به گزارش همشهری آنلاین، نفیسه سادات موسوی، پژوهشگر: این تغییر ناگهانی، پرسشهای جدی و مهمی را در میان تحلیلگران، کارشناسان امنیتی و ناظران بینالمللی مطرح کرده است: چه عاملی باعث شد اعتراضاتی با ماهیت اجتماعی، به بحرانی امنیتی با ابعاد پیچیده تبدیل شود؟
بررسی روند زمانی حوادث نشان میدهد که اعتراضات اولیه، مشابه بسیاری از اعتراضات اقتصادی در کشورهای مختلف، عمدتاً در قالب تجمعات خیابانی و اعتراضات مدنی شکل گرفت. اما نقطه عطف این روند، روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه بود؛ زمانی که سطح خشونت بهطور ناگهانی افزایش یافت، استفاده از سلاح گرم گزارش شد و شمار قربانیان بهطور قابلتوجهی بالا رفت. این تغییر، نهتنها افکار عمومی داخلی، بلکه محافل سیاسی و رسانهای خارجی را نیز به واکنش واداشت.
در همین مقطع، مجموعهای از اظهارات و مواضع از سوی برخی مقامات و تحلیلگران غربی منتشر شد که توجه بسیاری را جلب کرد. یکی از جنجالیترین این موارد، پیام منتشرشده توسط مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین آمریکا و رئیس سابق سازمان اطلاعات مرکزی این کشور بود. او در پیامی، ضمن اشاره به اعتراضات ایران، از «مأموران موساد که در کنار معترضان حضور دارند» یاد کرد. این اظهارنظر، بهعنوان یکی از صریحترین اشارات به حضور احتمالی عوامل اطلاعاتی خارجی در متن اعتراضات تلقی شد و واکنشهای گستردهای را در پی داشت.
همزمان، برخی رسانههای اسرائیلی نیز گزارشهایی منتشر کردند که از فعالیت میدانی سرویس اطلاعاتی این رژیم در ایران حکایت داشت. انتشار پیامهایی به زبان فارسی توسط حسابهای منتسب به موساد، که در آنها خطاب به معترضان اعلام شده بود «در کنار شما هستیم»، از سوی کارشناسان بهعنوان بخشی از جنگ روانی و تلاش برای تأثیرگذاری بر فضای داخلی ایران ارزیابی شد.
در کنار این موارد، اظهارات برخی مقامات سابق نظامی و اطلاعاتی غرب نیز بر پیچیدگی موضوع افزود. لارنس ویلکرسون، مقام پیشین وزارت دفاع آمریکا، در سخنانی به نقش عملیات اطلاعاتی در هدایت و سازماندهی اعتراضات در کشورهای هدف اشاره کرد. او تأکید کرد که چنین عملیاتهایی معمولاً شامل ایجاد شبکههای ارتباطی، حمایت رسانهای و تأثیرگذاری بر روند میدانی است.
داگلاس مکگرگور، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا، نیز با اشاره به تجربههای مشابه در سایر کشورها، گفت اعتراضات اقتصادی میتوانند بهعنوان بستری برای اجرای عملیات پیچیده اطلاعاتی مورد استفاده قرار گیرند. به گفته او، این عملیاتها با هدف تغییر موازنه قدرت و ایجاد بیثباتی در کشورهای هدف طراحی میشوند.
در همین چارچوب، برخی تحلیلگران برجسته روابط بینالملل، نقش فشارهای اقتصادی را نیز مورد توجه قرار دادهاند. تحریمهای اقتصادی گسترده، که در سالهای اخیر علیه ایران اعمال شده، بهعنوان یکی از عوامل مهم در افزایش نارضایتی اجتماعی شناخته میشود. برخی کارشناسان غربی نیز اذعان کردهاند که فشار اقتصادی میتواند بهعنوان ابزاری برای ایجاد نارضایتی داخلی و افزایش فشار بر دولتها مورد استفاده قرار گیرد.
این روند، از منظر تحلیلگران امنیتی، بخشی از الگویی است که در ادبیات راهبردی با عنوان «جنگ ترکیبی» شناخته میشود؛ الگویی که در آن ابزارهای اقتصادی، رسانهای، اطلاعاتی و سیاسی بهطور همزمان برای تأثیرگذاری بر یک کشور به کار گرفته میشوند.
یکی از مهمترین ابعاد این بحران، نقش رسانهها در شکلدهی به روایتها بود. در روزهای اوج ناآرامیها، تمرکز گسترده رسانههای خارجی بر شمار قربانیان و تصاویر خشونت، به یکی از محورهای اصلی پوشش خبری تبدیل شد. کارشناسان معتقدند در چنین شرایطی، روایتسازی رسانهای میتواند نقش تعیینکنندهای در جهتدهی به افکار عمومی و افزایش فشارهای بینالمللی ایفا کند.
افزایش شمار قربانیان، علاوه بر پیامدهای انسانی، پیامدهای سیاسی مهمی نیز دارد. در بسیاری از موارد، افزایش تلفات میتواند بهانهای برای تشدید فشارهای دیپلماتیک، اعمال تحریمهای جدید و افزایش انزوای بینالمللی یک کشور شود. به همین دلیل، برخی تحلیلگران معتقدند که بحرانهای داخلی، گاه به میدان رقابت قدرتهای خارجی تبدیل میشوند.
این الگو، محدود به ایران نیست. در دهههای گذشته، موارد متعددی وجود داشته که در آنها اعتراضات داخلی در کشورهای مختلف، به بستری برای رقابتهای ژئوپلیتیک تبدیل شده است. در چنین شرایطی، مرز میان اعتراضات داخلی و مداخلات خارجی، بهشدت پیچیده و مبهم میشود.
با این حال، آنچه در حوادث دیماه ۱۴۰۴ بیش از هر چیز جلب توجه میکند، همزمانی اعتراضات داخلی با مجموعهای از مواضع، پیامها و اظهارات خارجی است که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به تحولات ایران اشاره داشتند. این همزمانی، پرسشهای مهمی را درباره میزان تأثیرگذاری عوامل خارجی بر روند تحولات داخلی مطرح کرده است.
در نهایت، آنچه از بررسی مجموعه این شواهد برمیآید، این است که حوادث دیماه را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک اعتراض داخلی ساده تحلیل کرد. این حوادث در نقطه تلاقی نارضایتیهای اجتماعی، فشارهای اقتصادی و رقابتهای ژئوپلیتیک قرار داشتند.
در چنین شرایطی، قربانیان اصلی این بحران، مردم عادی هستند؛ مردمی که زندگی آنها، ناخواسته به بخشی از بازیهای بزرگ قدرت تبدیل میشود. بحرانهایی از این دست نشان میدهند که در دنیای امروز، تحولات داخلی کشورها دیگر صرفاً پدیدههایی محلی نیستند، بلکه در بستر رقابتهای پیچیده جهانی شکل میگیرند.
دیماه ۱۴۰۴، تنها یک مقطع زمانی در تاریخ معاصر ایران نیست؛ بلکه نمونهای از واقعیتی بزرگتر است: واقعیتی که در آن، مرز میان سیاست داخلی و رقابتهای بینالمللی، بیش از هر زمان دیگری در هم تنیده شده است.









