به گزارش خبرآنلاین، فارس اکنون در یک سهراهی مهم ایستاده؛ سه راهی پُرپیچ و خمی که به توسعه صنعتی، گسترش کشاورزی و تمرکز بر گردشگری و اقتصاد فرهنگی ختم میشود.
برخی سیاستگذاریها و اظهارنظرها در سالهای اخیر نشان میدهد گرایشهایی برای صنعتیتر کردن استان وجود دارد؛ از سوی دیگر، همچنان عدهای بر توسعه کشاورزی بهعنوان مزیت سنتی فارس اصرار دارند اما پرسش اساسی اینجاست؛ آیا این دو مسیر با واقعیتهای اقلیمی و تاریخی فارس همخوان است؟ یا استان باید بر مزیتی سرمایهگذاری کند که ریشه در هویت آن دارد؟
هویت فارس؛ سرمایهای غیرقابل جابهجایی
یک عضو شورای شهر با تأکید بر جایگاه گردشگری در شیراز میگوید: ذات، هویت و مزیت مطلق شهر شیراز، گردشگری و زیارت است.
مهدی طاهری ادامه داد: نامهایی مانند حافظ و سعدی، و آثاری همچون تخت جمشید و آرامگاه شاهچراغ سرمایههایی هستند که نه قابل انتقالاند و نه قابل تکرار.
او معتقد است فارس همواره بهعنوان استان فرهنگی، تاریخی و زیارتی شناخته شده؛ برندی که طی قرنها شکل گرفته و در ذهن ایرانیان و گردشگران خارجی تثبیت شده است.
عضو شورای اسلامی شهر شیراز میگوید تغییر این برند به یک استان صنعتی، نه ساده است و نه کمهزینه.
به گفته طاهری اگر سال گذشته سه میلیون گردشگر وارد شیراز شدهاند باید ظرفیت را به پنج و سپس هفت میلیون نفر افزایش داد نه اینکه با نگاههای محدودکننده درها را بست.
تنوع ظرفیتهای مغفول
طاهری یادآور میشود که گردشگری صرفاً به بازدید تاریخی محدود نیست امروز بیش از ۲۴ نوع گردشگری در جهان تعریف شده است؛ از گردشگری فرهنگی و مذهبی تا سلامت، طبیعتگردی و غذایی.
به اعتقاد او شیراز و فارس در بسیاری از این حوزهها ظرفیت بالفعل دارند بهویژه در گردشگری سلامت،چ امکان ایجاد شرکتهای خدمات یکپارچه از فرودگاه تا دوران نقاهت بیمار وجود دارد؛ مدلی که هماکنون بهصورت محدود در برخی حوزهها اجرا میشود و نشاندهنده وجود تقاضاست.
عضو شورای شهر تحقق این چشمانداز را نیازمند جهش زیرساختی میداند و میگوید هتلهای استاندارد، اقامتگاههای متنوع، زائرسراهای مناسب، سالنهای همایش و کنسرت، بهروزرسانی مبلمان شهری و تکمیل زیرساختهای خدماتی از جمله اقداماتی است که به توسعه زیرساختها کمک میکند؛ بدون این زیرساختها افزایش گردشگر صرفاً یک شعار باقی میماند.
صنعتیشدن یا از دست دادن مزیت رقابتی؟
مسئله اصلی این است که توسعه صنعتی یا کشاورزی لزوماً بد نیست؛ اما سؤال اینجاست که آیا این دو باید «محور» توسعه فارس باشند؟
طاهری در پاسخ به این پرسش گفت: استانهایی در کشور وجود دارند که مزیت نسبی آنها معدن، انرژی یا صنعت سنگین است اما فارس مزیتی متفاوت مانند فرهنگی، تاریخی و معنوی دارد که اگر سیاستگذاریها این مزیت را نادیده بگیرند و استان را در رقابت صنعتی با مناطق دارای منابع انرژی و زیرساختهای قویتر قرار دهند، ممکن است در هیچکدام به برتری نرسد.
او ادامه داد: در حالیکه گردشگری با زنجیره گستردهای از اشتغال در هتلداری، حملونقل، صنایعدستی، رستورانها، راهنمایان گردشگری و کسبوکارهای خرد همراه است و میتواند درآمد را بهصورت گسترده در سطح شهر و استان توزیع کند؛ بدون آنکه فشار مضاعف بر منابع آبی وارد آورد.
گردشگری؛ صنعتی کمآب و پربازده
در شرایطی که فارس با خشکسالیهای پیاپی و افت منابع آبی مواجه است، توسعه کشاورزی گسترده با چالش جدی مواجه میشود. کشاورزی سنتی و حتی نیمهصنعتی، وابستگی مستقیم به آب دارد؛ آبی که امروز به یکی از بحرانیترین منابع استان تبدیل شده است. گسترش بیمحابای این بخش میتواند به تشدید فرونشست زمین، تخریب سفرههای زیرزمینی و مهاجرت روستاییان منجر شود.
از سوی دیگر صنعتیشدن نیز پیامدهای خاص خود را دارد؛ صنایع بزرگ افزون بر مصرف آب و انرژی، بار زیستمحیطی، آلودگی هوا و تغییر الگوی زیستی شهرها را به همراه میآورند. تجربه برخی استانهای صنعتی کشور نشان میدهد که رشد نامتوازن صنعتی اگر بدون پیوست محیطزیستی و اجتماعی باشد میتواند کیفیت زندگی را کاهش دهد.
در مقابل گردشگری یکی از کمآببرترین و در عین حال پربازدهترین بخشهای اقتصادی است. این صنعت، به جای استخراج منابع طبیعی بر سرمایه فرهنگی و میراث تاریخی تکیه دارد.
انتخابی که آینده را میسازد
گردشگری برای فارس صرفاً یک گزینه اقتصادی نیست؛ بخشی از هویت آن است. اگر این هویت تقویت شود میتواند استان را به الگویی از توسعه پایدار، فرهنگی و کمتنش تبدیل کند. اما اگر مزیت تاریخی و فرهنگی نادیده گرفته شود، ممکن است فارس نه به قطب صنعتی تبدیل شود و نه جایگاه تاریخی خود را حفظ کند. اینکه فارس در آینده با چه برندی شناخته خواهد شد؛ استان کارخانهها، یا سرزمین فرهنگ و تاریخ ایران، باید با تأمل بیشتری بررسی شود تا این استان بتواند در مسیر رشد و تعالی به حرکت توسعهگرای خود ادامه دهد.









