یکشنبه 03 اسفند 1404
Sunday, 22 February 2026

از اکسپلور تا خیابان؛ شکاف سوگواری دیجیتال و زندگی واقعی

خبرگزاری مهر یکشنبه 03 اسفند 1404 - 11:11
اگر به جای نمایش غم به گفت وگوی خردمندانه میدان بدهیم و اگر حق کار و زندگی را در کنار حق سوگواری به رسمیت بشناسیم، آنوقت شاید فاصله «اکسپلور» و «خیابان» کم تر شود. 

یادداشت مهمان- مهیار خدادادی، کارشناس حوزه فناوری اطلاعات در یادداشتی نوشت: رسانه های اجتماعی قرار بود پنجره ای رو به واقعیت باشند؛ جایی برای روایت تجربه های روزمره، آموزش، گفت و گو و حتی همدلی جمعی؛ اما در هفته ها و ماه هایی که پس از رخدادهای تلخ دی ماه و فضای اعتراضات شکل گرفت این پنجره در بسیاری از موارد به ویترین نمایش بدل شد صحنه ای که در آن غم نه به عنوان واکنشی طبیعی و درونی بلکه به عنوان یک قالب آماده برای تولید محتوا و حفظ نرخ دیده شدن تولید شد.

پیامد این وضعیت شکل گیری شکافی عمیق بود شکافی از عمق اکسپلور تا بطن جامعه در سطح شهر فروشگاه ها، کافه ها و رستوران ها باز هستند و زندگی با همه فشارها در جریان است؛ اما در شبکه های اجتماعی زندگی روزمره گاهی به سرعت با برچسب عادی سازی محکوم می شود؛ انگار هر نشانه ای از استمرار زندگی معادل فراموشی رنج است و همین فضا بسیاری از کسب و کارهای آنلاین را ناچار می کند برای درامان ماندن از موج حملات سایبری سکوت اختیار کنند.

در این میان بخشی از کنشگران پرمخاطب فضای مجازی اعم از اینفلوئنسرها بلاگرها یا صفحات پر تعامل با ایجاد نقابی غم انگیز اقدام به ماهیگیری از آب گل آلود می کنند؛ نقابی که بیش از آنکه به درد مردم بخورد به درد الگوریتم می خورد نشانه های این نقاب عبارت اند از: عکس پروفایل با نقشه ایران، سمفونی حماسه خرمشهر، افکت های سیاه و سفید و متنهایی از جنس «به احترام شما فعالیت نداریم» و سپس کوچ ظاهری به تلگرام یا پلتفرم های دیگر در حالی که موتور اصلی درآمد و اعتبارشان همچنان همان صفحه ای است که تحت هیچ عنوانی نباید بخوابد.

آنان هم زمان دو کار می کنند، از یک سو به کاربران فشار می آورند که هیچ فعالیتی نکنید تا مبادا فضا عادی به نظر برسد و از سوی دیگر خودشان با تولید محتوای غم محور صفحه شان را فعال نگه می دارند در نتیجه این اتفاقات سوگواری دیجیتال بر فضای مجازی ایران حاکم شد؛ جایی که کالایی سازی احساس، خوراک الگوریتم می شود و کاربران هم ناخواسته در چرخه باز تولید آن گرفتارمی مانند.

این استاندارد دوگانه زمانی خطرناک تر می شود که هزینه اش از جیب کسب و کارهای آنلاین پرداخت شود. ما تجربه تلخ اختلال ها و محدودیت های اینترنت را پشت سر گذاشته ایم و اکنون در آستانه عید نوروز کسب و کارهایی که با هزار زحمت به فروش آنلاین رسیده اند و بیش از هر زمان به درآمد نیاز دارند ناچارند سکوت کنند تا از آماج تهدید و فحاشی در امان بمانند.

اینجا دیگر موضوع برسر نوع محتوا نیست پای حق معیشت درمیان است. وقتی به یک فروشنده خانگی یک آرایشگر یک آموزشگاه آنلاین یا یک تولید کننده کوچک گفته می شود اگر استوری بگذاری خیانت است پرسش ساده این است که آیا رستورانی که باز است عادی سازی می کند؟ آیا کافه ای که به مشتریان اش خدمات میدهد خیانت کار است؟ اگر قرار باشد معیار توقف کامل زندگی روزمره باشد جامعه چگونه باید نفس بکشد؟

نکته مهم بعدی چرخه شهرت سقوط در فضای سایبری است که امروز کسی را قهرمان می سازد و فردا با یک موج او را زیر بار فشار روانی له می کند. در منطق شبکه های اجتماعی چهره های پرمخاطب ناخواسته به محل تخلیه احساسات جمعی بدل می شوند و از آن ها انتظار می رود در هر موضوع اجتماعی و سیاسی موضع گیری کنند. به طور مثال آقای هادی چوپان قهرمان تاریخی ایران در مسترالمپیا و چهره ای که تا چندی پیش نماد غرور ملی در شبکه های اجتماعی بود ناگهان به واسطه پخش یک برنامه ضبطی که خارج از زمان بندی فضای ملتهب تهیه شده بود، هدف حملات گسترده کاربران قرار گرفت حدود یک میلیون دنبال کننده خود را از دست داد و صفحه اش نیز برای مدتی کوتاه از دسترس خارج شد این نوسان شدید از ستایش تا تخریب محصول همان منطق موجی و هیجانی شبکه های اجتماعی است؛ منطقی که افراد را از انسان به نماد تبدیل می کند وسپس همان نماد را در معرض فرسایش روانی قرار می دهد.

اما راهکار چیست؟ برخلاف تصور رایج راه حل الزاماً واکنش دائمی نیست. گاهی بهترین کنش سکوت مسئولانه است؛ سکوتی که از بی تفاوتی نمی آید از فهم پیچیدگی می آید. اگر کسی تخصص ندارد، اگر داده ای در اختیارش نیست و اگر امکان راستی آزمایی ندارد، بهتر است نقش بازی نکند و اگر قرار است همدلی کند، آن را از قالب های نمایشی بیرون بیاورد؛ چرا که همدلی واقعی می تواند در کمک مستقیم به یک خانواده آسیب دیده حمایت از سلامت روان اطرافیان یا حتی پرهیز آگاهانه از بازنشر نفرت معنا پیدا کند. اگر به جای قلاب های احساسی به صداقت و دقت پاداش بدهیم، اگر به جای نمایش غم به گفت وگوی خردمندانه میدان بدهیم و اگر حق کار و زندگی را در کنار حق سوگواری به رسمیت بشناسیم، آنوقت شاید فاصله «اکسپلور» و «خیابان» کم تر شود. در نهایت مسئله این نیست که رنج را فراموش کنیم؛ مسئله این است که رنج را تبدیل به ابزاری برای بازدیدنکنیم!

منبع خبر "خبرگزاری مهر" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.