همشهری آنلاین: «پدرم دوست داشت من شنا را بهصورت حرفهای دنبال کنم. وقتی بچه بودم عضو یک باشگاه بودم، اما همیشه در مسابقهها کمی دیر حرکت میکردم و بنابراین هیچ شانسی برای بردن نداشتم.» فلورانس میای، کارگردان انیمیشن فرانسوی، با خنده از پایان زودهنگام دوران شنای خود یاد میکند. خوشبختانه همین سرنوشت برای فیلمسازیاش تکرار نشد. او در ۷۰ سالگی برای نخستین بار در بخش انیمیشن کوتاه نامزد اسکار شده است؛ آن هم با اثری پرشور و سرشار از بافت و رنگ به نام «پاپیون (پروانه)» که درباره شناگر رکورددار فرانسوی-یهودی آلفرد ناکاش ساخته شده و شانس زیادی برای کسب جایزه به او میدهد.
به گزارش گاردین، میای مطمئن نیست چرا در میانه دهه ۲۰۱۰ دوباره به یاد ناکاش افتاد؛ کسی که والدینش در دوران مقاومت فرانسه با او آشنا شده بودند. او میگوید: «راستش نمیدانم چرا حافظهام اینگونه عمل کرد. شاید چون به پدرم فکر میکردم.» حافظه عنصر محوری «پاپیون» است؛ فیلمی که در امواج خاطرهها پیش میرود، زمانی که ناکاش برای آخرین بار در سربر، در مرز اسپانیا ــ جایی که در سال ۱۹۸۳ بر اثر حمله قلبی درگذشت ــ به آب میزند.
او در میان موجها پیش میرود و در لایههای رسوبکرده سالها فرو میرود: کودکی در الجزایر، غلبه بر ترس اولیه از آب، آشنایی با همسرش پل در مسیر پیشرفت حرفهای، حضور در المپیک برلین ۱۹۳۶، سلب تابعیت در فرانسه ویشی و در نهایت تبعید به آشویتس. این انیمیشن که میای آن را بهصورت دستی و مستقیم روی صفحات شیشهای زیر دوربین اجرا کرده و هر فریم را بر فریم پیشین مینشاند، همچون غسل تعمیدی جسمانی در رنگ روغن، پاستل و شن است؛ فرو رفتنی بیپروا در دل تراوما و نوزایی.
میای که در تولوز بزرگ شده ــ شهری که ناکاش در جنگ جهانی دوم در آن ساکن شد ــ در کودکی از برادر او، ویلیام، در تعطیلات ساحل مدیترانه شنا آموخت. طرد شدن این قهرمان برای او پژواکهایی معاصر دارد، زیرا خود نیز یهودی است. او میگوید: «مدتی است در فرانسه این ایده دوباره مطرح شده که میتوان تابعیت گروهی را به دلیل تعلقشان به جامعه یا مذهبی دیگر سلب کرد.»
از نگاه او، ورزش عرصهای فشرده برای برجسته کردن چنین مسائل است: «فارغ از اینکه او یهودی بود یا نه، برایم مهم بود نشان دهم حتی قهرمان بودن هم مانع تبعیض نمیشود.» پس از جنگ، زمانی که ناکاش بدون همسر و دخترش از اردوگاه بازگشت، نوعی سکوت جمعی درباره او شکل گرفت؛ تا حدی از سوی خود او که مانند بسیاری از بازماندگان نمیخواست درباره تجربهاش سخن بگوید. در قرن بیستویکم تقریباً به فراموشی سپرده شده بود، جز چند استخر که نامش را داشتند. اما موفقیت اخیر لئون مارشان، که مانند ناکاش در باشگاه دوفن دو توئک آموزش دیده، توجهها را دوباره به تاریخ شنای تولوز جلب کرده است.
پشت این روایت انسانی که برای اسکار مناسب به نظر میرسد، تکنیک کمنظیر میای قرار دارد. او ابتدا مانند مادرش، نقاش میری گلودک-میای، به هنرهای تجسمی ایستا روی آورد، اما با تشویق انیماتور تجربی روبر لاپوژاد به امکانهای حرکت علاقهمند شد. در دهه ۱۹۸۰ که مدرسه انیمیشن چندانی در فرانسه وجود نداشت، لاپوژاد او را تشویق کرد بیدرنگ وارد عمل شود؛ نتیجه آن فیلم کوتاه «حمام» در سال ۱۹۹۱ بود که انتزاعی پیکاسووار را از بخارهای حمام بیرون میکشید.
آب به نظر میرسد عنصر اصلی کار اوست. او برای «پاپیون» جلوههای گوناگون آب را با دقتی حسی بازآفرینی کرده است: «این مطالعهای علمی نیست، بلکه حسی و شهودی است. برایم مهم است نشان دهم آب هرگز یکسان نیست و همیشه در حال دگردیسی است.» او لایهای اضافی از رنگ روغن روی گردابها و موجها میافزاید تا شکست نور و اعوجاج را سهبعدی نشان دهد و حتی از حبابهای واقعی صابون برای ایجاد کف و تلاطم بیشتر بهره میبرد. کار او مبتنی بر پذیرش اتفاقهای خوشایند است؛ هرچند نقاشی زنده در برابر دوربین خطر خطاهایی را دارد که میتواند کل یک سکانس را نابود کند. میای این ریسک و ماهیت شخصی کارش را، بهویژه در عصر گسترش هوش مصنوعی، میستاید: «بسیار دشوار و پراسترس است، اما جنبه چالش آن را دوست دارم.»
«پاپیون» که تهیهکنندهاش با انیمیشن برنده اسکار سال ۲۰۲۴ «فلو» مشترک است، از این نظر حتی از فیلم بلند پیشین او، «عبور (گذر)» محصول ۲۰۲۱، هم پرخطرتر بود. برای آن فیلم ۵۷ هزار و ۶۰۰ طراحی توسط تیمی بینالمللی در چهار کشور انجام شد، اما «پاپیون» را تنها چهار زن تولید کردند. با این حال، تکیه بر دیگران هم مشکلات خود را دارد؛ از جمله تردید درباره توان همکاران برای نجات صحنههایی که از کنترل خارج میشوند.
نامزدی اسکار برای میای غافلگیرکننده بوده، اما او ایدهای کلی از سخنرانی احتمالیاش دارد: «اینکه چرا در آغاز میخواستم این فیلم را بسازم و چگونه امروز هم معنا دارد.» با آگاهی از فضای سیاسی آمریکا و شباهت میان اعتراض شناگران همدوره ناکاش به حذف او و بحثهای امروز درباره تحریم المپیک ۲۰۲۸ لسآنجلس، او تأکید میکند جایزه واقعی چیزی فراتر از مجسمه اسکار است: «مهم است درباره حقوق بشر سخن بگوییم و تلاش کنیم درست زندگی کنیم.»









