنده بود.
پس از آن قرار بود سریالی به عنوان «عاشورا» تولید شود. آقای حجازیفر به عنوان بازیگر دعوت شد، سپس بحث تولید فیلم «موقعیت مهدی» مطرح شد. در ادامه ایشان به عنوان کارگردان و نویسنده معرفی شد.
در میانه فیلمبرداری در مرداد، به دلیل گرما، تعطیلی ناخواستهای مطرح شد، در این بین آقای حجازیفر ریشهای خود را بدون توجه به راکورد نقش مهدی باکری زد. سپس من تصادفی کردم و روی تخت بیمارستان افتادم.
وی در ادامه مدعی شد: ما یک اشتباهی در مسیر کار کردیم، آقای حجازیفر بازیگر بود ولی کم کم بیشتر از این در پروژه نقش میخواست مثلا در متن هم دست برد و بعد کارگردان شد. ۶ ماه از فیلمبرداری گذشت و آقای حجازیفر حتی بیشتر از کارگردانی میخواست.
در این موقعیت توسط آقای حجازیفر سواستفادهای اتفاق افتاد. در آن زمان تمامی هزینههایی را که آقای حبیبالله والینژاد برای پروژه انجام داد، ریال به ریال از من گرفتند. درنهایت بنا شد که نام من بعد از حبیبالله والینژاد به عنوان تهیهکننده دوم درج شود که آقای منوچهر شاهسواری دبیر وقت جشنواره، نامهای به آقای ایلبیگی برای صدور پروانه ساخت زد که حتماً نام تهیهکننده دوم درج شود. در نهایت به دلیل سانحه پیشآمده برای من، این چالشها پیش آمد.
آقای والینژاد مجوز فیلم را به عنوان تهیهکننده اول به نام خود گرفت در صورتی که شرایط اصلا اینطور نبود و فکر میکنم شیطان آقای والی نژاد را گول زد چون صحبتها و خاطراتی از طرف ایشان مطرح شده که در پروسه تولید فیلم واقعیت نداشت. در نهایت هم جایزه (جشنواره) توسط هادی حجازیفر گرفته شد که به همسرش تقدیم کرد.
** ابوالفضل صفری تهیهکننده سینما و تلویزیون در پاسخ به سوال فرهیختگان» درباره دعوای او و هادی حجازیفر بر سر فیلم «موقعیت مهدی» گفت: آقای حجازیفر حتی یک فریم فیلم کوتاه نساخته بود اما من حمایتش کردم.
** در نشست فیلم بیلبورد سعید دشتی کارگردان فیلم درباره پرداختن به موضوع سلبریتیها توضیح داد: اصولاً برچسبزدن را دوست ندارم. هنرمندان قبل از هر چیز انساناند و مانند همه انسانها ترکیبی از نقاط قوت و ضعف دارند. مواجهه ما با آنها پیش از هر صنفی، یک مواجهه انسانی است. اینکه این زندگیها در چه بستری و با چه نگاهی نقد یا روایت شوند، به انتخاب فیلمساز و فیلمنامه بازمیگردد.
این کارگردان با انتقاد از «زندگی اینستاگرامی» در فضای مجازی گفت: شبکههای اجتماعی هر روز تعاریف جدیدی از موفقیت و شهرت به ما میدهند؛ تصاویری کاریکاتوری و سطحی از زندگی دیگران که عمقی در آن نیست. دغدغه همیشگی من این بوده که شهرت و موفقیت، بهتدریج انسان را از اصول مهمی دور میکند؛ از جمله نقش او در خانواده. ما پیش از آنکه هنرمند باشیم، پدر، مادر، همسر، فرزند یا خواهر و برادر هستیم.
در ادامه، دشتی با اشاره به ناآرامی های دی ماه و جانباختگان آن گفت: داغ این عزیزان بهسادگی از دل ما بیرون نمیرود؛ از کودکی که در خیابان بوده تا معترض، رهگذر یا مأمور امنیتی. همه اینها برای ما عزیزند و ما عزاداریم. بهنظر من مهمترین مسئله، درک درست مفهوم دموکراسی است؛ یعنی احترام به عقیده دیگری. وقتی نتوانیم این تفاوتها را تحمل کنیم، دیکتاتور درونمان فعال میشود.
او تأکید کرد: خانواده سینما باید کنار هم معنا پیدا کند، نه با افتراق. سینما تا زمانی که زنده است، آگاهی در جامعه جریان دارد.
** محمدرضا مصباح -تهیهکننده فیلم «بیلبورد»- با اشاره به وضعیت سینمای اجتماعی گفت: سینمای اجتماعی امروز، بهصراحت باید بگویم، در تابوت قرار گرفته؛ نماز آن خوانده شده و آماده دفن است. از سینمای اجتماعیِ اثرگذار چیز زیادی باقی نمانده و اگر هم فیلمهایی در این حوزه ساخته و اکران میشوند، با تلورانسهایی نسبی و محبوبیتهایی محدود است.
او با تأکید بر نقش رسانهها در حمایت از آثار متفاوت افزود: رسالت ما بهعنوان تهیهکننده و شما بهعنوان اصحاب رسانه این است که اگر دیدیم فیلمسازی مستعد با شجاعت و نگاهی نو، نه تکرار کلیشههای رایج، سراغ سینمای اجتماعی آمده، از او حمایت کنیم. همه شما رسانه هستید و میتوانید کمک کنید این آثار دیده شوند.
** مصباح در بخش پایانی صحبتهایش از عوامل فیلم قدردانی کرد و گفت: تشکر ویژه دارم از آناهیتا درگاهی که بار اصلی فیلم روی دوش او بود. در شرایطی که گاهی تا ۱۸ ساعت در روز فیلمبرداری داشتیم، حتی یکبار خستگی، گلایه یا پرخاش از ایشان ندیدیم. امیدوارم با این نقش به حق واقعیشان برسند و در اختتامیه جشنواره، نتیجه زحماتشان را ببینند.
او همچنین از امین حیایی یاد کرد و افزود: با وجود کوتاهبودن نقش، حضور ایشان بسیار تأثیرگذار بود. تصمیم برخی از عزیزان برای عدم حضور در این نشست کاملاً محترم است و من برای همه عوامل، چه حاضر و چه غایب، احترام قائلم.
** در نشست خبری فیلم «خال خوب زن» حسین کاکاوند تهیه کننده آن که سابقه تولید فیلم در سینمای کوتاه را دارد، گفت: ما چون از فیلم کوتاه آمدیم به این تجملات عادت نداریم. خوش به حال فیلمسازان بلند که آنها را تحویل میگیرند و برایشان نشست خبری فراهم میشود.
اهمیت سینما برای من از زمانی شروع شد که ۱۷ سال قبل متوجه شدم اماس دارم. البته با افتخار با این بیماری زندگی میکنم، هر چند در تصور مردم ممکن است شرایط طور دیگری باشد که قطعا در زمینه آگاهی و برخورد مردم, تلویزیون و سینما مقصر هستند و من آمدهام که در سینما از این بیماری و مشکلات این چنینی حرف بزنم.
** کاکاوند در بخشی از این نشست بودجه تولید این فیلم ملودرام روانشناختی را ۶ میلیارد تومان اعلام کرد.
** او درباره میزان ممیزی فیلم با توجه به داستان آن و پیشبینی از گیشه توضیح داد: سازمان سینمایی در پروانه ساخت و نمایش کمترین آزار و اذیت را نسبت به فیلم ما داشتند. البته پروانه ویدیویی داده شد و قرار است تبدیل شود اما درباره پیشبینی از گیشه در شروع کار، باید بگویم که گفتن قصه برایم مهمتر بود و خوشبختانه تا الان دو سانس فوقالعاده در سینماهای مردمی داشتیم.
** علی مرادی بازیگر فیلم نیز گفت: من بعد از سریال سوجان (در نقش قربان) با توجه به استقبال از آن از فضایی متفاوت آمده بودم و مهمترین دلیل کنار هم ماندن ما دوست داشتن نقش بود بخصوص بعد از بَدمنی که در تلویزیون بازی کرده بودم.
او توضیح داد که برای رسیدن درست به نقش با مشاور و قاضی پروندههای خانوادگی نیز صحبت کردهاند و آنها با استقبال از طرح چنین مسائلی گفته بودند که ای کاش این نوع موضوعات در دبیرستانها تدریس میشدند.