به گزارش الف چهارشنبه پانزدهم بهمن ماه مصادف با جشن نیمه شعبان بود روزی که جشنواره فیلم فجر هم به نیمه خود رسید. با تماشای نیمی از فیلمهای به نمایش در آمده در این دوره شاید بتوان به یک ارزیابی نسبی از کم و کیف جشنواره در این دوره رسید. در روزهای گذشته اگرچه به جز چند فیلم انگشت شمار چیزی عایدمان نشده بود در روز پنجم دستکم یک فیلم قابل دفاع به چشم آمد تا از خشکسالی این جشنواره ناامید کننده قدری بکاهد.
در نشست های پرسش و پاسخ بعد از فیلم ها نیز مثل چند روز گذشته بحث تحریم برخی از دست اندرکاران سینما و یا بهانه های آنها برای عدم حضور در این نشست ها داغ بود. همان حکایت تقابل دو نگاه که هیچ یک قصد ندارد دلایل دیگری را برای تصمیمی که گرفته بپذیرد و به همین خاطر مدام یکدیگر را شماتت میکنند. حاضران غایبان را متهم به ترسو بودن میکنند و غایبان به حاضران اتهام بیتفاوتی نسبت به درد مردم میزنند!
در پنجمین روز از چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، ۳ فیلم به نمایش درآمد. اولین فیلم«مارون»، به کارگردانی امیر احمد انصاری، دومین فیلم«دختر پری خانوم»، به کارگردانی علیرضا معتمدی و سومین فیلم«زنده شور» به کارگردانی کاظم دانشی.
مصادف شدن با یک روز تعطیل و قرار گرفتن فیلمهایی که انتظارات مثبتی از آنها وجود دارد باعث شد که روز پنجم جشنواره از رونق نسبتا بیشتری در قیاس با روزهای قبلی جشنواره در پردیس ملت برخوردار باشد.

«مارون» به کارگردانی امیراحمد انصاری که در سانس نخست این روز به نمایش در آمد، یکی دیگر از فیلمهای بیوگرافیک در جشنواره امسال بود. شهید هدایت الله طیب یکی از دانشجویان نخبه ایرانی بود که در امریکا تحصیل کرده بود، دانشجویی انقلابی که زندگی پرفراز و نشیبش ظرفیت خوبی برای ساخت فیلم بوده و فیلمساز نیز از این ظرفیت تا حد امکان برای افزودن به باردراماتیک «مارون» بهره برده است. نتیجه کار هم یک فیلم جاسوسی و اکشن با زمینه داستانی مستند در باره یک ماجرای واقعی است که پیش از انقلاب توسط دانشجویان ایرانی در امریکا به وقوع پیوسته و شخصیت اصلی این ماجرا هم یک مهندس کشاورزی تحصیل کرده و باهوش است که به شهید چمران جنوب معروف شده . علاوه بر ایران ، بخشهایی از «مارون» نیز در آمریکا جلوی دوربین رفته است. پرداخت سینمایی صحنه های اکشن فیلم اگرچه قابل قبول به نظر می رسند، اما مهم ترین مشکل «مارون» را باید در ناتوانی اش برای خلق یک قهرمان دانست.

علیرضا معتمدی فیلمساز پرکاری نیست، هرچند که این کم کاری را نمی توان به حساب گزیده کاری و وسواس او گذاشت. به هرحال در جشنواره امسال او پس از سالها دوری با فیلم «دختر پری خانوم» به جشنواره آمده است. این فیلم که از حال و هوایی فانتری برخوردار است در سانس دوم روز پنجم برای اهالی رسانه اکران شد. داستان این فیلم که در فضایی بین واقعیت و خیال جریان دارد، نشان از دغدغه های شخصی فیلمساز دارد که خودش قدم به دنیای فیلمش گذاشته است. «دختر پری خانوم» حکایت مادری است که سال ها به کما رفته و حالا فرزند، خود را پیرتر از مادر می یابد! این فیلم توسط بنیاد فارابی تهیه شده است و همین مسئله باعث شده سازنده اش بدون دغدغه مخاطب اثری شخصی را جلوی دوربین ببرد. بزرگترین مشکل فیلم ریتم نامتناسب با ایده هایی است که میان فانتزی و واقعیت سرگردان مانده اند.
علیرضا معتمدی نیز در نشست خبری این فیلم به بحث تحریم جشنواره فیلم فجر پرداخت و گفت: « ترس و تردید نسبت به رسیدن به این مرحله، نتیجه بدترین تجربهها و اتفاقاتی است که جامعه و سینماگران در سالها و فصلهای گذشته از سر گذراندهاند. او با بیان اینکه جامعه به نقطهای رسیده که تصور میکند راه نجاتی در پیش نیست، افزود: من با احترام به همه نظرها، اینطور فکر نمیکنم. معتقدم باید از همه روزنهها، امکانات و واقعیتهای موجود استفاده کرد، حتی اگر مسیر طولانی و پیچیده باشد.»
معتمدی درباره فیلم نیز گفت: «این فیلم برای من تلاشی بود برای پیوند دادن تکههای پراکندهی وجود، ساختن جهانی میان رویا و واقعیت و رسیدن به معنا در دل تنهایی.»

کاظم دانشی در چهلمین جشنواره فیلم فجر با فیلم «علفزار» خوش درخشید و به عنوان یکی از چهرههای مستعد آینده سینمای ایران خودی نشان داد و سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه رانیز به خانه برد. او که با «زندهشور» در جشنواره امسال شرکت کرده، سالی پرحاشیه را پشت سرگذاشته. حاشیه هایی که در نشست پرسش و پاسخ این فیلم نیز مورد اشاره قرار گرفت. بخصوص ماجرای لو رفتن برگزاری یک میهمانی خصوصی و بازداشت چند بازیگری که در این میهمانی حضور داشتند.
دانشی در پاسخ به این سوال که «تولد علی شادمان کار شما بود؟» گفت: «واقعیت امر این است که من با علی شادمان اختلاف مالی دارم که قبل از آن ماجرا در جریان بود. چون این روند در همان زمان دنبال میشد، یا با شیطنت بود یا چیز دیگر ، اتفاق به نام من تمام شد. در حالی که در آن ماجرا یکی از بازداشت شدهها خانم ستاره پسیانی بود که فردای آن روز در فیلم دیگر ما «اردوبهشت» (فیلمنامهنویس) آفیش بود و احمقانه است که چنین کاری میکردم.
داستان این فیلم پرستاره ماجرای چند فرد محکوم به اعدام است که هر یک بهدلیل ارتکاب جرمی، در آستانه اجرای حکم قرار دارند و فیلمساز کوشیده در دل روایتی پرکشش و برخوردار از بار اجتماعی، با نگاهی انتقادی، به مسئله بخشش بپردازد و ابعاد انسانی، اخلاقی و قضایی سرنوشتی که در انتظار این شخصیت هاست مورد توجه قرار دهد.
«زنده شور» در ادامه همان سینمای اجتماعی و در عین حال جنایی قرار میگیرد. رویکردی که از دغدغههای کاظم دانشی به واسطه تجربیاتش در ساخت فیلمهای مستند قضایی چندانه دور از انتظار نیست. خط اصلی قصه زنده شور نیز همچون علفزار با خرده داستانهایی پیوند خورده که از جمله جذابیت های فیلم محسوب می شود.
دانشی در غیاب ستارگان فیلمش در نشست، بخش زیادی از صحبت هایش را به بحث تحریم جشنواره اختصاص داد: «کسانی که ما را به عادی سازی متهم میکنند جنگ را عادیسازی میکنند. جنگ، حمله به جمهوری اسلامی نیست بلکه حمله به ایران است. من میدانم که حرف هایم اینجا تبعاتی برایم دارد به همین دلیل همینجا شماره تلفنم را اعلام می کنم ! (او شماره تلفن همراه خود را کامل خواند. ) آنهایی که ما را به وطنفروشی و راه رفتن روی خون متهم میکنند قبلا سربند قدس میبستند و حالا در خارج از ایران طور دیگری رفتار می کنند، این در حالی است که من فیلمهایی ساختهام که آنها حتی جرأت ساخت تیزرش را نداشتند و حالا که در جشنواره هستم، جشنواره برایم مثل یک فرایند پس از تولید است.»