به گزارش الف، همانطور که پیش بینی می شد در روز دوم جشنواره به روال همه سال ها، مخاطبان حاضر در سالن رسانه های گروهی یا همان پردیس ملت به شکل محسوسی بیشتر از روز نخست هستند. این مسئله در خود سالن های نمایش فیلم نیز مشاهده می شود. بنابراین برخلاف شب گذشته که همان سالنهای نمایش کوچک پردیس ملت نیز پرنشده بودند، اما در شب دوم تقریبا همه صندلی ها پرشده بودند.
از این بحث که بگذریم ارائه خدمات به اصحاب رسانه در پردیس ملت به مراتب ضعیف تر از سالهای گذشته انجام می شد، این مسئله شاید به نظر خیلی مهم جلوه نکند اما وقتی قرار باشد کسی ساعت های طولانی در این پردیس حاضر شده و علاوه بر تماشای فیلم ها به پوشش حواشی بپردازد، دارای اهمیت می شود.

در روز دوم جشنواره در سانس اول فیلم «تقاطع نهایی شب» به کارگردانی سعید جلیلی، سانس دوم فیلم «قمارباز» به کارگردانی محسن بهاری و سانس سوم فیلم «خیابان جمهوری» به کارگردانی منوچهر هادی به نمایش در آمدند. بعد از نمایش هر فیلم عوامل و بازیگران آن در نشست خبری به پرسشهای خبرنگاران پاسخ دادند.
بارزترین ویژگی روز دوم شاید به نمایش در آمدن دو فیلم بود که محور اصلی اتفاقات آنها را مسائل و مشکلات فردی و اجتماعی زنان تشکیل می داد. در فیلم تقاطع نهایی شب که همانندی نام سازنده آن بایکی از چهره های سیاسی، آن را مورد توجه و مزاح برخی از حاضران قرار داده بود با اثری پلیسی طرف هستیم که می کوشد با روایتی شسته رفته ماجرای یک قتل را که با مشارکت چند زن به انجام رسیده روایت کند. این دومین فیلم پلیسی و جنایی جشنواره تا اینجای کار بود که نشان از رویکرد پررنگ سینماگران جوان به ساختن آثاری در این ژانر جذاب و البته دشوار دارد. سعید جلیلی که از فیلم اولی های حاضر در بخش سودای سیمرغ است، در جلسه پرسش و پاسخ فیلم یاد یکی از همکارانش را که در حوادث تلخ روزهای گذشته جان خود را از دست داده گرامی داشت.
این فیلم که ایتدا تصور می شد برای نمایش در جشنواره چهل و سوم حاضر شود، در پاییز سال گذشته به دلیل مشکلاتی با وقفه روبه رو شد و به جشنواره نرسید و حالا در جشنواره چهل و چهارم به نمایش در آمد. از نکات جالب فیلم همکاری شهاب حسینی با سازندگان آن بود و جلیلی درباره نقش شهاب حسینی در فیلمش گفت: آقای حسینی به عنوان مشاور کارگردان در انتخاب بازیگر، پیش تولید و دورخوانی حضور داشتند و اینکه بازیها هارمونی خوبی دارند تاثیر حضور ایشان است.

فیلم دوم روز دوم ظاهرا ابتدا قرار بوده در روز نوزدهم به نمایش در آید اما تغییرات جدول نمایش آن را به روز دوم موکول کرده بود. نکته ای که به قول کار گردان باعث شده بود برخی از عوامل اصلی تولید فیلم در نشست پرسش و پاسخ آن حاضر نباشند. محسن بهاری در فیلم قمارباز به سراغ دستمایه ای رفته که این روزها به اشکال مختلف بسیار از آن سخن گفته می شود. در دنیایی که همه چیز دیجیتال شده و فضای مجازی حرف اول را می زند، نفوذ و حمله از این طریق دستمایه جذابی می تواند باشد. داستان فیم درباره حمله سایبری بزرگی به یکی از بانکهای کشور است. با این حمله پای یک مامور امنیتی حرفهای ، به ماجرا باز میشود تا تحقیق درباره این حمله و یکی از جاسوسان را که کوروش تهامی نقش آن را بازی می کند بر عهده بگیرد و او می کوشد با تحقیق در این زمینه از ابعاد مختلف ماجرا گره گشایی کند.
فیلم در نمایش پیچیدگیهای فنی، ذهنی و اخلاقی ماجرا که شخصیتها را وارد بازیهای خطرناک اطلاعاتی می کند، کم و بیش موفق عمل کرده است. تلاش مامور امنیتی برای رازگشایی از ماجرا در تقابل با مجرمان سایبری و یا برنامه نویسان و هکر ها با توجه به بازی خوب تهامی روایتی نسبتا جذاب را پیش روی مخاطب گذاشته است.

اما فیلم سوم «خیابان جمهوری» ساخته منوچهر هادی یکی از تجاری سازان نام آشنای سینما و شبکه خانگی در سالهای اخیر است. منوچهر هادی اگرچه فعالیت سینمایی خود را با ساخت آثاری آغاز کرد که رویکرد اجتماعی فیلمساز نشان از قصد او برای ارائه آثاری جدی و تاثیر گذار داشت. اما ناکامی و عدم اقبال منتقدان و توده مخاطبان راه او را یکسره به سمت سینمای تجاری و عامه پسند کج کرد.
اما به نظر می رسد بعد از یک دوره تجاری سازی منوچهر هادی با ساخت اثری اجتماعی درباره زنان سرپرست خانوار سعی بر آن دارد که دوباره درسینمای جدی خودی نشان دهد، که متاسفانه حاصل تلاش او چندان چنگی به دل نمی زند و به نظر می رسد سازنده فیلم به همان حوزه آشنای خود بازگردد سرجمع نتایج بهتری برای او به همراه خواهد داشت.
بزرگترین مشکل فیلم کند بودن بیش از حد روایت داستانی است که در پنج دقیقه نهایی سروته آن جمع می شود و به همین دلیل تمهید استفاده از پایان باز به جای آنکه ذهن تماشاگر پس از پایان فیلم با آن درگیر نگه دارد، به تیر خلاصی برای این تلاش ناموفق و بدل کردن آن به روایتی ناقص می انجامد.
نکته مهم دیگر بی نظمی و تاخیر یک ساعته در نمایش این فیلم بود که برخی از اهالی رسانه را از دیدن آن منصرف کرد.
از نکات قابل اشاره فیلم در حاشیه و متن نشست مطبوعاتی فیلم تلاش منوچهر هادی و الناز ملک برای توجیه حضور خود در جشنواره است. این درحالی است که هیچ نیازی به توضیح مکرر دلایل حضور در جشنواره و انتخاب سازندگان فیلم برای شرکت در یک در رقابت هنری حتی در شرایط فعلی، نیست. از دل همین توضیحات و توجیحات متاسفانه حواشی بیشتری بیرون می آید .