همین اول بگوییم قصد قضاوت و ارزش گذاری روی افراد یا اعمال را نداریم که خوب است یا بد، درست است یا غلط، صرفاً منحصر به فرد بودن و تمایز پیروز قربانی با سایر مربیان و بازیکنان سابق مد نظر ماست. کسی که به پشتوانه زمان بازی و کاپیتانی استقلال بارها پیشنهاد دستیاری و نشستن روی نیمکت این تیم را داشت و هرگز قبول نکرد.
کسی که بر خلاف اغلب قریب به اتفاق هم دورهها و همبازیانش، حاضر شد مربیگری را از پایینترین سطوح آغاز و پله پله بالا بیاید تا اینکه صرفاً منتظر لیگ برتر باشد و در این مسیر، تجربیات گرانقدر کسب کرد که باعث شد فجر را به لیگ برتر برگردانده و این فصل در نخستین تجربه کارنامه قابل قبولی به جا بگذارد.
حالا پیروز قربانی در پاسخ به مطرح شدن نامش به عنوان یکی از کاندیداهای جانشینی ساپینتو روی نیمکت استقلال، میگوید: «با احترام به تمام نفرات و اسامی من فقط زمانی به استقلال میآیم که تنها گزینه سرمربیگری باشم نه یکی از ۵، ۶ نفر!»
بار دیگر تاکید میکنیم قصد ما قضاوت و ارزش گذاری روی نظر پیروز قربانی نیست. خود او هم با احترام به سایر کاندیداها نظرش را گفته اما همین که یک فرد در این فوتبال پر از سیاست، حاضر میشود علناً نظرش را به رسانهها بگوید، یک تفاوت با اکثریت است و اینکه پیروز قربانی در آرزوی رسیدن به نیمکت استقلال -که هدف تمام مربیان و پیشکسوتان، منهای پرسپولیسی هاست- در مربیگری نیز حاضر به عدول از خطوط قرمز دکترین کاری خود نشده، تفاوت دیگر.
در حالی که میدانیم خیلیها برای رسیدن به این نیمکت، همه جور لابی و همه کاری می کنند و هیچ خط قرمزی ندارند، پیروز قربانی خودش برای خودش شرط میگذارد. کاری که دیده بودیم محرم نوید کیا در سپاهان و قاسم حدادی فر در ذوب آهن کرده بودند و به خواسته شان هم رسیدند، اما داستان استقلال و پرسپولیس متفاوت است و چه بسا این شانس دیگر هرگز به قربانی رو نکند!
اینجا را بخوانید: شرط پیروز قربانی برای حضور در استقلال/ با احترام به همه، اصلا خوشحالم نمیکند!









