به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، از ۱۴ دیماه ۱۴۰۴ با تکنرخی شدن ارز، قیمت تمام شده همه کالاهای وارداتی ازجمله کاغذ دستخوش تغییر شد. اتفاقی که شاید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دست کم در سال جاری آماده آن نبود و سیدعباس صالحی، در حاشیه هجدهمین جایزه جلال آلاحمد (۱۷ دی) در موردش گفت: «.... با توجه به دو نرخی بودن ارز (تا پیش از این) جلساتی با محمدرضا عارف و دوستان برنامه و بودجه و دیگران داشتیم تا کاغذ در نرخ تالار اول قرار بگیرد تا جایی که ۲۰ میلیون دلار، هم برای کاغذ تحریر و هم برای کاغذ مطبوعات گرفتیم.... درخواست و سفارشها انجام و مسیر واردات در حال طیشدن بود... با این حال با سیاستی که اکنون اتخاذ شده است، کلیه کالاها از جمله کاغذ مشمول این اتفاق شدهاند...» تاثیر این اتفاق را بر بازار نشر، علیرضا رئیسدانا، مدیر انتشارات نگاه در گفتوگو با خبرآنلاین به زبانی ساده اینطور توضیح میدهد: «.... ما اگر امروز، فرضا سه وانت کتاب از انبارمان به فروشگاه بیاوریم و همه آن تا پایان روز به فروش برسد، با پولش میتوانیم یک وانت کتاب چاپ کنیم...» استدلالی که از طریق اعداد و ارقامی که رئیسدانا به آنها اشاره میکند هم قابل اثبات است. او میگوید: «سال گذشته، همین زمان، کاغذ بالک ۶۰ گرمیِ ۶۰ در ۹۰ را بندی ۸۰۰ هزار تومان خریده بودم، در حالی که هفته گذشته، برای نمونه ۷۰ گرمیِ همان کاغذ بندی ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان پرداختیم و از هفته گذشته تا حالا، بندی ۳ و ۴۰۰ یا ۳ و ۵۰۰ فروخته میشود. درواقع ما اگر قصد خرید ۱۰۰۰ بند کاغذ را داشته باشیم باید نزدیک به ۴ میلیارد تومان بپردازیم.»

وقتی با پول کتابی که فروخته میشود، یکسوم آن را میتوان چاپ کرد
علیرضا رئیسدانا، که از سال ۱۳۴۲ به قول خودش شاگرد کتابفروش بوده و از سال ۱۳۵۲ به عنوان ناشر فعالیت کرده مدیر انتشاراتی است که در کارنامهاش بیش از نیم قرن سابقه کار، چاپ بیش از ۶ هزار عنوان کتاب و دو هزار عنوان کتابِ در گردش، دیده میشود. روایت او از این روزهای دشوار با اشاره به قیمت کاغذ پس از حذف ارز ترجیحی شروع میشود و اینطور ادامه پیدا میکند: «وضعیت به گونهای شده است که برای اطلاع از قیمت کاغذ، باید تا مشخصشدن قیمت جدید دلارِ ظهر هر روز، منتظر ماند. در کنار این، هزینه زینک، مرکب، چاپ، صحافی و... چندین برابر شده است. در شرایطی که کتاب، با توجه به شرایط اقتصادی، به کالایی ازجمله کالاهای انتهایی سبد خرید خانوادهها تبدیل شده است، معدود خریداران کتاب نیز، توان خریدشان روزبهروز کمتر میشود. همه اینها، تیراژ را پایین و پایینتر میآورد، ضمن این که خود ما به علت فشار اقتصادی ناچار شدیم انبار دو هزار متریمان را واگذار و به انباری ۵۰۰ متری اکتفا کنیم که همین هم به عنوان عاملی ثانویه بر کاهش تیراژمان اثر میگذارد. در مجموع و برای روشنتر شدن موضوع به زبانی ساده، ما اگر امروز، فرضا سه وانت کتاب از انبارمان به فروشگاه بیاوریم و همه آن سه وانت همین امروز به فروش برسد، با پولش میتوانیم یک وانت کتاب چاپ کنیم.»
او با ذکر نمونههایی، برای ملموستر شدن آنچه اتفاق افتاده است، ادامه میدهد: «به عنوان مثال، ما جدیدترین چاپ «جنایات و مکافات» (با ترجمه اصغر رستگار) را که پیشتر ۶۰۰ هزار تومان میفروختیم، هماکنون با تیراژ ۳۰۰ تایی، ۹۰۰ هزار تومان قیمت گذاشتهایم. در حالی که اگر بخواهیم با کاغذی که امروز میخریم قیمت بگذاریم حداقل باید ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بشود و در وضعیتی که خریدار از پس پرداخت هزینه همان چاپ ۹۰۰ هزار تومانی هم برنمیآید برای فروش چاپ جدید باید چشمانتظار دست دادن خوشبختی بود. در مثالی دیگر، ما زمانی «در آستانه» احمد شاملو را با تیراژ ۵۰ هزار تایی چاپ میکردیم یا مجموعه اشعار سیمین بهبهانی را با تیراژ ۱۱ هزار تایی، در حالی که اگر احمد شاملو در قید حیات بود و همین امروز صبح تازهترین اثرش را برای چاپ به ما میسپرد نمیتوانستیم با تیراژی بیش از هزار تا چاپش کنیم. پس فارغ از آمار اصطلاحا رسمی که تعداد ناشران را ۲۵ هزار عنوان میداند، همین ۱۵۰، ۲۰۰ ناشر فعال یا فعالیت خود کاهش دادهاند یا متوقف کردهاند. ما هم، با مکافات بسیار و با کمترین تیراژ؛ ۳۰۰، ۲۰۰، ۱۰۰ عنوان، مشغول کار هستیم.»
کاغذ «شرکت چوب و کاغذ مازندران»، نه کیفیت مناسبی دارد و نه مقرون به صرفه است
در کنار همه آنچه در مورد کاغذ وارداتی گفته شد، از رئیسدانا با استناد به گفتوگوی اخیر امیرسامان اسفندیاری دبیر سندیکای تولیدکنندگان کاغذ و مقوای ایران با ایرنا، از کاغذ تولید داخل هم میپرسیم. اسفندیاری در این گفتوگو از «شرکت چوب و کاغذ مازندران» بهعنوان اصلیترین تولیدکننده کاغذ تحریر در ایران نام برده و در کنار آن به «شرکت کاغذ پارس» که از باگاس (تفالهای که پس از استخراج شکر از نیشکر و سورگوم، حاصل میشود) و «شرکت پارس کاغذ مشهد» که از ضایعات کاغذ بهعنوان مواد اولیه استفاده میکند، اشاره کرده است.
رئیسدانا صحبت در این مورد را اینطور شروع میکند: «همانطور که میدانید در دولت سیزدهم چند باری از این گفته شد که کشورمان در زمینه تولید کاغذ به خودکفایی رسیده است در حالی که در عمل دیده شد این حرف یک شوخی بیشتر نبود.» او کاغذ تولید «شرکت چوب و کاغذ مازندران» را کاغذی اصطلاحا «بور» و «کدر» توصیف میکند. ضمن این که به عنوان مثال، کاغذهای ۷۰ گرمیِ ۶۰ در ۹۰ یا ۱۰۰ در ۷۰ تولیدِ آن، اگرچه به ظاهر کاغذ ۷۰ گرمی است اما از میانه به سمت انتهای کاغذ، تبدیل به کاغذ ۶۰ گرمی میشود. رئیسدانا همچنین اشاره میکند: «در کنار این، فوتکهای دستگاههای چاپ از پس رد کردن دانهبهدانه آن برنمیآیند و کاغذها را دوتا دوتا، چسبیده به هم رد میکنند. با این که وقتی این کاغذ را از مازندران به چاپخانه میآورند حداقل یکی، دو ماه میخوابانندش تا خشک شود اما باز هم دستگاه چاپ از پسش برنمیآید. همچنین ضایعات این کاغذ هم بسیار است و درمجموع کاغذ مقرون به صرفهای نیست که بتواند مورد استفاده ناشران برای چاپ کتاب قرار بگیرد.»
اسفند امسال، مثل هیچکدام از اسفندهای پیش نیست
رئیسدانا در پایان در پاسخ به این که با وجود همه آنچه مورد اشارهاش قرار گرفت، چشماندازی که ترسیم میکند، چگونه است؟ میگوید: «هرچند چشمانداز، تاریک است ولی ما فعلا با همین وضعیت به کارمان ادامه میدهیم چون معتقدیم وقتی اوضاع رو به بهبود نمیرود دست کم -حتی با چشمپوشی از سود و هزینه کردن از جیب خود- باید وضع موجود را حفظ کرد. به عنوان مثال، مصرف کاغذ ما در اسفندماه، همیشه بالا بود اما امسال برنامهای مشابه سالهای گذشته برای چاپ نداریم. به عبارت دیگر، در وضعیتی قرار گرفتهایم که حتی حفظ وضع موجود نیز برای ناشری چون ما با نیم دهه سابقه کار و چاپ بیش از ۶ هزار عنوان کتاب، امکانناپذیر مینماید.»
۵۹۲۴۲








