
به گزارش " تابناک"؛نیروی دریایی سپاه پاسداران شاید با ناوگانهای کلاسیک و شناورهای غولپیکر جهان قابل مقایسه نباشد؛ نه ناو هواپیمابر دارد و نه کشتیهای موشکانداز عظیم. اما واقعیت در عمق تاکتیکها و ابتکارهای نامتقارن نهفته است. این نیرو، با بهرهگیری از قایقهای تندرو، پهپادهای دریایی و موشکهای کروز کوتاهبرد، توانسته است معادله بازدارندگی در خلیج فارس را به نفع ایران تغییر دهد.
مفهوم نامتقارن در نیروی دریایی سپاه یعنی استفاده از ابزارهای کوچک و سریع برای تهدید و حتی غافلگیری دشمنان بزرگ و سنگین. قایقهای تندرو که گاه به سرعت بیش از ۷۰ کیلومتر در ساعت میرسند، قابلیت حمل موشک و تیربارهای سنگین را دارند و میتوانند ناوهای عظیم دشمن را در یک مانور سریع و دقیق تهدید کنند. این تاکتیکها، ترکیبی از سرعت، شتاب و تحرک نامتقارن است که در دنیای دریایی امروز، یکی از ابزارهای قدرتمند بازدارندگی محسوب میشود.
تحلیلگران نظامی معتقدند که این شیوه مقابله، ترکیبی از خلاقیت و فهم دقیق جغرافیای منطقه است. خلیج فارس، با تنگهها، جزایر کوچک و سواحل متعدد، محیطی ایدهآل برای عملیاتهای نامتقارن فراهم میکند. شناورهای بزرگ کلاسیک در چنین محیطی به سختی مانور میدهند، اما قایقهای کوچک سپاه میتوانند با سرعت و دقت بالا، حرکتهای دشمن را رصد و در لحظه واکنش نشان دهند. این دقت عملیاتی باعث میشود که حتی نیرویی با ابعاد بزرگ و پیشرفته نتواند بدون ریسک بالا وارد میدان شود.

در کنار تاکتیکهای قایقهای تندرو، پهپادهای دریایی و سامانههای رصد، قابلیت شناسایی و هدایت آتش را برای نیروی سپاه فراهم میکنند. پهپادها، همانند چشمهای همیشه بیدار، مسیرهای ناوهای دشمن را زیر نظر دارند و دادهها را در لحظه به فرماندهان منتقل میکنند. این شبکه اطلاعاتی، امکان واکنش سریع و هماهنگی دقیق بین واحدها را فراهم کرده و معادله بازدارندگی را تقویت میکند.
همزمان، موشکهای کروز کوتاهبرد، ابزار بازدارندگی راهبردی نیروی دریایی سپاه هستند. این موشکها با دقت بالا، میتوانند اهداف حیاتی دشمن را حتی در فاصله چند صد کیلومتری تهدید کنند. برای دشمن، این یعنی حتی حضور در منطقه خلیج فارس با ریسک بالا همراه است؛ ریسکی که هزینههای سیاسی و نظامی سنگینی دارد. این همان بازدارندگی نامتقارن است؛ ایجاد محدودیت و تهدید برای دشمن، بدون ورود به جنگ گسترده و بدون مصرف منابع عظیم.
روایت میدان، اما فراتر از فنی و تاکتیکی است. هر مانور دریایی سپاه، داستانی از ابتکار، خلاقیت و صبر استراتژیک را روایت میکند. در جریان مانورهای اخیر، قایقهای کوچک با عبور سریع از کنار ناوهای عظیم، توانستهاند حضور خود را حسپذیر کنند؛ گویی که یک موج کوچک، ناگهان اقیانوس را به لرزه درمیآورد. این همان هنر جنگ دریایی نامتقارن است: غافلگیری، سرعت، و ترکیب ابزارهای کوچک برای خلق قدرت بزرگ.

این قدرت، در عین حال ابزاری برای دیپلماسی است. کشورهای منطقه، وقتی حضور این نیرو را در آبهای خود مشاهده میکنند، مجبورند محاسبات استراتژیک خود را بازنگری کنند. حتی بدون شلیک گلوله، این نمایش قدرت باعث افزایش احترام و احتیاط میشود. در واقع، نیروی دریایی سپاه نه تنها در میدان عملیاتی، بلکه در فضای روانی و سیاسی منطقه نیز حضور دارد و پیام بازدارندگی را منتقل میکند.
از منظر امنیت ملی، این رویکرد نامتقارن باعث صرفهجویی در منابع و کاهش ریسک برای نیروی انسانی میشود. نیازی به کشتیهای عظیم و هزینهبر نیست؛ با ابزارهای کوچک، هوشمند و هماهنگ، میتوان بازدارندگی مؤثر ایجاد کرد و حضور دشمن را محدود کرد. این همان درک استراتژیک ایران از محیط خلیج فارس است؛ محیطی که محدودیتهای جغرافیایی و تهدیدات بالقوه، به فرصتهای تاکتیکی و روانی تبدیل میشوند.

همزمان، این شیوه عملیات، انعطاف بالایی دارد. قایقها، پهپادها و موشکها میتوانند بسته به تهدید، همزمان وارد عمل شوند؛ از شناسایی اولیه گرفته تا حمله دقیق و بازگشت سریع به پایگاه. این چرخه عملیاتی باعث شده که نیروی دریایی سپاه یک ساختار پویا و قابل تطبیق با شرایط متغیر ایجاد کند؛ چیزی که ناوگانهای کلاسیک بزرگ، به دلیل ابعاد و محدودیتهای عملیاتی، قادر به انجام آن نیستند.

داستان نیروی دریایی سپاه، داستان یک بازدارندگی هوشمند و خلاقانه است؛ بازدارندگی که قدرت کوچک را به ابزاری استراتژیک تبدیل میکند، سرعت و ابتکار را به سلاح، و خلاقیت را به بازدارندگی تبدیل مینماید. در موجهای آرام خلیج فارس، هر قایق تندرو، هر پهپاد و هر موشک کوتاهبرد، پیام ایران را به گوش جهان میرساند: حضور و قدرت واقعی، همیشه با اندازه و وزن کشتیها سنجیده نمیشود، بلکه با دقت، ابتکار و توانایی خلق شگفتی در لحظه تعیین میگردد.