به گزارش فارس، در ماههای اخیر با انتشار دوباره اسناد و گزارشهایی درباره ارتباط چهرههای سرشناس با جفری اپستین، نام بیل گیتس نیز بار دیگر در صدر بحثها قرار گرفت. رسانههای آمریکایی پیشتر تأیید کرده بودند که گیتس پس از محکومیت اپستین در سال ۲۰۰۸ چندین بار با او دیدار داشته است؛موضوعی که بعدها خود او آن را خطا خواند و گفت از آن رابطه پشیمان است،اما همین دیدارها برای بسیاری این پرسش را زنده کرد که چگونه یکی از بزرگترین چهرههای خیریه جهان با فردی که سابقه جرائم جنسی داشته وارد تعامل شده است.بیل گیتس طی دو دهه گذشته با تأسیس بنیاد بیل و ملیندا گیتس به عنوان نماد نیکوکاری جهانی معرفی شد.بنیادی که میلیاردها دلار در حوزه واکسن آموزش بهداشت و مبارزه با فقر هزینه کرده است. بر اساس گزارشهای مالی عمومی این بنیاد از بزرگترین نهادهای خیریه جهان به شمار میرود و نفوذ قابل توجهی در سیاستگذاریهای بهداشتی بینالمللی دارد؛ اما همزمان منتقدان میگویند تمرکز چنین منابع عظیمی در دست یک فرد یا یک حلقه محدود خود نوعی قدرت سیاسی غیررسمی ایجاد میکند.
ثروت سازمان یافته و قدرت نامرئیثروت بیل گیتس نه حاصل یک قرعهکشی بلکه محصول ساختار سرمایهداری فناورانه است. ساختاری که در دهههای اخیر انحصارهای دیجیتال را به سودهای بیسابقه رساند. مایکروسافت سالها به دلیل رفتارهای انحصارطلبانه در آمریکا و اروپا با پروندههای حقوقی روبهرو بوده است و همین انباشت سرمایه بود که بعدها به سرمایه خیریه تبدیل شد. پرسش منتقدان این است که آیا خیریه میتواند چهره انحصار را پاک کند یا صرفا بازتعریف قدرت در قالبی نرمتر است.در اقتصاد امروز جهان، تمرکز ثروت در دست اقلیتی کوچک به بالاترین سطح در دهههای اخیر رسیده است. گزارشهای نهادهای اقتصادی نشان میدهد یک درصد بالای جامعه سهم نامتناسبی از دارایی جهانی را در اختیار دارند، این تمرکز ثروت فقط اقتصادی نیست بلکه رسانه سیاست دانشگاه و حتی افکار عمومی را تحت تأثیر قرار میدهد.اپستین به عنوان نشانه سیستمپرونده اپستین برای بسیاری نماد یک فرد منحرف نیست بلکه نشانه یک سازوکار است سازوکاری که در آن ثروتمندان و افراد بانفوذ میتوانند سالها از نظارت عمومی دور بمانند اپستین شبکهای از ارتباطات با سیاستمداران دانشگاهیان و سرمایهگذاران داشت و همین شبکه به او امکان داد سالها بدون پاسخگویی کامل فعالیت کند.در این چارچوب وقتی نام چهرههایی چون بیل گیتس در فهرست ملاقاتکنندگان با اپستین مطرح شد حتی اگر جرم مشترکی اثبات نشده باشد این پرسش شکل گرفت که چرا حلقه نخبگان تا این حد در هم تنیده است و چرا فاصله میان قدرت اقتصادی و پاسخگویی اخلاقی تا این اندازه زیاد است.
خیرخواهی یا مهندسی تصویربنیادهای بزرگ خیریه در دهههای اخیر نقشی فراتر از کمک مالی یافتهاند. آنها در تعیین اولویتهای جهانی بهداشت آموزش و توسعه نقشآفرین شدهاند، وقتی یک بنیاد خصوصی میتواند درباره نحوه توزیع میلیاردها دلار برای واکسن یا سیاستهای آموزشی تصمیم بگیرد، مرز میان نیکوکاری و قدرت سیاسی کمرنگ میشود.منتقدان میگویند: در چنین ساختاری حتی اگر نیت خیرخواهانه باشد تمرکز قدرت در دست افراد معدود میتواند نوعی پاسخگویی محدود ایجاد کند، زیرا این تصمیمها از مسیر نهادهای انتخابی عبور نمیکند بلکه در حلقههای بسته اتخاذ میشود.
تصویر تمدن و واقعیت قدرتتمدنی که خود را پرچمدار حقوق بشر معرفی میکند؛ با پروندههایی مانند اپستین با چالش جدی مواجه میشود. تناقض میان شعار دفاع از زنان و کودکان با رسوایی شبکهای از سوءاستفاده جنسی در قلب جوامع غربی تصویر اخلاقی این تمدن را مخدوش کرد، این پرسش مطرح شد؛ که اگر چنین پروندهای در کشوری غیرغربی رخ میداد چه موج رسانهای و سیاسی به راه میافتاد؟آنچه افکار عمومی را بیش از خود جرم تکان داد؛ گستردگی ارتباطات و سکوت اولیه بسیاری از نهادها بود سکوتی که برای منتقدان نشانه اولویت حفظ اعتبار نخبگان بر شفافیت بود.
اقتصاد انباشت و اسطوره خودساختگیدر روایت رسمی سرمایهداری آمریکایی، میلیاردرها اغلب به عنوان افراد خودساخته معرفی میشوند، اما واقعیت پیچیدهتر است زیرساختهای عمومی قوانین مالکیت فکری بازارهای جهانی و حمایتهای دولتی همگی در شکلگیری این ثروت نقش دارند. بنابراین وقتی ثروت به سطحی میرسد که میتواند سیاستگذاری جهانی را تحت تأثیر قرار دهد، پرسش درباره مشروعیت و پاسخگویی آن طبیعی است.
بیل گیتس ممکن است در دادگاه به جرمی مرتبط با اپستین محکوم نشده باشد، اما ارتباط او با فردی که سابقه محکومیت جنسی داشته برای بسیاری نماد نزدیکی حلقههای قدرت است حلقههایی که در آن ثروت شبکه میسازد و شبکه مصونیت میآورد.درآخر ماجرای ارتباط بیل گیتس با اپستین، اگر چه میتواند به معنای اثبات مشارکت در جرم نیست اما به عنوان نشانهای از نزدیکی نخبگان اقتصادی به شبکههای قدرت و رسوایی قابل تأمل است. مسئله اصلی شاید شخص گیتس یا حتی اپستین نباشد، بلکه ساختاری است که امکان انباشت عظیم ثروت تمرکز قدرت و فاصله گرفتن از پاسخگویی عمومی را فراهم میکند.در جهانی که یک بنیاد خصوصی میتواند بر سیاستهای جهانی اثر بگذارد و یک میلیاردر میتواند فراتر از مرزهای کشورش نفوذ داشته باشد، پرسش درباره تعادل میان قدرت اقتصادی و مسئولیت اجتماعی بیش از هر زمان دیگری ضروری است.