به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، دولت چهاردهم از نخستین روز آغاز فعالیت با مجموعهای از بحرانهای انباشته و البته شرایط بغرنجی روبرو شد که شاید بتوان نقطه اوج آن را جنگ ۱۲ روزه، حوادث دی و البته جنگ تحمیلی سوم دانست؛ طبیعی است که در چنین فضایی مشکلات اقتصادی از جمله تورم و فشار معیشتی بر زندگی مردم اثرگذار است و هیچ کس قصد انکار این واقعیت را ندارد، اما همزمان تلاشهای دولت در تامین به اندازه و به موقع کالاهای اساسی، پرداخت مستمر حقوق و یارانهها و استمرار خدمات عمومی و مدیریت بیوقفه بازار به ویژه در شرایط جنگی نیز بر کسی پوشیده نیست.
اما دولت برای حفظ ثبات نسبی اقتصاد چه کرده است؟ در حالی که شرایط مشابه در بسیاری از کشورهای جهان منجر به آشفتگیهای شدیدی در حوزه اقتصاد و اجتماع میشود، دولت ایران برای جلوگیری از بروز بحرانهای گستردهتر به عنوان بخشی از مدیریت شرایط جنگ چه اقداماتی در دستور کار قرار داده است؟ اینها پرسشهایی است که از «متین رمضانخواه» پرسیدیم و معاون مطالعات کاربردی دفتر هیات دولت نیز در گفتوگویی تفصیلی به آنها پاسخ داد که مشروح آنرا در ادامه میخوانید.
رمضانخواه در این باره گفت: با آغاز جنگ ۱۲ روزه، کشور و دولت دچار یک شوک جدی شدند، اما این موضوع با درایت و با بهرهگیری از تجربیاتی که در سالهای گذشته در ارائه خدمات مختلف در بخشهای دولتی کسب شده بود، بهسرعت ساماندهی و مدیریت شد. با دستور مستقیم معاون اول رئیسجمهور، کارگروههای چهارگانه شکل گرفت. همزمان با جنگ ۱۲ روزه، ۱۷ جلسه دولت برگزار شد؛ تصمیمات کلیدی با دستور رئیسجمهور پزشکیان اتخاذ شد، تفویض اختیارات ویژه به استانداران و وزرا انجام شد تا مدیریت امور کشور را برعهده بگیرنددر حین جنگ، حدود ۱۷ جلسه دولت در همان ۱۲ روز برگزار شد. تصمیمات کلیدی با دستور دکتر پزشکیان اتخاذ شد؛ برای مثال، به استانداران و وزرا تفویض اختیار شد تا بتوانند از اختیارات حقوقی خود استفاده کنند و مدیریت حوزه کاری خود را شخصاً به دست بگیرند.
بنابراین دولت، علیرغم آنکه در یک شوک بزرگ قرار گرفته بود، توانست به لحاظ اقتصادی و سیاسی مدیریت کشور را در دست بگیرد. تمام گزارشهای سیاسی راهبردی، بهخصوص آنهایی که توسط رژیم صهیونیستی ارائه شده بود، مبتنی بر این تحلیل بود که اگر به ایران حملهای صورت بگیرد، ساختار مدیریتی کشور از هم میپاشد. اما به لطف خداوند و مدیریت داهیانه رهبر شهید انقلاب اسلامی این اتفاق نیفتاد. در جنگ ۱۲ روزه نیز با کمبود عمومی کالاها مواجه نشدیم؛ حتی میتوان گفت که کمبود کالاهای لوکس، که در شرایط جنگی ممکن است در یک کشور نایاب شوند، نیز به آن شکلی که انتظار میرفت مشاهده نشد.
بکارگیری تجربه جنگ ۱۲ روزه برای مدیریت کشور در جنگ تحمیلی سوم
در روز اول حمله اخیر دشمن، به مجموعه نهاد ریاست جمهوری نیز آسیب رسید و همین امر باعث شد که جلسات متمرکز دولت دیگر به صورت قبل نباشد، ولی جلسات دولت همچنان برگزار میشد. مجدداً کارگروهها آغاز به کار کردند؛ کارگروههای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که از قبل شکل گرفته بودند، بهطور منظم کار خودشان را پیش میبردند و تصمیمات کلیدی لازم را اتخاذ می کردند.
با توجه به تحریمهای گذشته و شدت گرفتن آنها در یک سال گذشته و کمبودهای بودجهای که اتفاق افتاده بود، انتظار میرفت وزارتخانههای ما دچار چالش در تأمین کالاهای اساسی شوند، اما با تدابیری که اندیشیده شده بود، هم کنترل قیمت بازار تا حد خوبی اتفاق افتاد و هم انواعی از کالاهای اساسی و حتی کالاهای لوکس تأمین بود.
پشتصحنه جنگ و مدیریت کشور، حاصل هماهنگی و برنامهریزی بخشهای مختلف بود. من بهعنوان یک عضو کوچک دولت عرض میکنم که همکاران من تا لحظه آخر پای کار بودند. در شرایطی که بخشهای نظامی با شجاعت از مرزها و هویت ایران دفاع میکرد، همکاران ما در دولت نیز در شرایط بسیار سخت، کار را رها نکردند. بسیاری از همکاران ما در دولت تجربه مستقیم بمباران در نزدیکی محل کارشان را داشتند، اما تنها چند دقیقه بعد دوباره به محل باز میگشتند تا فضا و روند اداره کشور حفظ شود.
این، روایت نامرئی اما مهمی از جنگ است؛ روایتی که نشان میدهد در کنار دفاع نظامی، تلاش مستمر برای حفظ برق، گاز، کالاهای اساسی و زندگی عادی مردم هم بهصورت پیوسته و برنامهریزیشده ادامه داشتدر طول جنگ تحمیلی سوم، کنار دفاع نظامی، تلاش مستمر دولت برای حفظ برق، گاز، کالاهای اساسی و زندگی عادی مردم هم بهصورت پیوسته و برنامهریزیشده ادامه داشت. اگر کتابی مثل یادداشتهای بغداد را بخوانید، میبینید که در جنگ آمریکا علیه عراق، زندگی عادی خیلی سریع مختل شد؛ برق و گاز قطع شد و مردم این کشور درگیر شرایطی سخت شدند. اما در ایران، در آن شب دهشتناک هم که موضوع حمله به زیرساختهای اساسی مطرح بود، همکاران ما بهصورت مستمر برنامهریزی کردند تا روشنایی خانهها و گاز و کالاهای اساسی مردم حفظ شود.
ایرنا: شما معاون مطالعات دفتر هیات دولت هستید. نتایج بسیاری از نظرسنجیها که شاید برخی از آنها رسانهای نمیشود به دست شما میرسد. وضعیت رضایت مردم از شرایط کشور پس از جنگ تحمیلی سوم چه تفاوتی با زمان آغاز به کار دولت کرده است؟
رمضانخواه: نظرسنجیهایی توسط چند مرجع مختلف از جمله توسط دفتر هیات دولت انجام می شود و نتایج این نظرسنجیها بسیار به هم نزدیک است. اولین نظرسنجی در فاصله ۲۵ تا ۳۰ فروردین ماه جاری انجام شد و دومین نظرسنجی از اول تا ۱۰ اردیبهشت، تا بررسی شود تغییر نگرش و میزان رضایت مردم نسبت به عملکرد دولت چگونه است.
در نظرسنجی اول میزان رضایت از عملکرد دولت ۷۴ درصد بود که این عدد به صورت کلی جزو اعداد بسیار خوب است (چراکه جامعه ایرانی عموماً چنین میزان رضایتی از عملکرد را از خود بروز نمیدهد، جامعه ایران جامعهای است که کم و سخت اعتماد میکند و سخت احساس رضایت خود را بیان میکند) و در ۲۵ سال گذشته این عدد هیچ وقت بالای ۶۰ درصد نبوده است، از سال ۱۳۷۸ به بعد عموماً درصد اعتماد و رضایت از عملکردهای دولت بر روی عدد ۶۰ نهایت ۶۱ بالاترین درصد بوده است و ما در جنگ تحمیلی اخیر عدد ۷۴ درصد را شاهد بودیم. حتی نتیجه نظرسنجی هفته پس از آن نیز نشان میداد که این عدد ریزش چندانی نداشته و بر روی ۶۸ درصد تثبیت شده است، یعنی عدد به سرعت پایین نیامد که این موضوع برخلاف انتظارها بود.
نگاهی به این نظرسنجی نشان میدهد که در حوزه تامین برق و نیرو ۹۱ درصد رضایت داشتیم، در حوزه تامین سوخت و بنزین ۸۶ درصد، در حوزه تردد و حمل و نقل ۸۴ درصد، در بازسازی خدمات بخشهای آسیب دیده ۸۲ درصد، در تامین کالاهای اساسی و نان ۸۰ درصد؛ و یکی از مواردی که میزان رضایت مردم را کاهش داده آن را از اعداد ۸۰ و ۹۰ درصد پایین آورده، مساله عدم رضایت مردم از وضعیت اینترنت است که در آن ماجرا نیز دولت به صورت مستقیم نقش و تاثیری نداشت.
دسترسی به اینترنت؛ حقِ اساسی شهروندان
البته همانطور که دکتر پزشکیان نیز تصریح کردهاند، نگاه دولت صراحتاً بر این است که اینترنت حق طبیعی همه شهروندان است. همانگونه که یک شهروند باید از خدمات حیاتی مانند انرژی، برق، آب، گاز، نان، کالاهای اساسی بهرهمند شود، در جهان امروز اینترنت نیز بخشی از حقوق اساسی او به شمار میرود.
دولت همواره تأکید کرده که طرحهایی مانند «اینترنت حرفهای» که هدف اولیه آن ارائه خدمات به گروههای خاص یا اصناف مختلف بوده، خود منشأ نوعی بیعدالتی و احساس تبعیض استدولت همواره تأکید کرده است که حتی طرحهایی مانند «اینترنت حرفهای» که هدف آن ارائه خدمات اینترنتی به گروههای خاص یا اصناف مختلف بوده، خود منشأ نوعی بیعدالتی و احساس تبعیض میشود. زیرا وقتی شهروندی مالیات برابر پرداخت میکند، اما در دریافت خدمات عمومی مستثنا میماند، حس نابرابری و بیعدالتی در او شکل میگیرد.
در تعریف احساس نابرابری و بیعدالتی گفته میشود که این احساس به معنای «تفاوت میان خواستهها و داشتهها» است. امروز بر کسی پوشیده نیست که اینترنت برای تمامی گروههای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه ضرورتی حیاتی دارد. از اینرو، هنگامیکه گروهی از این حق برخوردار و گروهی دیگر محروم شوند، نوعی تبعیض در حقوق شهروندی شکل میگیرد که عوارض و پیامدهای منفی اجتماعی در پی خواهد داشت.
تمام ارکان دولت، از دستگاههای کلیدی و تخصصی مانند وزارت ارتباطات گرفته تا تکتک اعضای کابینه، از جمله شخص رئیس جمهور پزشکیان و دکتر عارف که بهتازگی مسئولیت رسیدگی به وضعیت فضای مجازی و الکترونیکی کشور را عهدهدار شدهاند، بر این باورند که دسترسی برابر به اینترنت نهتنها وظیفه دولت، بلکه شعاری اساسی و حق مسلم تمام شهروندان است.
ایرنا: آیا در خصوص محبوبیت شخص رئیسجمهور نیز نظرسنجی انجام شده است؟
رمضانخواه: ما بهصورت کلیدی، مساله رضایت از عملکرد اعضای هیات دولت و در واقع کلیت مجموعه دولت را مورد مداقه قرار میدهیم. تا جایی که اطلاع دارم، بهطور مستقیم پرسشی مشخص درباره این موضوع مطرح نشده است. با وجود این، میزان محبوبیت رئیسجمهور متناسب با سطح رضایت از عملکرد دولت، نسبت به گذشته در سطح بالاتری قرار دارد.
به گمان من، حضور میدانی رئیسجمهور در دوران جنگ نیز بیتأثیر نبوده است. این حضور، نقش قابل توجهی در افزایش محبوبیت ایشان داشته؛ بهگونهای که در فضای عمومی جامعه، حس شجاعت که واقعاً از ویژگیهای شخصیتی ایشان است، بهشدت تقویت شد. هم شخص دکتر پزشکیان و هم دکتر عارف، چندین بار در میان جمعیت حضور یافتند و از نزدیک در صحنهها حاضر شدند. این در حالی بود که در بسیاری از موارد، شاید پروتکلهای حفاظتی اقتضا میکرد چنین حضوری انجام نشود.
حضور رئیسجمهور و وزرا در میان مردم، نوعی «اثر آبشاری» داشت؛ وقتی مدیران ارشد در خط مقدم حضور دارند و با جدیت فعالیت میکنند، این رویکرد به سطوح پایینتر نیز منتقل میشود. حضور رئیسجمهور و وزرا در میان مردم، نوعی «اثر آبشاری» داشت؛ بدین معنا که وقتی مدیران ارشد در خط مقدم حضور دارند و با جدیت فعالیت میکنند، این رویکرد به سطوح پایینتر نیز منتقل میشود و بهصورت زنجیرهای بر عملکرد مجموعه اثر میگذارد. این وضعیت را میتوان به تعبیر ما نوعی «اثر آبشاری» دانست؛ یعنی وقتی مدیران ارشد در خط مقدم حضور دارند و با جدیت فعالیت میکنند، این رویکرد به سطوح پایینتر نیز منتقل میشود و بهصورت زنجیرهای بر عملکرد مجموعه اثر میگذارد.
گرانی، اختلال کسبوکارها و قطعی اینترنت، سه دغدغه اصلی مردم
اگر به نظرسنجیها بازگردیم، اولین موضوعی که موجب نگرانی مردم شده است، افزایش قیمت کالاها و وضعیت گرانی است. این موضوع در صدر دغدغههای جامعه قرار دارد و نشان میدهد که مسائل معیشتی همچنان اصلیترین نگرانی مردم است.
دومین مسئلهای که مردم درباره آن احساس نگرانی دارند، ایجاد مشکل در حوزه کسبوکارهاست. بخشی از این نگرانی به این دلیل است که در پی حملات و بمبارانهایی که رخ داده، برخی واحدها تعطیل شدهاند و برخی دیگر نیز در وضعیت نیمهتعطیل قرار گرفتهاند. هنوز هم برای بخشی از این کسبوکارها آینده روشنی متصور نیست و همین مسئله بر نگرانیها افزوده است.
مساله سوم، قطعی اینترنت است که به بسیاری از کسبوکارها، چه بهصورت مستقیم و چه بهصورت غیرمستقیم، آسیب زده است. البته جامعه این واقعیت را نیز میپذیرد که حمله خارجی و تجاوز به کشور صورت گرفته و علیرغم میل مردم و مسئولان، در دوره جنگ ممکن است مجموعهای از الزامات به کشور تحمیل شود؛ الزاماتی مانند قطعی اینترنت یا محدود شدن و حتی بسته شدن برخی کسبوکارها تا زمانی که وضعیت مشخصتر شود. این موضوع در دوره جنگ، برای افکار عمومی تا حدی قابل درک و قابل قبول بود، اما پس از آتشبس، نگاه جامعه این است که دولت باید تلاش خود را برای بازگشایی کامل کسبوکارها و نیز رفع محدودیتهای اینترنت به کار گیرد.
دولت برنامه دارد که این دغدغهها را در سه سطح دنبال کند؛ سطح اول، افزایش ثبات بازار است، چه در حوزه نقدینگی کشور، چه در حوزه تورم و چه در حوزه ارز؛ هدف این است که بازار ثبات خود را حفظ کند و نگرانیهای ناشی از نوسانات کاهش یابد. البته بخشی از این چالشها به وضعیت تحریمها و فشارهایی بازمیگردد که علیه کشور اعمال میشود. واقعیت این است که این حجم از حمله به یک کشور، چیزی جز خصومت آشکار و روشن نیست.
سطح دوم، بازسازی حوزه کسبوکارهاست. در این خصوص چند وزارتخانه متولی، بهویژه وزارت صنعت، معدن و تجارت، بهصورت جدی در حال برنامهریزی هستند. جلسات مستمر با کارگاهها، کارخانهها و بخش خصوصی در حال برگزاری است و انواع حمایتهای ممکن، حتی در قالب همافزایی میان دستگاهها، در دست بررسی و اجراست تا کسبوکارهای تعطیلشده یا نیمهتعطیل، به وضعیت پیشین خود بازگردند.
بخش سوم، موضوع قطعی اینترنت است. اعضای دولت در هر مجموعهای که حق رأی یا حق اظهار نظر دارند، با تمام توان تلاش کردهاند که تریبون مردم و صدای مردم باشند و کمک کنند تصمیماتی که در دوره خاص جنگ اتخاذ شده و ناشی از الزامات همان دوره بوده، به دوران پساجنگ سرایت نکند و در همان مقطع متوقف بمانددر خصوص قطعی اینترنت، اعضای دولت در هر مجموعهای که حق رأی دارند، تریبون و صدای مردم هستند و تلاش میکنند تصمیماتی که در دوره خاص جنگ اتخاذ شده و ناشی از الزامات همان دوره بوده، به دوران پساجنگ سرایت نکند. .
کمترین میزان نگرانی مردم مربوط به تأمین کالاهای اساسی و سوخت بود. با اینکه جنگ به پایان رسیده و گاهی ممکن است فضاسازیها و خبرسازیهای رسانهای دشمن چنین القا کند که دولت دچار ضعف شده، مردم در تامین کالاهای اساسی با مشکل روبهرو هستند یا در تأمین بنزین اختلال ایجاد خواهد شد، اما نتایج نظرسنجیها نشان میدهد که مردم کمترین نگرانی را در این حوزه دارند.
البته این مسئله بیدلیل نیست؛ تجربه مردم در این دو جنگ نشان داده که نباید چندان نگران این موضوع باشند. به بیان دقیقتر، تجربه زیسته آنها گواهی میدهد که در عمل، کشور توانسته این نیازها را مدیریت کند و به همین دلیل سطح نگرانی عمومی در این حوزه پایین مانده است.
رضایت شهروندان از عملکرد نیروهای نظامی
داده مهم دیگر این است که مردم، هم در جنگ قبلی و هم در این جنگ، عملکرد نیروهای نظامی را نیز در مواردی که شاید پیش از این فاصله ذهنی یا عاطفی بیشتری با آن داشتند بسیار خوب ارزیابی کردهاند. این نیز یکی از یافتههای مهمی است که نشان میدهد در شرایط بحران، نوع نگاه جامعه به برخی نهادها و عملکرد آنها میتواند دستخوش تغییرات معناداری شود.
حوزه نظامی، در همه جای دنیا، طبیعتاً حوزهای نسبتاً پنهان و پشت پرده است. با این حال، در هر دو جنگ، مردم نگاهشان این بوده که ما در سالهای گذشته، علیرغم اینکه اطلاعات دقیقی از این حوزه نداشتیم، عملکرد آن را بهصورت کیفی ارزیابی کرده و در نهایت احساس کردهایم که این بخشها بهخوبی عمل کردهاند.
داده کلیدی دیگری که شاید بخواهم به آن اشاره کنم، این است که مردم انتظار دارند مجموعه گشایشها و تغییرات اجتماعی-سیاسی که پس از دولت چهاردهم در کشور اتفاق افتاده، همچنان ثابت باقی بماند. به عبارتی، یک مطالبه جدی وجود دارد مبنی بر اینکه آنچه بهعنوان شعارهای دولت چهاردهم مطرح شده و تا حدی نیز محقق شده، برای دوره پس از جنگ، خدای نکرده به وضعیت قبل بازنگردد و استمرار یابداستمرار دستاوردهای دولت چهاردهم در حوزه اجتماعی، مطالبه جدی شهروندان است.
نکته بعدی، مساله تأمین مسکن و همچنین رسیدگی به درگیریها و آسیبهای ناشی از تخریب است که بر زندگی افراد خسارتدیده تأثیر گذاشته است. انتظار میرود در فرآیند بازسازی، این موارد نیز مورد توجه قرار گیرد.
همچنین، بخشی از مطالبات صنفی، مانند بازگشایی کسبوکارها، مطرح است. همانطور که اشاره کردید، برخی از وزارتخانهها نه تنها به فکر بازسازی، بلکه به فکر بازطراحی و نوآوری هستند. اگر قبلاً واحدی در جایگاهی مشغول به فعالیت بوده و اکنون لازم است جابجایی صورت گیرد، به استانی دیگر منتقل شود، یا وسعت بیشتری پیدا کند و در مناطق مختلف توسعه یابد، این اتفاق باید رخ دهد.
ایرنا: در خصوص بازسازیها، دکتر عارف تاکید کردند که باید با نگاهی متناسب با جایگاه ایران پس از جنگ تعریف شود؛ در این خصوص بیشتر توضیح دهید که برنامه دولت چیست؟
رمضانخواه: باید درباره ایران آینده مجدداً بیندیشیم و تصویر ایران آینده را ترسیم کنیم. لازم است مشخص کنیم که بازیگران کلیدی در منطقه چه کسانی هستند، همکاران کلیدی ما چه کسانی خواهند بود، و کدام خطوط صنایع برای ایران امروز و فردای ایران ضرورت دارند. برای نمونه، اگر تا دیروز در صنعت خودرو سرمایهگذاری میکردیم، آیا باید این سرمایهگذاری را محدودتر کنیم یا فراگیرتر؟ روابط ما با کشورهای اروپایی، کشورهای عربی و کشورهای منطقه چگونه باید باشد؟ سهم بازیگران کلیدی در هر بخش را چگونه باید طراحی کنیم؟
برنامه دولت این است که در بازسازی پساجنگ درباره این موضوع مجدداً اندیشیده شود. بدین معنا که تمام مواردی که تا دیروز احساس میکردیم مورد غفلت قرار گرفتهاند، چگونه باید در برنامهها گنجانده شوند؟
مهمترین دستور کار هیات دولت پس از جنگ؛ «بازآفرینی» بجای «بازسازی»
ما در گذشته سرمایهگذاریهای زیادی انجام دادهایم و امروز نتایج آن را مشاهده میکنیم. اگر این سرمایهگذاریها مثمر ثمر بودهاند، باید با قدرت و با تقویت این بخشها در دولت به پیش برویم. بنابراین، آنچه ما به جای واژه «بازسازی» باید از آن سخن بگوییم، «بازآفرینی» یا «بازطراحی» است. این بدان معناست که ما باید به سوی یک ایران نو با اندیشهای نو و مسیری نو حرکت کنیم. ممکن است در این بازطراحی، ۶۰ درصد مسیر قبلی ادامه یابد و یا اصلاح شود، اما در نهایت، همگان با نگاهی منتقدانه، کارشناسانه و دلسوزانه در حال اندیشیدن به این موضوع هستند. این مهمترین دستور کار هیات دولت پس از جنگ است که نیازمندیهای خود را متناسب با این وضعیت و متناسب با یک ایران قدرتمند و عزتمند تعریف میکند؛ ایرانی که بتواند هم در درون از مردم، ساختارها و ارکان خود حفاظت کند و هم در بیرون، نقشی جهانی، مؤثر و کلیدی ایفا نماید.
ایرنا: دولت برای حمایت از کسبوکارهای آسیبدیده از جنگ چه برنامهای دارد؟
رمضانخواه: بخشی از این کسبوکارها نیازمند تزریق مالی خاصی نیستند. اینها تنها با مجموعهای از تنظیمگریها و رفع موانع قانونی میتوانند خود را بازسازی کنند. بخش خصوصی توان بازسازی خود را دارد و میتواند به ریل اصلی خود بازگردد. دولت در این زمینه نقش تسهیلگر را ایفا خواهد کرد و با تسریع در رفع موانع و باید و نبایدهای قانونی، به حیات این کسبوکارها و در نتیجه به حیات سایر بخشهای اقتصادی کشور کمک خواهد کرد.
در مورد بخش دوم، کسبوکارهایی که آسیبهایی دیدهاند و نیازمند کمک هستند، نگاه بر این است که اینها را در کنار یکدیگر، به عنوان یک شبکه حمایتی قرار دهیم. همچنین، حمایتهای مالی، قانونی و اجتماعی مورد نیاز آنها تحت پوشش قرار خواهد گرفت.
بخش سوم شامل کسبوکارهایی است که ممکن است آسیبهای جدی دیده باشند، بهویژه آنهایی که ماهیت حاکمیتیتری دارند و نیازمند کمکهای جدی از سوی ارکان دولتی، بهخصوص بخشهای خدماتی، هستند. به عنوان مثال، میزان رضایت از خدمات حوزه بهداشت و سلامت در همین دوره نیز بالای ۷۲ درصد بوده است، اما برخی بخشها ممکن است آسیبهای جدی دیده باشند و نیازمند نقشآفرینی جدی دولت باشند. همچنین، حمایتهای بینالمللی و جذب سرمایهگذاریهای جدی در این بخشها مورد توجه قرار خواهد گرفت. دعوت از سرمایهگذاران برای حضور در این بخشها در دستور کار است. بخش چهارم در خصوص کسبوکارهایی است که کاملاً تخریب شده یا تعطیل شدهاند و دولت قصد حمایت از آنها را دارد. نگاه بر این است که این عزیزان را با بخشهای دیگر پیوند دهیم و بتوانیم آسیبهای وارده را ترمیم کنیم. حتی اگر این کسبوکارها توانایی داشته باشند که در فرآیند بازآفرینی یا در بازطراحی نظام حکمرانی، صنعت، حملونقل یا بخش اجتماعی و فرهنگی ایران مشارکت کنند، از آنها به عنوان بازیگران و کنشگران کارکشتهای که سالها در این حوزهها کسبوکار خود را پیش بردهاند، بهره گرفته خواهد شد.
ایرنا: در ایام جنگ ۵۰ پروژه در بخشهای مختلف کشور مورد بهرهبرداری قرار گرفت. مختصات این پروژهها چه بود و چگونه دولت در شرایط بحرانی و جنگ، به روند توسعه کشور ادامه داد؟
رمضانخواه: یکی از نکات مهمی که من از شهرستانها و استانها میشنیدم، تماسهایی بود که با اعضای دولت یا دانشگاهیان گرفته میشد و از آنها تشکر میکردند که در زمان افتتاح این پروژه، به مردم روحیه داده و حس تسلط مدیران بر امور کشور را القا کردهاند.
ما تصور میکنیم جنگ تنها و تنها یک تصویر آسیبزننده و مخرب دارد؛ کما اینکه واقعیت جنگ همین است. اما پشت پرده جنگ، صدایی وجود دارد که همچنان ادامه دارد. این صدا از ابتدای جنگ شروع شده و همچنان پابرجاست. دولت تلاش زیادی کرده است تا این صدای پنهان، این صدای زیرین را حفظ کند. این صدای زیرین، حفظ مساله آموزش در سیستم است؛ حفظ ارتباطات انسانی که پیگیری میشود؛ پیگیری مسائل حوزه محیط زیست که اتفاق میافتد. اینها کارهایی بود که دولت تلاش کرد از دستور کار روزمرهاش خارج نشود. یعنی اداره امور کشور محدود به وضعیت جنگی نشود.
در دوران جنگ «سیاست زندگی» در ایران جریان داشت
دولت برای خویش وظایفی متصور بود و همکاران ما در بخشهای گوناگون نیز به همین منوال عمل میکردند. رئیسجمهور خود را مکلف میدانست که به ارکان حیات مردم اهتمام ورزد و به آنان چنین القا نکند که بهواسطه وقوع جنگ، کالاها یا خدمات بهداشتی، درمانی، آموزشی و اجتماعیِ مورد نیازشان غیرقابل دسترس است. حفظ استمرار زیست، این هویت عادی و اصالت زندگی، موضوعی بسیار حائز اهمیت بود. این همان بخشی است که احساس میکنم بسیاری از تحلیلگران، و حتی بدخواهانِ ایران، از آن غافل بودهاند. در ایران، زندگی در جریان است و این «سیاستِ زندگی» است؛ بدین معنا که جامعه ایران به سهولت دچار ازهمگسیختگی نشده و شکافهای عمیق در آن ایجاد نمیگردد.
شهروندان ایرانی دارای مطالبات و انتقادات جدی هستند و اتفاقاً ما در نظرسنجیهای متعدد، میزان نارضایتیها و خواستهها را تبیین کردهایم. دولت چهاردهم و دکتر پزشکیان نیز با وعده تحقق این مطالبات و خواستهها عهدهدار مسئولیت شدهاند؛ اما این امر به مفهوم گسستِ جامعه نیست.
بخشهای بسیاری بهصورت معمول به افتتاح پروژهها و تداوم فعالیتها میپرداختند؛ در واقع، این همان حفظ شاکله سازمانی و اداره کشور بوده است. در مقابلِ رویکردهایی که بر این باورند میتوان با اقدامات دفعی، یک انقلاب یکروزه رقم زد، یا با یک فراخوان به نتیجهای مطلوب دست یافت، و یا با بازنمایی و سیاهنماییِ برخی وقایع، مردم را به سمتی سوق داد که تصمیمات دیگری اتخاذ کنند، این دقیقاً همان نقطه غفلت است. آنان فراموش کردهاند که مفهومی به نام «سیاستِ زندگی» وجود دارد و از آنجا که این سیاستِ زندگی در حال حفظ و تداوم است و جمهوری اسلامی در تمامی ادوارِ دولتهای خود، و بهویژه دستکم در یک سال اخیر که با تحلیل به یک دولت سهگانه در رویدادهای کلان منجر شده، توانسته است سیاستِ زندگی را استمرار بخشد، این دقیقاً همان نقطه کلیدی است. همین امر مانع از آن میشود که مردم تصور کنند میبایست یکباره همهچیز را از دست بدهند. تأمل فرمایید؛ مردم از حیات برخوردارند و این زندگی نباید زوال یابد؛ زندگی باید اصلاح، بهبود و ارتقا یابد و قرار بر این نیست که این حیات از میان برود.
ایرنا: در جایی مشاهده کردم که از تعبیر «نگهبانان ایران» استفاده کردهاید، که به گمانم واژگانی درخور بود. بهعنوان یک جامعهشناس، همبستگی مردم ایران در طول جنگ، و حتی کسانی که شاید در بازههای زمانی، مخالفتهای بسیاری با سیاستها داشته و انتقاداتی مطرح میکردند، اما در ایامِ جنگ، همگان حول محور ایران گرد هم آمدند و آمادگی یافتند که از جان خویش بگذرند. هنرمندانی که در نیروگاههای برق، در شبی که ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ادعای حمله به تأسیسات حیاتی ایران را مطرح کرده بود، حاضر شدند برای حفظ ایران، همگی دستیاری به یکدیگر دهند. شما چه برداشتی از این موضوع دارید؟
رمضانخواه: هنگامی که ما پیرامون «نگهبانان ایران» سخن میگوییم، با تبارشناسیِ خلقیات جامعه ایرانی مواجه هستیم. ما مفاهیمی نظیر «غیرت» و «میهنپرستی» داریم. غیرت، اتفاقاً از وجه تعصب، شجاعت و ایستادگیِ خود معنا مییابد. حقیقت ماجرا این است که ایرانیان در تمامی ادوار تاریخ، هرگاه مورد هجوم دشمن بیرونی قرار گرفتهاند، به همبستگیِ درونگروهی دست یافتهاند. من و شما ممکن است در مواردی اختلافنظر داشته باشیم؛ از منظر سبک، سلیقه، نوع پوشش، عقاید مذهبی، دیدگاههای سیاسی، نظریات اقتصادی و سبک زندگی. اما ما یک مفهوم متعالیتر داریم. هنگامی که از تمدن ایران گفتگو میکنیم، بخشی از این تمدن را، در کنار جغرافیا، ژئوپولیتیک و آنچه بهعنوان تمامیت ارضی ایران حراست شده، روحیات و خلقیاتِ این جامعه حفظ کرده است.
ایرانیان همواره نسبت به سرزمین خویش، از غیرتی متمایز برخوردار بودهاند. در این مدت، بسیار در این باب بحث میشد و مکرر ابراز میکردند که ما برای نمونه شبیه فلان کشور نیستیم؛ چرا که آن کشورها فاقد تاریخِ اندیشه هستند. ایران اتفاقاً کشوری است که بهسبب برخورداری از تاریخِ اندیشه، اختلافنظر در آن بسیار است. درباره سلیقهها، من از آن با عنوان «سفره چهلتکه» یاد میکنم. این خردهفرهنگهای گوناگون، مطالبات متفاوتی دارند. اما تمامی این مطالباتِ متنوع در تمدنی بهنام ایران گرد میآیند و هنگامی که به مفهوم ایران، میهن و خاک میرسیم، تمامی تفاوتها نه اینکه محو شوند، بلکه برای مدتی به حاشیه میروند؛ چرا که اصلی با اولویتِ بالاتر وجود دارد: حفظ تمامیت ارضی ایران، حراست از خاک و ممانعت از ورود هرگونه متجاوز. . زیرا واقفیم که در ادامه، آسیبها را متوجه ما خواهند کرد؛ تجربه تاریخی به ما آموخته است که هیچ دشمنی و هیچ سرباز بیگانهای، برای ما آزادی و رفاه به ارمغان نیاورده است. هر آنچه هست، میباید توسط من و شما ساخته شود. بدینسان، در لحظهای که دشمن بیرونی حمله میکند، آن حس میهنپرستی، میهندوستی، ایراندوستی و تمایزِ تبار ایرانی، همگان را به یکدیگر پیوند میدهد.
ایران باید باشد تا ما هم باشیم
ممکن است هنرمندان بسیاری در این سالها مورد بیمهری قرار گرفته باشند، احساس کنند که باید بهگونهای دیگر با آنان رفتار شود، سیاستهای دیگری اتخاذ شود و گروههای اجتماعی ممکن است انتظاراتی داشته باشند که برآورده نشده است، ولی در این لحظه همه گفتند: «ما میآییم و از ایران حفاظت میکنیم.» ما میرویم زیر پلهای ایران مینشینیم، میرویم در ریلهای ایران شروع میکنیم به آواز خواندن. هر کس به سهم خود. فردی که ممکن بود سالها در هیچکدام از راهپیماییها حضور نداشته، در این شبها آمده و در خیابانها ایستاده و از این خاک و کشور دفاع کرده است.
در شرایطی که پروتکلهای بینالمللی جنگی نقض شده و حملاتی به مراکز درمانی، مسکونی و فضاهای عمومی صورت گرفته است، مفهوم میهنگرایی و انسجام جمعی جایگزین فردگرایی شده است. این حس که «ایران باید باشد تا من هم باشم» در تاریخ معاصر ایران، بهویژه در زمانهایی که تمامیت ارضی کشور مورد تعرض قرار گرفته، موجب اتحاد و دفاع ایرانیان شده است این حس که «ایران باید باشد تا من هم باشم» در تاریخ معاصر ایران، بهویژه در زمانهایی که تمامیت ارضی کشور مورد تعرض قرار گرفته، موجب اتحاد و دفاع ایرانیان شده است.
نمونهای از این مشارکت مردمی در بازسازی خطوط راهآهن آسیبدیده دیده شد؛ جایی که مردم محلی، با وجود قول دشمن مبنی بر عدم آسیب به غیرنظامیان، خود برای تعمیر خطوط ریلی روستایی و شهری پیشقدم شدند و ظرف ۷۲ ساعت این امر محقق شد. این روحیه، که دشمنان ایران اغلب نادیده میگیرند، نشاندهنده قدرت جامعه ایرانی در اتحاد و همبستگی است.
در پایان یادآور میشوم که در سال سختی که گذشت، مردم ایران با همت و حول محور وطن گرد آمدند. در این راستا، از تلاش خبرنگاران که چراغ آگاهی و اطلاعرسانی را روشن نگه داشتند، از مجموعه ایرنا و تمامی خبرنگاران که خالصانه و متعهدانه وقایع مربوط به ایران و بقای آن را ثبت و ضبط کردهاند، قدردانی ویژه میکنم. همچنین، تشکر ویژهای از مردمی که با هر توان و مهارتی که داشتند، پای کار ایران ماندهاند و از این سرزمین حفاظت کردهاند.






