به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری صدا و سیما، نیک پیتون والش خبرنگار سی ان ان در تحلیلی در پایگاه خبری این شبکه نوشت: دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در حالی که تلاش میکند گزینههای خود را در مورد ایران باز نگه دارد، ممکن است آنها را محدود ببیند.
پس از پایان دور سوم مذاکرات در ژنو با توافق ظاهری برای یک نشست «سطح فنی» دیگر در وین در هفته آینده، کاخ سفید باید ارزیابی کند که آیا دیپلماسی تجدید شدهاش نتیجه خواهد داد یا باید گام به شدت غیرقابل پیشبینی و احتمالاً گام بیرحمانه جنگ را بپذیرد.
ورود «ناوگان» ترامپ ممکن است معادله آن را تغییر دهد و سریعتر به توافق منجر شود. اما موضع ایالات متحده آمریکا نیز پیچیده است. هنوز خیلی مشخص نیست که خطوط قرمز واشنگتن چیست. آیا ایالات متحده فقط به دنبال عدم دستیابی به سلاح هستهای است یا عدم غنیسازی اورانیوم؟ سخنرانی سالانه ترامپ صراحتاً خواستار پایان غنیسازی نشد و به نظر میرسد مقامات او به طور پراکنده به رسانهها اطلاع میدهند که ممکن است غنیسازی «نمادین» ایران را بپذیرند، شاید صرفاً برای اهداف پزشکی.
آیا یک توافق باید شامل محدودیتهایی بر برد موشکهای ایران باشد، که ترامپ به دروغ ادعا کرد که ممکن است به زودی بتواند ایالات متحده آمریکا را هدف قرار دهد؟ آیا ایران همچنین باید با مهار نیروهای نیابتی خود در منطقه موافقت کند؟
با این حال، این چماق ترامپ است، نه این هویج دیپلماتیک، که مشکلات واقعی برای کاخ سفید ایجاد میکند. نیروی اعزامی به منطقه به اندازه کافی بزرگ است که سیگنالی از قصد و تهدید واقعی ارسال کند، اما احتمالاً به اندازه کافی بزرگ نیست که بتواند یک حمله نظامی چند هفتهای را تحمل کند. این امر تغییر رژیم را غیرممکن میکند.
مقامات پنتاگون همچنین - در افشاگریهایی به رسانهها - در مورد کمبود مهمات و منابع برای یک کارزار گسترده هشدار دادهاند. این، همراه با گزارشهایی مبنی بر اینکه ناوهای هواپیمابر ایالات متحده نیاز به سرویس دارند، ترامپ را در صورت دستور حملهای طولانی و مداوم، در معرض خطر بزرگی قرار میدهد. این امر ایالات متحده آمریکا را در باتلاقی به سبک عراق قرار میدهد و این در میان هشدارهای واضحی است مبنی بر این که سربازانش بدون منابع کافی به خطر میافتند. این امر از نظر سیاسی تقریباً خودکشی برای هر رئیس جمهوری است، هر چقدر هم که احساس قدرت مطلق کند.
ایران ممکن است به راحتی یک یا دو شب حملات هدفمند را تحمل کند، با حملات نمادین و محدودی را که در گذشته دیده شده بود، پاسخ دهد و به این نتیجه برسد که دولت (آمریکا) لاف میزند- و حتی ناوگان آن - به طرز چشمگیری قابل تحمل است.
زمان نیز به نفع ترامپ نیست. پنتاگون نمیتواند چنین درصد عظیمی از داراییهای خود را ماهها معلق نگه دارد. اف-۳۵های بلااستفاده روی باند فرودگاه ممکن است از موشکها در یک جنگ شدید ارزانتر باشند، اما همچنان آمادگی آمریکا را برای درگیریهای آینده که ممکن است ایالات متحده انتخاب نکند، به خطر میاندازند.
در نهایت، بدون یک توافق سریع، گزینههای نظامی ترامپ هر هفته کمتر میشود. او نه رأیدهندگان آمریکایی و نه سختافزار خود را در منطقه برای یک حمله گسترده و فلجکننده آماده نکرده است. یک حمله کوتاه و شدید دیگر احتمالاً برنامه هستهای ایران را برای همیشه از بین نخواهد برد، اما ممکن است محدودیتهای اشتهای ترامپ برای جنگ را آشکار کند. این یک شکست استراتژیک خودساخته خواهد بود، هرچند که برای منطقهای که در لبه پرتگاه قرار دارد، تسکینی باشد.