به گزارش همشهریآنلاین، فوتبال منچستریونایتد در یک دهه اخیر، بیشتر شبیه یک تراژدی تکراری بود؛ تیمی که در لحظات سخت فرو میریخت و بازیکنانی که با نخستین وزش باد مخالف، تسلیم میشد. اما آنچه در هفتههای اخیر و بهویژه در شب بارانی لندن مقابل وستهام دیدیم، تولد دوباره مفهومی بود که هواداران نسل جدید یونایتد فقط در مستندهای قدیمی دیده بودند؛ شخصیت بازگشت. مایکل کریک، که روزگاری با شماره۱۶ خود در میانه میدان، نبض بازی شیاطین سرخ را کنترل میکرد، حالا همان خونسردی و تسلط را به رختکن تیم تزریق کرده است. او در حال انجام کاری است که مربیان بزرگ و نامدار پیش از او با هزینههای گزاف نتوانستند؛ او در حال بازگرداندن غرور جریحهدارشده است.
در دوران مربیان قبلی، وقتی یونایتد در دقیقه۶۸ گل اول را دریافت میکرد، اغلب شاهد یک فروپاشی تاکتیکی و روانی بودیم. تیم سراسیمه میشد، نظم خود را از دست میداد و معمولا گل دوم را هم روی یک ضدحمله دریافت میکرد. اما یونایتد کریک در مقابل وستهام، وقتی عقب افتاد، وحشت نکرد. این تیم حالا یاد گرفته است که چطور با ساعت بجنگد. تساوی در دقیقه۹۶ مقابل وستهام، تنها یک خوششانسی محض نبود؛ بلکه نتیجه فشاری بود که از دقیقه۷۰ بهصورت سیستماتیک بر حریف وارد شد. کریک به تیمش آموخته که بازندهبودن یک انتخاب است و تا زمانی که سوت پایان به صدا درنیامده، پیراهن سرخ یونایتد اجازه تسلیمشدن ندارد. این فرار از شکست، نخستین خشت از بنای شخصیتی است که کریک در حال ساختن آن است.
تفاوت اصلی کریک با پیشینیانش در هیاهو نیست، بلکه در سکوت است. او نه مانند مورینیو با رسانهها میجنگد و نه مانند تنهاخ درگیر لجبازیهای انضباطی علنی میشود. کریک به سبک خودش، یعنی با همان وقار همیشگی، توانسته اعتماد بازیکنانی را جلب کند که پیش از این بهنظر میرسید اشتیاق خود را از دست دادهاند. بنیامین ششکو تحت هدایت او تبدیل به یک ماشین گلزنی بیرحم شده و بازیکنانی مثل کوبی ماینو، حالا با آزادی عمل بیشتری در میانه میدان جادو میکنند. کریک به جای تغییرات انقلابی و خریدهای نجومی، روی ساختار ذهنی تمرین تمرکز کرده است. او به بازیکنانش باورانده که آنها نه ستارههای اینستاگرام، بلکه سربازان تیمی هستند که تاریخش بر پایه بازگشتهای غیرممکن بنا شده است.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که کریک در حال بازسازی DNA فرگوسنی است. اما واقعیت این است که او در حال خلق نسخهای مدرن از آن است. او میداند که فوتبال سال۲۰۲۶ دیگر تنها با فریاد و انگیزه پیش نمیرود؛ به همین دلیل، او تاکتیکهای مدرن و انتقالهای سریع را با روحیه جنگندگی تلفیق کرده است. اینکه یونایتد حالا میتواند ۴برد متوالی کسب کند و در بازی پنجم، در بدترین شب خود هم بازنده نباشد، نشاندهنده یک تغییر پارادایم است. تیمی که پیش از این شکننده توصیف میشد، حالا به تیمی سختجان تبدیل شده است. حریفان دوباره از بازی مقابل یونایتد در دقایق پایانی میترسند و این بزرگترین دستاورد کریک تا به اینجاست.
هنوز زود است که بگوییم دوران سلطنت یونایتد بازگشته است، اما نشانهها غیرقابل انکارند. توقف نوار بردهای متوالی مقابل وستهام، شاید در ظاهر یک عقبگرد بهنظر برسد، اما در باطن، یک آزمون شخصیت بود. تیمی که در دقیقه۹۶ گل تساوی را میزند، یعنی به بلوغ رسیده است. مایکل کریک در حال حاضر از یک مربی موقت به یک ناجی بالقوه تبدیل شده است. او به منچستریونایتد چیزی بخشیده که با هیچ پولی در بازار نقلوانتقالات قابل خرید نبود؛ باور به اینکه ما هرگز نمیبازیم، مگر اینکه زمان تمام شود.
شیاطین سرخ اکنون در رده چهارم جدول، نهتنها برای سهمیه لیگ قهرمانان، بلکه برای بازپسگیری هویت ازدسترفتهشان میجنگند. اگر کریک بتواند این روند شکستناپذیری روانی را حفظ کند، شاید بهزودی شاهد لرزه بر اندام قدرتهای نوظهور لیگ برتر باشیم. اولدترافورد دوباره بوی خطر میدهد و این خطر، نامش مایکل کریک است.









