همشهری آنلاین: حالا که گرد و خاک هیجان اولیه فرو نشسته، تحقیقات علمی جدید، روی تاریک این دستیاران هوشمند را نشان میدهند: هزینهای که نه از جیب، بلکه از مغز پرداخت میشود.
مطالعه جنجالی دانشگاه MIT در اواسط سال ۲۰۲۵، اصطلاح جدیدی را وارد ادبیات علمی کرد: «بدهی شناختی». پژوهشگران با بررسی نوار مغزی سه گروه از داوطلبان دریافتند کسانی که برای حل مسائل به هوش مصنوعی تکیه میکنند، کمترین میزان «اتصال عصبی» را دارند. به بیان ساده، مغز وقتی چالشی را به هوش مصنوعی میسپارد، عملاً خاموش میشود. نتیجه این انفعال در یک بازه چهار ماهه، افت محسوس عملکرد عصبی، کلامی و رفتاری کاربران بود.
دکتر «برایان استون»، دانشیار روانشناسی شناختی، معتقد است که «راحتی»، دشمن یادگیری است. او میگوید: «اصطکاک و تلاش ذهنی برای یادگیری حیاتی است.» وقتی هوش مصنوعی این اصطکاک را حذف میکند، خلاقیت و حافظه قربانی میشوند. اعترافات یک دانشجوی دکتری در دهلی که میگوید «بدون هوش مصنوعی احساس معلولیت میکنم و اشتیاق خلاقیتم را از دست دادهام»، گواهی تلخ بر این مدعاست.
اگرچه پژوهش دانشگاه لنکستر نشان داده که این ابزارها لزوماً نمرات نهایی دانشجویان را تغییر ندادهاند، اما زنگ خطر اصلی جای دیگری است: حذف تعامل انسانی و جایگزینی آن با پاسخهای ماشینی. به نظر میرسد در سال ۱۴۰۴، چالش اصلی ما دیگر دسترسی به اطلاعات نیست، بلکه حفظ «قابلیت تفکر مستقل» در برابر وسوسه راحتطلبی دیجیتال است. تعادل میان انسان و ماشین، حالا مرز باریک میان هوشمندی و زوال شناختی است.









