صبح روز پنجشنبه، همایش «نظم مهندسی و فهم انسانی» به میزبانی موسسه حامی علوم انسانی و با مشارکت والکس و انجمن فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد؛ رویدادی که در آن بر جایگاه بنیادین علوم انسانی نه به عنوان یک حاشیه، بلکه به مثابه تنها راه دستیابی به پاسخهای عمیق و روشی برای فهم و تصمیمگیری در دنیای معاصر تاکید شد. سخنرانان این همایش با اشاره به عصر مهاجرت و جایگاه کلیدی ایران به عنوان یکی از مهمترین کریدورهای مهاجرتی، این پدیده را تبسنج جامعه نامیدند که نمود بیرونی مسائل داخلی را آشکار میکند.
در بخشهای ابتدایی این همایش، سعیده سعیدی، عضو گروه مطالعات حکمرانی آموزش عالی، با بیان این که ما امروزه در عصر مهاجرا زیست میکنیم، اظهار داشت:
«ما امروز در عصر مهاجرت زیست میکنیم؛ عصری که در آن ایران نیز به یکی از کلیدیترین کریدورهای مهاجرتی جهان تبدیل شده و همزمان نقش کشور فرستنده، پذیرنده و مسیر ترانزیت را ایفا میکند. باید پذیرفت که مهاجرت، تبسنج یک جامعه است؛ چرا که نمود بیرونی بسیاری از مسائل و اتفاقات داخلی، در پدیدهی جابهجایی انسانها آشکار میشود. در این میان، زمانی که با فرهنگ مهاجرت مواجه میشویم، رفتن به یک ارزش مطلق تبدیل شده و نگاه مثبتی به آن وجود دارد. اما معنای حقیقی در پس این جابهجاییها نهفته است؛ جایی که تلاش میکنیم فراتر از اعداد و ارقام، به درک رضایت درونی و کشف رسالت انسانی در دل این هجرتها دست پیدا کنیم، تا کارمان نه صرفا یک تخصص، که مسیری برای پیوند میان لذت، رضایت و معنا در زندگی باشد.»

در بخش دیگری از این همایش فرشاد فاطمی دانشیار دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف به ارتباط مستقیم رشتههای مهندسی با علوم انسانی اشاره کرد و توضیح داد:
«در اقتصاد شاخهای به نام نظریه بازی وجود دارد که در آن رفتار آدمها را در موقعیتهای استراتژیک بررسی میکنیم؛ یعنی جایی که سود و نتیجهی تصمیم من، علاوه بر انتخاب خودم، به رفتار دیگران هم بستگی دارد. در این راستا، حوزهای به نام طراحی بازار بهوجود آمده است که در آن اقتصاددانان مثل مهندسها عمل میکنند تا سازوکارهایی مثل انواع حراجها را برای تخصیص بهینه منابع طراحی کنند. امروزه این بحث در همه جا، از سیستمهای پیچیده تبلیغات گوگل گرفته تا پلتفرمهایی مثل اسنپ و تپسی، نقشی کلیدی در کشف قیمت و مدیریت بازار ایفا میکند.»
در بخش پایانی این همایش، پنلی با هدف جمعبندی مباحث مطرح شده و بررسی چشمانداز آینده برگزار شد. در این نشست، دو تن از اساتید برجسته دانشکده مدیریت، اقتصاد و حکمرانی دانشگاه صنعتی شریف به تحلیل جایگاه رشتههای علوم انسانی پرداختند. محور اصلی این گفتوگو، چالشهای تحصیل در ایران و موضوع ماندن یا مهاجرت دانشجویان بود.
در بخش ابتدایی این پنل امینه محمودزاده، استادیار دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف با تاکید بر کیفیت دانشگاههای کشور اظهار کرد:
«کیفیت آموزش در مقاطع ارشد و دکتری رشتههای مدیریت، اقتصاد و حکمرانی در ایران با دانشگاههای برتر دنیا کاملا قابل مقایسه است و محتوای علمی و مهارتهایی که به دانشجویان منتقل میشود، قابل مقایسه با دانشگاههای برتر جهانی است. اگرچه شبکهسازی علمی در خارج از کشور قویتر است، اما برای کسانی که قصد فعالیت در داخل را دارند، شبکهسازی در ایران به واسطه حضور در بازارها، اندیشکدهها و مراکز تصمیمسازی، مزیتی جدی محسوب میشود.»
او در ادامه به لزوم کسب تجربههای جدید در کشورهای دیگر نیز اشاره کرد و گفت: «توصیه من به دانشجویان این است که حتما از فرصتهای مطالعاتی و دیدن دنیا برای تغییر دیدگاه و کسب تجربههای جدید استفاده کنند؛ چرا که هجرت و آشنایی با دنیا، ظرفیتهای استفادهنشده در ایران را بهتر نمایان میکند. با این حال، اثرگذاری و انتخاب محل زندگی یک تصمیم شخصی و مبتنی بر ارزشهاست؛ در این مسیر، همراهی با اساتیدی که خود فارغالتحصیل بهترین دانشگاههای جهان بودهاند و با حس مسئولیت به کشور بازگشتهاند، فرصت بینظیری برای رشد و پیدا کردن مسیر آینده فراهم میکند.»

در ادامه این پنل، مسعود شادنام استادیار دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف نیز با اشاره به وضعیت نامطلوب رشتههای علوم انسانی گفت:
«وضعیت تحصیلات تکمیلی در رشتههای علوم انسانی و اجتماعی در کشور با یک عقبماندگی تاریخی و سیستماتیک مواجه است که بر کیفیت آموزش و پژوهش در دانشگاهها تأثیر منفی گذاشته است. با وجود این شرایط، تلاشهایی برای ایجاد جزایر کیفیت در برخی نهادهای دانشگاهی، نظیر دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف، صورت گرفته تا سطحی از آموزش و استاندارد پژوهشی مطابق با دانشگاههای برتر جهان ارائه شود. با این حال، به دلیل محدود بودن این کانونهای باکیفیت در داخل کشور، انتخابهای دانشجویان برای تحصیلات تراز اول بسیار محدود است.»
او در ادامه به یکی از چالشهای بنیادین در نظام آموزش عالی اشاره کرد و توضیح داد: «یکی از چالشهای بنیادین در نظام آموزش عالی، شکاف عمیق و تاریخی میان فضای آکادمیک و محیطهای عملیاتی و حرفهای است که طی دهههای اخیر همچنان پابرجا مانده است. در دنیای امروز، مدل سنتی آموزش و سپس ورود به بازار کار کارایی خود را از دست داده و تحولات تکنولوژیک، هر دو نهاد دانشگاه و صنعت را به بازنگری در ساختارهای خود واداشته است. آینده آموزش عالی به سمت الگویی حرکت میکند که در آن آموزش و فعالیت حرفهای بهطور همزمان و در همتنیده تعریف میشوند.»
شادنام همچنین به لزوم انعطافپذیری دانشجویان اشاره کرد و گفت: «در مواجهه با این تغییرات، به دانشجویان و پژوهشگران توصیه میشود که از رویکردهای تکبعدی پرهیز کرده و استراتژی تنوعبخشی به تجربهها را در پیش بگیرند. موفقیت در فضای فعلی مستلزم آن است که دانشجو بخشی از تمرکز خود را بر محیط دانشگاهی، بخشی را بر کسب تجربه در محیطهای کاری و بخشی دیگر را بر تعامل در فضاهای متنوع اجتماعی و حرفهای معطوف کند.»
به باور او اتخاذ یک رویکرد منعطف و چندوجهی، کلید اصلی کسب ابزارهای لازم برای اثرگذاری در دنیای در حال تحول امروز است.