
به گزارش " تابناک"؛وقتی روی سطح ابا بازیگران با عرشه های بزرگ و دید مستقیم و پرچم های افراشته حضور دارند ،در لایهای پایینتر از سطح آب، جایی که نه پرچمی برافراشته است و نه نمایش قدرتی در کار، بازی دیگری در جریان است. بازیای که قواعدش را سکوت، پنهانکاری و ضربه ناگهانی تعریف میکند. زیردریایی، بهویژه در ابعاد کوچک و متوسط، دقیقاً برای چنین نبردی متولد شده است.
جغرافیای دریایی ایران، از خلیج فارس تا دریای عمان، ذاتاً با زیردریاییهای کوچک و نیمهسنگین سازگار است. آبهای کمعمق، بسترهای پیچیده، ترافیک بالا و تنوع صوتی محیط، شرایطی ایجاد میکند که زیردریاییهای بزرگ اتمی، آن برتری کلاسیک خود را از دست میدهند. در مقابل، شناورهایی کوچکتر، کمصداتر و چابکتر میتوانند به ابزار اصلی تبدیل شوند.
ایران از سالها پیش این واقعیت را درک کرده است. بهجای تمرکز بر رقابت پرهزینه با قدرتهای بزرگ در ساخت زیردریاییهای عظیم، مسیر توسعه زیردریاییهای کوچک و نیمهسنگین را انتخاب کرده؛ مسیری که هم با توان صنعتی کشور همخوانی دارد و هم با دکترین نبرد نامتقارن.

زیردریاییهای کلاس غدیر، یکی از نمادهای این رویکرد هستند. این زیردریاییها از نظر ابعاد کوچکاند، اما دقیقاً برای محیط خلیج فارس طراحی شدهاند. قابلیت حرکت در آبهای کمعمق، توان پنهانکاری بالا و امکان استقرار نزدیک به خطوط کشتیرانی، آنها را به ابزاری مؤثر برای پایش و تهدید تبدیل میکند.
در کنار غدیر، زیردریاییهای نیمهسنگینتری مانند کلاس فاتح نیز قرار دارند؛ شناورهایی که فاصله میان زیردریاییهای بسیار کوچک و نمونههای کلاسیک را پر میکنند. این کلاس، نشانهای از بلوغ فنی در طراحی زیردریایی بومی است؛ ترکیبی از برد بیشتر، تسلیحات متنوعتر و توان عملیات در آبهای دورتر.
از منظر فنی، مهمترین ویژگی این زیردریاییها «سطح صدای پایین» است. در جنگ زیرسطحی، هر دسیبل اهمیت دارد. کاهش نویز موتور، بهینهسازی پروانهها و مدیریت ارتعاشات بدنه، عواملی هستند که تعیین میکنند یک زیردریایی شکارچی باشد یا شکار.
در محیطی مانند خلیج فارس که آلودگی صوتی طبیعی و انسانی بالاست، تشخیص زیردریایی کوچک بسیار دشوارتر از زیردریایی بزرگ است. این یعنی زیردریایی ایرانی، حتی بدون فناوریهای فوقپیشرفته، میتواند از مزیت محیطی خود استفاده کند.
تسلیحات این زیردریاییها نیز متناسب با مأموریت تعریف شدهاند. اژدرهای سبک و نیمهسنگین، مینهای دریایی و در برخی موارد موشکهای کروز دریایی، مجموعهای از گزینهها را در اختیار فرمانده قرار میدهد. این تنوع، انعطاف عملیاتی ایجاد میکند؛ زیردریایی میتواند هم نقش بازدارنده داشته باشد، هم نقش تهاجمی محدود و هم نقش اطلاعاتی.

اما شاید مهمترین مأموریت زیردریاییهای کوچک ایران، مأموریت «دیدن بدون دیدهشدن» باشد. پایش مسیرهای دریایی، رصد ناوگروههای عبوری و جمعآوری دادههای صوتی و حرکتی، بخشی از جنگی است که پیش از شلیک آغاز میشود. این اطلاعات، پایه تصمیمگیری در سطوح بالاتر است.
در نبرد احتمالی با ناوگانهای فرامنطقهای، زیردریاییهای کوچک الزاماً برای غرقکردن ناو هواپیمابر وارد میدان نمیشوند. نقش آنها ایجاد تردید، تحمیل احتیاط و وادارکردن دشمن به تغییر آرایش عملیاتی است. همین تغییر آرایش، هزینه و آسیبپذیری ایجاد میکند.
برای ناوگانهای بزرگ، تهدید زیردریایی کوچک یک کابوس همیشگی است. ناوی که مجبور باشد دائماً به تهدید زیرسطحی فکر کند، تمرکز خود را از مأموریت اصلی از دست میدهد. اسکورتها افزایش مییابند، سرعت حرکت کاهش پیدا میکند و آزادی عمل محدود میشود.
از منظر انسانی، زیردریاییها میدان آزمون خونسردی و آموزش هستند. خدمهای که هفتهها در فضایی محدود، بدون نور طبیعی و با فشار روانی بالا فعالیت میکنند، بخشی از قدرت پنهان این سلاحاند. در زیردریاییهای ایرانی، این تجربه طی سالها بهصورت بومی شکل گرفته است.
نکته مهم دیگر، اتصال زیردریاییها به شبکه بزرگتر نبرد دریایی است. زیردریایی امروز یک واحد منزوی نیست؛ بخشی از یک شبکه شامل رادارهای ساحلی، پهپادها، شناورهای سطحی و سامانههای اطلاعاتی است. این پیوند، اثرگذاری آن را چند برابر میکند.

در چنین ساختاری، زیردریایی میتواند داده دریافت کند، موقعیت خود را تطبیق دهد و بدون آشکارشدن، مأموریت خود را انجام دهد. این همان جایی است که فناوری، تاکتیک و جغرافیا به هم میرسند.
از منظر بازدارندگی، زیردریاییهای کوچک ایران حامل پیام مشخصی هستند: تهدید فقط از سطح آب نمیآید. هر نیرویی که وارد این پهنه شود، باید با لایهای نامرئی از خطر کنار بیاید. لایهای که نه زمان دارد، نه مکان مشخص و نه هشدار قبلی.
در سالهای اخیر، حضور مستمر زیردریاییهای ایرانی در رزمایشها و مأموریتهای عملیاتی، نشان داده که این توان صرفاً نمایشی نیست. این یک قابلیت فعال است که بهصورت مداوم تمرین و بهروز میشود.
زیردریاییهای کوچک، برخلاف تصور عمومی، نشانه ضعف نیستند؛ نشانه تطبیقاند. تطبیق با واقعیتهای ژئوپلیتیک، محدودیتهای اقتصادی و شرایط محیطی. این همان منطقی است که بسیاری از قدرتهای منطقهای و حتی جهانی به آن رسیدهاند.
در دریایی که هر حرکت دیده میشود، قدرت واقعی گاهی زیر آب پنهان میماند. زیردریاییهای کوچک ایران، تجسم همین منطقاند؛ سلاحی که با سکوت حرف میزند و با حضور نامرئی، معادله را تغییر میدهد.