به گزارش گروه عبری خبرگزاری تسنیم: آلون بن دیوید در یادداشتی که امروز شنبه در وبسایت روزنامه معاریو نتشر شد، اعتراف کرد: ارتش اسرائیل مجبور خواهد شد یکی از بزرگترین درسها را از شکستی که در جنگ با ایران متحمل شده آن هم در ابعاد مختلف بگیرد و مهمترین درس آن است که دیگر نباید اجازه بدهد ساختار سیاسی آن را برای اهدافی غیر واقعی و توهم آمیز به کار بگیرد.
بن دیوید که تحلیلگر کانال 13 تلویزیون رژیم صهیونیستی هم به شمار می رود، در ادامه نوشت: این هفته میتواند به عنوان هفتهای که موازنه استراتژیک قدرت در خاورمیانه تغییر کرد، در تاریخ ثبت شود: اسرائیل، که تاکنون قویترین قدرت منطقهای با حمایت آمریکا بود، توانایی خود را برای نفوذ و شکلدهی به منطقه از دست داده است و تفاهمنامه ایران و آمریکا، ایران را به قویترین و تأثیرگذارترین قدرت منطقهای تبدیل میکند.
سالها، اسرائیل قدرتی بود که همه کشورهای منطقه به دنبال جلب نظر او بودند، از فناوری و تخصص ما بهرهبرداری و تلاش میکردند به ما نزدیک شوند، حتی اگر این اقدامات در خفا انجام میشد.
اما این تفاهمنامه، کشورهای منطقه را از ما دور کرده و به سمت شرق، به سمت جمهوری اسلامی، به عنوان قدرت مسلط در منطقه، که اکنون باید مورد احترام و مماشات قرار گیرد، سوق میدهد.
این تفاهمنامه به ایران یک افزایش مالی میدهد که حداقل دهها میلیارد دلار در سال جاری از طریق درآمدهای نفتی و آزاد سازی پولهای بلوکه شده تخمین زده میشود، میدهد.
این در حالی است هنوز مشخص نیست که آیا در این تفاهم به ایران اجازه داده خواهد شد که از طریق تنگه هرمز هزینه ترانزیت وضع کند، که این امر درآمد بیشتری را نیز به همراه خواهد داشت یا خیر؟
به اعتراف این تحلیلگر صهیونیست، ایران که در ماه فوریه (سعی میشد به بهانههای مختلف) تحت فشارهای بین المللی قرار بگیرد، امروز در حال کسب مشروعیت هر چه بیشتر بین المللی و منطقهای است، در حالی که به اسرائیل امروز به چشم ساختاری جنگ طلب که منطقه را بی ثبات میکند، نگریسته میشود.
براساس نوشته این رسانه عبری زبان: ایران اکنون با به رسمیت شناخت شدن حق غنیسازی اورانیوم در خاک خود، برنامه هستهای خود را مشروعیت میبخشد، در حالی که سرنوشت مواد غنیشده، در سطوح مختلف، همچنان نامشخص است.
بن دیوید همچنین آرزوهای تل آویو را هم مجددا تکرار کرد و به مخاطبان خود گفت: بعید است که آمریکاییها بتوانند ظرف شصت روز یک توافق هستهای دقیق و پایدار تهیه کنند و وضعیت موقت تفاهمنامه میتواند برای مدت طولانی ادامه یابد.
در بخش دیگری از این یادداشت آمده است: رئیس جمهور ایالات متحده علناً حق ایران برای داشتن برنامه موشکهای بالستیک را به رسمیت میشناسد و هیچ کس در مورد حمایت ایران از نیروهای نیابتی (متحد) خود: حزب الله، حوثیها، حماس و جهاد اسلامی صحبت نمیکند.
او همچنین پرسید: چگونه پس از همه ضربات قدرتمندی که ارتش اسرائیل به ایران وارد کرده است، به این نقطه (شکست) رسیدیم؟
پاسخ در تعیین اهداف جنگی غیرواقعی نهفته است. اسرائیل به صراحت تغییر رژیم را به عنوان یک هدف جنگی تعریف کرد، حتی اگر جزو اهداف تعیین شده توسط ارتش اسرائیل نبود. بنیامین نتانیاهو همچنین موفق شد دونالد ترامپ را متقاعد کند که تغییر رژیم در دسترس است. کل توجیه جنگ بر اساس این هدف بود و وقتی به آن دست نیافت، تمام دستاوردهای دیگر جنگ نیز از بین رفت، (و شکست خوردیم).
این تحلیلگر سرشناس صهیونیست ادعا کرد که در جنگ دوازده روزه ژوئن گذشته، اسرائیل اهداف واقعبینانهای را برای خود تعیین کرد، با این حال، از لحظهای که ایالات متحده و اسرائیل هدف تغییر رژیم را برای جنگ اخیر تعیین کردند، بقای رژیم ایران به عنوان ساختاری که در برابر ابرقدرتهای جهان و نیروهای قدرتمند منطقهای مقاومت کرد و زنده ماند، در تاریخ ثبت خواهد شد.
حتی بدتر از آن، اسرائیل اکنون قادر به اقدام آشکار علیه ایران نیست. بنابراین، وظیفه اصلی آن توسعه قابلیتهای اطلاعاتی و بازدارندهای است که مانع دستیابی ایران به سلاحهای هستهای شود. این کار برای موساد اسرائیل، به رهبری رومن گافمن، که به همراه دستیاران بی تجربهاش موساد را اداره میکنند، کار آسانی نخواهد بود.
این جنگ همچنین ضعف ایالات متحده را آشکار کرد و این ضعف در سیاستهای آن در سایر مناطق درگیری منعکس خواهد شد.
موفقیت اسرائیل در جلب ایالات متحده به سمت خود در جنگ علیه ایران قابل توجه بود، اما از آنجایی که این جنگ شکست خورد، جای تردید است که هیچ آمریکایی جرات رویارویی با ایران را داشته باشد. ما در این نبرد تنها ماندیم.
درس منطقهای و جهانی که از جنگ 40 روزه علیه ایران گرفته شد، این است که یک کشور چقدر آسان و ساده میتواند بر کل جهان تأثیر بگذارد.
به زعم تحلیلگر نظامی کانال 13 تلویزیون اسرائیل، ایران بدون نیروی دریایی یا هوایی!! و تحت حمله دو ابرقدرت، توانست یک آبراه بینالمللی را ببندد.
او افزود: یک حمله پهپادی به یک کشتی برای مختل کردن تجارت بینالمللی کافی بود. حتی ارتش عظیم ایالات متحده نیز نمیتوانست تنگه را با زور بازگشایی کند.
این درسی است که حزب الله و حوثیها آموختهاند و از این پس، هرگونه درگیری میتواند به طور بالقوه به خطوط تدارکاتی اسرائیل یا کشتیرانی بینالمللی آسیب برساند.
این کارشناس صهیونیست همچنین اعتراف کرد: در لبنان، مانند غزه، دشمن را نمیتوان تنها با زور خلع سلاح کرد. به نظر میرسد که لبنان در طول مذاکرات، که احتمالاً طولانی خواهد شد، همچنان یک عرصه باز باقی خواهد ماند. این امر لبنان را به منطقهای بیثبات تبدیل میکند که میتواند مذاکرات به رهبری آمریکا را از مسیر خود خارج کند و منطقی است که فرض کنیم نخست وزیر سعی خواهد کرد از این وضعیت بیثبات برای خرابکاری در مذاکرات سوءاستفاده کند. هزینه این کار قطعاً تلفات بیشتر اسرائیل و افزایش ناامنی برای ساکنان شمال خواهد بود، اما همچنین ممکن است آمریکاییها را وادار کند که ما را مجبور به عقبنشینی بدون غرامت کنند.
انتهای پیام/