
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، کیتی هولمز را بیشتر بهعنوان بازیگر میشناسند، اما او یکتجربه کارگردانی هم در پرونده هنری خود دارد؛ سال ۲۰۱۶ فیلم «همه چیزی که داشتیم» (All We Had) را ساخت که تا حدودی در زمره فیلمهای جادهای قرار میگیرد. اینفیلم ملودرام اجتماعی با فیلمنامهای اقتباسی از جاش بون ساخته شد که منبع اقتباسش رمانی با همیننام بهقلم آنی ویدروکس است که سال ۲۰۱۴ چاپ شد و دو سال بعد هم در قالب اینفیلم اقتباسی بر پرده سینما به نمایش درآمد.
داستان «همه چیزی که داشتیم» مربوط به سال ۲۰۰۸ و زمان بحران مالی برههای است که از ۲۰۰۵ تا چندسال بعد ادامه پیدا کرد. بحران مورد اشاره با انفجار حباب در بازار مسکن آمریکا شروع شد و باعث به وجود آمدن آدمهای بدهکار زیادی در نظام بانکی اینکشور شد؛ افرادی که خانههایشان بهعنوان ضمانت در گرو بانک بود و از آنها ستانده شد. اینضمانتها به نقدینگی تبدیل نشدند و بحران خود را در مراکز اعتباری نشان داد و در نهایت به کاهش میزان نقدینگی در نظام بانکی و اعتباری منجر شد.
قصه فیلم مورد اشاره و البته رمان «همه چیزی که داشتیم» درباره آنمقطع زمانی است. کیتی هولمز هم خود ایفاگر نقش اصلی فیلم یعنی ریتا کارمایکل است؛ زنی تنها با یکدختر نوجوان سیزدهچهاردهساله که مجبورند بهخاطر شرایط مورد اشاره، با خودروی خود شهر به شهر سفر کنند و با دزدی از مغازهها، خورد و خوراک خود را تامین و پول خود را برای ادامه سفر حفظ کنند.
فیلم، جدا از فضایی که داستانش در آن شکل میگیرد، نکات مورد توجه دیگری هم دارد. یکی از ایننکات، همانجادهای بودن فیلم است؛ اینکه مسیرهای بینشهری، سهمی در قاببندیها و تصاویر فیلم دارند. از شهرهای بزرگ چون نیویورک در فیلم خبری نیست. اما پیشخدمت رستوران فیلم، که یکموجود بلاتکلیف از نظر جنسی است (مردی است که زن شده) در آرزوی رفتن به نیویورک است. روی همینحساب، منظرههای مخلتفی از طبیعت و برگهای درختان و مناظر پاییزی در فیلم به چشم میآیند.
یکی از جملات مهم مادر دختری فیلم، در دقایق ابتدایی فیلم بیان میشود: «اگر جایی برای خوابیدن داشته باشی می تونی رویا ببینی!» همینجمله که احتمالا از رمان برداشته شده، بیانگر وضعیت اجتماعی و اقتصادی آمریکا در دوره بحران ۲۰۰۸ است. ایندغدغه از ابتدا تا انتهای فیلم وجود دارد. مادر و دختر قصه ابتدا شبها را در خودروی خود و حاشیه جاده میخوابند؛ بعد با کار گرفتن در رستوران سر راهی، موفق میشوند در پستو بخوابند؛ بعد یک واسطه موسسه اعتباری یا به بیان بهتر یکدلال مسکن، با ریتا دوست میشود و خانهای در اختیارش میگذارد اما با رویه حیلهگری مرد، اتفاقات میافتد که در نهایت خانه از دست زن و دختر نوجوانش خارج و دوباره آواره میشود. بعد هم ماجرای آشنایی با جمع معتادهای سابق و گردهماییشان پیش میآید که در آن مردی زن از دست داده حضور دارد و علاقهای بین مرد و زن پیش میآید.
یکی دیگر از جملاتی که بهخوبی در فیلمنامه از آن استفاده شده، «پایان خوب به داستان معنا میده!» است. اینجمله را دختر نوجوان فیلم در دقایق ابتدایی میگوید. در انتهای فیلم هم چون خوبی مرد تازهپیدا شده و عشقش به مادر را باور نمیکند، قهر میکند و به مهمانی بچههای خلاف مدرسه میرود تا از مادرش انتقام بگیرد و کارهای خلاف عرف انجام دهد. علت رفتار و واکنش ایننوجوان این است که پایان خوب قصه را باور نمیکند و توقع ندارد مرد پیداشده، واقعا با مادرش خوب باشد و برایش بماند. چون شخصیت ریتا هم زنی بوالهوس است و در جریان سفرهای جادهای با مردان زیادی دوست میشود. بههرحال، عشق واقعی زن و مرد، باعث میشود «همه چیزی که داشتیم» پایان خوبی داشته باشد.
یکی از نکات اجتماعی مربوط به بحران اقتصادی ۲۰۰۸ که خود را بهصورت یکرشته دیالوگ در فیلم نشان میدهد، جایی است که صبر و تحمل تمام شده و انفجار رخ میدهد؛ به اینصورت که درباره مرد دلال مسکن اینجملات بیان میشود: «ما داریم ضعیفتر میشیم و اونا پولدارتر!» و این، البته واقعیت جامعه دیروز و امروز آمریکاست که ظاهری زیبا و باطنی ویران دارد و مردم هر روز بدهکارتر میشوند. به بیان دیگر استفاده از کارت اعتباری، اولش خوش است اما پایانی سخت دارد.
فیلم «همه چیزی که داشتیم» نکات اجتماعی تربیتی خوبی دارد. ازجمله ظرایف و حساسیتهای تربیت دختران در جامعه. یادش به خیر! سالها پیش بود که رابرت دنیرو در فیلم «یکقصه برانکسی» خود، حساسیتهای تربیت یکپسربچه را در محله برانکس نیویورک و دغدغههای پدر شریفش را برای درست بار آمدن آنپسر نشان داد. اینبار هم کیتی هولمز در اینفیلم، حساسیتهای بزرگکردن یکدختر نوجوان را نشان میدهد؛ اینکه وقتی مادر بهراحتی جلوی بچه سیگار میکشد، او هم سیگار خواهد کشید و مادرش هم نمیتواند به او خرده بگیرد. وقتی مادر پوشش نامناسب و خارج عرف دارد، دختر هم ناخودآگاه بهسمت همینپوشش میرود.
نکته اجتماعی و تربیتی دیگر درباره اینفیلم که سال ۲۰۱۶ ساخته شده، مربوط به وقتی است که روتی در مدرسه ثبتنام میشود و برای اینکه به همکلاسی دیگرش ثابت کند، اُمل و عقبمانده نیست باید سیگار و گل بکشد. فیلمنامه «همه چیزی که داشتیم» نشان میدهد بزرگشدن نوجوانان در شرایط بحران اقتصادی و وقتی پدر و مادر مناسبی بالای سرشان نباشد، چه مخاطرات و آسیبهایی در پی دارد. گوشهای از اینبحران مالی به آنجا منجر میشود که صاحب رستوران سر راهی که مادر و دختر را پناه و به آنها کار داده هم مجبور میشود رستوران خود را تعطیل کند.
بازی در نقش ریتای اینفیلم، برای کیتی هولمز چالش خوبی بوده و بازیگری خود را محک زده است. زنی معتاد و دارای اخلاقیات نامناسب با صورت تکیده و آرایشی که بیشتر توی ذوق میزند تا دلربایی کند، مختصات یکنقش خوب و وسوسهکننده برای بازیگران هستند. کیتی هولمز هم احتمالا روی همینحساب نقش اصلی فیلم خود را بازی کرده و دغدغههای مادرانهاش را هم در اجرای نقش و کارگردانی فیلم در نظر گرفته است.
«همه چیزی که داشتیم» در IMDB امتیاز شش از ده را کسب کرده و فیلم اجتماعی خوبی است. البته مشخص است که مثل فیلمهای دیگر آمریکایی تحویلش نگیرند چون فیلمهای اجتماعی که شرایط منفی و سختیهای زندگی را نشان میدهند، فقط توسط جماعتی ویژه در ایران است که فیلمهای خوب محسوب میشوند. به بیان سادهتر، فیلمهای آمریکایی باید گل و بلبل باشند تا خوب باشند و فیلمهای ایرانی، سیاهنمایی و بدبختی تا جایزه بگیرند!
صادق وفایی