به گزارش خبرنگار مهر، رمان کوتاه یا نوولای «سرهنگ نمیخوابد» داستان سرهنگی است که پس از فروپاشی یک حکومت و جنگی نامعلوم، به زیستنی بهظاهر جدید در سرزمینی بینام و بیزمان ادامه میدهد؛ گرچه با وجود تغییرات بسیار، هیچچیز حقیقتاً تغییر نکرده است. شغل سرهنگ هنوز همان است، همان کارها را میکند، همان بیخوابی، همان شکنجه، و همان باران خاکستری همیشگی. او که در گذشته مسئول شکنجه در نظام پیشین بوده، اکنون در چرخهای از بیخوابی ممتد گرفتار شده و اینبار، خود را در معرض شکنجهای درونی قرار داده است.
این اثر با ترسیم فضایی آخرالزمانی و تعلیقآلود، به پیامدهای روانی جنگ میپردازد؛ اما برخلاف بسیاری از روایتهای متعارف ضدجنگ، تمرکز خود را بر فرسایش تدریجی یک شخصیت سرگردان میگذارد؛ شخصیتی که در بیخوابیهای طولانیاش، خاطرات گذشته را بارها و بارها مرور میکند و توان رهایی از آنها را ندارد. شبها، آدمهایی که شکنجهشان کرده، سراغش میآیند و خواب را از چشمانش میدزدند.
از همان بندهای نخست، زبان شاعرانه و تصویرپردازیهای چندلایه نویسنده آشکار میشود. ناکجاآبادی بیزمان، بارانی بیپایان و ذهنی آشفته سه مؤلفه اصلی فضاسازی این رماناند. با این حال، نویسنده بر این باور است که «کسی که نمیخوابد، هنوز امیدوار است»؛ گزارهای که خوانش اثر را از صرف یک روایت تلخ درباره جنگ فراتر میبرد و آن را به تأملی فلسفی درباره بقا، امید و وجدان انسانی بدل میکند.
«سرهنگ نمیخوابد» تنها گزارشی از ویرانی جنگ نیست؛ بلکه متنی است آمیخته به شعر، بازیهای زبانی و استعارههایی که مرز میان روایت داستانی و متن شاعرانه را کمرنگ میکند. حضور پررنگ لایههای ادبی، این رمان را به اثری تأملبرانگیز در حوزه ادبیات معاصر و روایتهای پساجنگ تبدیل کرده است.
امیلیین ملفتو، عکاس خبری، نویسنده و روزنامهنگار، در جنگهای خاورمیانه حضور داشت و روزنامهنگاری جنگ را با جنگ عراق شروع کرد. تجربه این حضور باعث شد که نوشتههایش از تأثیر این اتفاقها خالی نباشند. باوجود اینکه او نوشتن را از خبرنگاری و مستندات جنگ شروع کرد، اما تراژدیهایی که خلق کرد فقط شبیه به کار خبری نبودند. روایتهای داستانی و گاه شاعرانه او در رمانهایش، بهخصوص در سرهنگ نمیخوابد، کاملاً نمایاناند.
رمان« سرهنگ نمیخوابید» در ۱۳۲صفحه و با ترجمه ابوالفضل اللهدادی از سوی نشر افق منتشر شده است.








