چهارشنبه 22 بهمن 1404
Wednesday, 11 February 2026

این مردم باید تشویق شوند، نه تنبیه/ یارانه برای مستضعفان نیست، برای همه است/ مشاور خارجی بگیرید!

تابناک چهارشنبه 22 بهمن 1404 - 12:21
دبیرکل آبادگران ایران اسلامی، از این که به جای تشویق مردم، آنها را تنبیه کردیم، ابراز ناخرسندی کرد و گفت: حتی اگر هم، یک جوان اغفال شده باشد، مسئولیت آن هم با ماست.

نایب رئیس شورای شهر تهران در ادوار دوم و سوم، انتقادهای جدی به شیوه های برخورد با مسایل و مشکلات جامعه دارد و معتقد است به جای تشویق مردم، آنها را تنبیه کردیم.
او همچنین می گوید: نهادهایی که برای خود، دولتِ مستقلی هسند و بیشتر از دولت هم پول دارند، باید در یک مدیریت جامع متمرکز شوند.
حسن بیادی همچنین یارانه را حق تک تک مردم جامعه می داند که باید به همه آنها تعلق گیرد. حمایت از مستضعفان و فقرا نیز بنیاد و نهادهای خاص خودش را دارد.
گفتگوی تابناک با حسن بیادی را مرور می کنیم.
 
آقای مهندس بیادی، پس از جنگ دوازده روزه قرار بود "برای ایران بخوانیم". منظور مفهومی گسترده بود از "برای ایران بخوان". اکنون تحلیل شما را می‌خواهم بدانم که چرا منجر به حوادث اخیر شد. مفهوم از نظر شما چه معنایی دارد؟ چرا به شرایط امروز رسیدیم و وضعیت اجتماعی ایران را چگونه می‌بینید؟
سؤال بسیار مهمی پرسیدید. امان از نفوذی‌ها. یکی از نتایج این جنگ دوازده روزه، روشن شدن نقش نفوذی‌ها بود. برخی از آنها آشکار شدند و برخی هنوز پنهان هستند. یعنی حضور دارند. این "وفاق"‌ای که تعریف می‌کنند، الان بسیار سطحی است. وفاق واقعی را من در جنگ دوازده روزه بین مردم پیر و جوان، با هر عقیده و گرایشی که تصور کنید، دیدم. زیرا آنان را می‌شناختم. آنچه در تلویزیون نشان می‌دهند را خودم در خانواده‌هایمان حس کردم. بالاخره در یک خانواده، همه هم‌فکر نیستند. اما در آن زمان همه یکرنگ شده بودند. شخصی را می‌شناختم که واقعاً تصور می‌کردم صبح خواهد رفت. در تمام آن جنگ، در تهران ماند.  می‌گفتند: "به ما نیاز دارند، ما باید نیازها را برطرف کنیم." اکنون وقتی صحبت‌های آنان را می‌گویم، بدنم مور مور می‌شود. گریه‌ام می‌گیرد. از آن مهر و محبتی که در آن چند روز،
 
آقای بیادی، در آن زمان می‌گفتیم: "دمشان گرم، چقدر مردم خوبی هستند" اما اکنون که زمان گذشته، می‌گویند: "تروریست هستند، آمدند اغتشاش کردند". شما نظرتان در این باره چیست؟
من معتقدم این جنگ نبود، یک ترور مدرن بود.  هرچند برخی خرابکاری کردند و امثال آن. اما عمدتاً بحث هسته ای داشتند و بخشی هم ترور بود. خودشان گفتند که پنج سال کار کرده بودند. نتیجه غفلت دستگاه‌های امنیتی و انتظامی است که واقعاً نیاز به پالایش دارد. اما هنوز انجام نشده، چون نتیجه‌اش را پس از جنگ ندیدیم.
تعداد بازدید : 2
کد ویدیو
ببینید، پس از جنگ من اعتقاد داشتم بر اساس این محبت مردم می‌شد کارهای بزرگی انجام داد. اما دولت ما در جهت مخالف عمل کرد. منظورم فقط دولت آقای دکتر پزشکیان نیست... بهتر است بگویم حاکمیت و مجموعه مدیران. زیرا ما پنج دولت داریم که هرکدام مستقل کار می‌کنند. اصلاً یکی از معضلات جامعه ما، نبود مدیریت یکپارچه و منسجم است. مدیریت جزیره‌ای است. اکنون نهادها و سازمان‌هایی داریم که از دولت ثروتمندتر هستند.  اگر بخواهم بحث را باز کنم مفصل خواهد شد. فقط می‌گویم: مدیریت یکپارچه از ضروریات این جمهوری اسلامی است. یکی از ضروریات دیگر، وجود احزاب است. وجود احزاب فعال، فراگیر و مطمئن، قطعاً از ضرورت‌های این کشور است. توجه دارید؟ متأسفانه به جای  اینکه بر موج محبت مردم سوار شوند و وفاق ملی را ابتدا محقق کنند، اقدام به جراحی اقتصادی کردند. به گونه‌ای که در برخی موارد دیدم قیمت‌ها را پنجاه برابر کردند. مثلاً در یک ماه نسبت به ماه قبل، نسبت به دوره قبلی، هزینه گاز چهل و شش برابر شده است. هزینه برق، تلفن را عوض کردند، یعنی به هر شکل ممکن از جیب مردم زدند. یعنی آشکارا پس از جنگ، شروع به تنبیه مردم کردند. این مردم بودند که آمدند و پای کار بودند. ... اول خدا، بعد مردم. مردم هستند که نجات دادند، آن هم به خاطر آبروی رهبری آمدند، به خاطر حفظ نظام آمدند. آنها می‌دانند این افراد باید بروند. یعنی یک سری نفوذی و افراد فرصت‌طلبی که به قدرت رسیدند. اینها بالاخره باید بروند. توجه دارید؟ اما در همه دوران‌ها چنین شرایطی پیش می‌آید. انسان باید صبر داشته باشد.
 
وقتی می گوییم نفوذی و چیزی را از نفوذی ها عیان نمی کنیم، انتزاعیات شروع میشود و همه هم از نفوذی ها حرف می زنند....
چرا نشان نمی‌دهیم... گویی علیرضا اکبری که دو سال پیش اعدام شد، در کدام بخش‌های امنیتی و نظامی ما نفوذ نداشت؟ کجا نبوده؟
 
بله. این اتفاق افتاد. اما همچنان ظاهرا خیلی های دیگر هستند.
 اکنون نیز هستند. اینها دست به دست هم داده‌اند تا این اتفاقات رخ دهد. متأسفانه دولت ما به آنها کمک کرد. من به خود رئیس‌جمهور گفتم. شخصاً با همراهی احزاب، خدمت آقای دکتر پزشکیان رسیدم. من ایشان را بسیار دوست دارم. به ایشان عرض کردم و گفتم: آقای دکتر پزشکیان، نگذارید این هشتگ‌ها قوت بگیرد که "طرح اوبامای ملعون" محقق شود. طرحی مبتنی بر نافرمانی مدنی. آقای دکتر پزشکیان، در حوزه برق، آب، گاز، تلفن، مالیات و عوارض، دارند جیب مردم را خالی می‌کنند. بله. بترسید از روزی که این اقدامات به نام شما ثبت شود. اتفاق افتاد و ایشان نیز عجله کردند و حرف آنان را محقق ساختند. اقداماتی را آغاز کردند که در روز دوم، این اتفاقات رخ داد. اکنون نیز فکر نکنید تمام شده است  آتش زیر خاکستر است.  باید اعتراض داشته باشیم یا نباید اعتراض داشته باشیم؟ اگر نباشد که منجر به خفقان می‌شود. یا اگر اعتراض داشته باشیم،  هر اعتراضی باید  به آشوب بکشد؟
باید مشخص شود که این افراد آشوب‌گر هستند یا از خارج پول گرفته‌اند. خب، اکنون آیا آنها از خارج پول گرفتند؟ پس همین الان هم هستند و بروید سراغشان دیگر. اینها باید مشخص شود. یا مثلا حرف از ورود اسلحه و ... می کنند. اسلحه چگونه وارد می‌شود؟ این مواد مخدر را چه کسی وارد می‌کند؟ از کجا می‌آید؟ برای هر منطقه‌ای از جایی می‌آید. مگر اینجا تولید می‌شود؟ حتی اگر اینجا هم تولید می‌شود، چرا نمی‌گیرید؟ اگر مواد منفجره اینجا تولید می‌شود، چرا نمی‌گیرید؟ یا اسلحه همینطور. اما به جای رسیدگی درست، در همه موارد هم مردم تنبیه می‌شوند. مردم نظرات متفاوتی دارند. جوان است، احساساتی است، به سمت آنها می‌رود. نمی‌داند، دارد فریب می‌خورد. اما مسئول فریب خوردنش ما هستیم. ما نتوانستیم به آنان برسیم. برایشان کار ایجاد نکردیم. برایشان همسر فراهم نکردیم، زندگی فراهم نکردیم. در مورد کسبه و بازار. می‌گوییم آقا، (کسب و کار) را تعطیل کن. به من می‌گویید تعطیل کن، من اجاره‌ام را از کجا بیاورم؟ دو ماه است درآمدی نداشته‌ام. بعد جالب اینجاست که اداره مالیات می‌رود و از آنها مالیات هم می‌گیرد. می‌گوید به من چه ربطی دارد؟  این ربطی به دولت آقای دکتر پزشکیان ندارد. دولت قبل این کار را کرده. مثلاً پراید بیست میلیون تومانی را کرده‌اند سیصد میلیون تومان که چه شود؟ یک طرح انگلیسی بود، خودشان هم نفهمیدند.  یک پراید را بردند بالا، همه چیز در همه جا گران شد. یادم هست مرحوم رئیسی، خدا رحمتش کند، که دوست ما نیز بود گفتند ما فقط می‌خواهیم کالای مورد نیاز را وارد کنیم. صبح پانصد قلم کالا گران شد. وقتی شما روانشناسی اجتماعی نخوانده‌اید، مدیریت بحران نخوانده‌اید،همین می شود.ببینید چه کسی این افکار را به شما می‌دهد؟ چه کسی این کارها را برای شما مرتب می‌کند؟ به خدا، کمی به فکر مردم باشید.
جوان است، احساساتی است، به سمت آنها می‌رود. نمی‌داند، دارد فریب می‌خورد. اما مسئول فریب خوردنش ما هستیم. ما نتوانستیم به آنان برسیم
 همین الان نیز گفتند اعتراضات به حق است - انصافاً بسیاری از مسئولین گفتند - اما درست همان روز مجوز افزایش قیمت به ایران خودرو داده شد...
... اما دولت با مردم بدرفتاری کرد. بسیار بدرفتاری کرد. با رفتار طلبکارانه. گفتند مردم، من بنزین نمی‌دهم. مردم، من این کار را نمی‌کنم. یک سال اعصاب مردم را با موضوع بنزین خرد کردند، بعد قیمت بنزین را پنج تومان کردند... این چه کاری است؟  دیدبید که برای مردم هم اصلا مهم نشد در نهایت.  
من  با جراحی اقتصادی موافقم. من برای هر سیستمی مطالعه کرده‌ام. مهندسی صنایع خوانده‌ام، مدیریت بحران خوانده‌ام، مدیریت عملیات و ستاد خوانده‌ام، همه اینها را درک می‌کنم. چهل سال سابقه کار دارم. من نیز معتقدم. اما شما مردم را نیز ببینید.
 ببینید، من با نحوه پرداخت یارانه، در ابتدا مخالف بودم. اما به نظر من روش، روش صحیحی بود. این یارانه باید به همه داده شود. یارانه از رهبر معظم انقلاب شروع می شود تا همه سطوح جامعه.زیرا انفال است و تا آخرین نفر می‌رسد. اصلاً ربطی به روش و منش، سیاه و سفید، درجه، حکم و تحصیلات ندارد که شما بخواهید به عده خاصی بدهید. حق ندارید به عده خاصی بدهید. آن نهادی که باید برای مستضعفین کار کند، بنیاد مستضعفان است. پنجاه بنیاد بزرگ داریم که از دولت پول بیشتری دارند... اینها باید برای مستضعفین کار کنند، اما یارانه برای همه افراد باید تعلق بگیرد.
به جای تشویق، مردم را تنبیه کردند/ باید به همه جامهه یارانه بدهیم/ مشاور خارجی بگیرید
انفال مال همه است. "بنیاد مستضعفان" که نامش مستضعفان است  باید برای این قشر ویزه تر کند. اینها باید کمک کنند. ستاد  اجرای فرمان امام، بنیاد علوی، و ... که  هر کدام چندین دولت هستند با هزاران میلیارد پول...
 
فکر می‌کنید نظارت بر اینها ممکن است؟
خب، نکنند. همین می شود دیگر.  طرف گفت آقای دکتر، قلبم تیر می کشد. جئاب داد با این کارایی که می کنی، نکنه می خواهی وینستون بکشد؟ ! خب، نظارت نشود می شود همین وضعیت.  ما دوست داریم این نظام بماند. توجه دارید؟ دوست داریم این حکومت شیعی که برای اولین بار در دنیا محقق شده، بماند. با عزت بماند. ما دستاوردهای بسیاری داریم، دنیا را تکان دادیم. اما مسئولین ما دارند به قول مشهدی‌ها "چپکی" می‌روند.
آن جوانی که باید در گام دوم نقش ایفا کند، اکنون دارد به خیابان می‌آید، در مقابل ما کشته می‌شود. توضیح بدهند دیگر. یک نفر بیاید توضیح بدهد برای گام دوم این کارها را کردیم. خب نکردید
 دستاوردهای ملموس و عینی این عملکردها برای مردم در طول این سالها چه بوده است؟ 
ببینی... اینها نیامده اند تبیین کنند. یک بار به رئیس بسیج صدا و سیما گفتم که شما بسیجی‌ها را زیاد نشان می‌دهید اما کارهای ویژه آنها را نمی بینید. گفتم اکنون در سد کرخه کار می‌کنم. چند صد بسیجی آنجا هستند، مهندسان بسیجی کار می‌کنند. چرا آنها را نشان نمی‌دهید؟ چرا فکر بسیجی را برجسته نمی‌کنید؟ سد کرخه را جوانان بسیجی ساختند. عمدتاً جوانان بسیجی و متدین ساختند. و گرنه فرانسوی‌ها سه برابر قیمت می‌گرفتند ولی اینها خودشان ساختند. جمله بزرگ روی سد کرخه که طرح خود من بود، نوشته بود... ننوشتیم که "ما می‌توانیم". نوشتیم: "به حول قوه الهی، ما توانسته‌ایم". نه اینکه "ما می‌توانیم". "ما می‌توانیم" شعار است. 
 
 در مورد سند چشم انداز هم ظاهرا همه چیز شعاری بوده. ما امروز قرار بود قدرت اول منطقه باشیم. اما این شرایط ماست...
 سند چشم‌انداز که به نظر من شوخی بود. 
من خدمت مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی رسیدم. با جوانان آبادگران به خدمت ایشان رفتیم. جوانان ما بسیار باسواد هستند، آن زمان بودند، اکنون نیز هستند و بسیاری از آنها تحصیلکرده دانشگاهی هستند. بعد به آنجا رفتیم. در مورد چشم‌انداز صحبت کردیم. گفتیم که پیشرفت های این چشم‌انداز با چه چیزی سنجیده می‌شود؟ یک خط‌کش بدهید، بگویید اگر اینگونه شود ما به اینجا می‌رسیم. اما الان خط‌کش ندارید. شما که مرتبط هستید، هر روز می‌توانید ادعا کنید ما به اینجا رسیدیم، ما به فلان اوج رسیدیم، در حالی که ممکن است اصلا نرسیده باشید. اما همه این حرف های در نهایت در تاریخ ثبت می‌شود، ارقام ثبت می‌شود. و انگاه قضات خواهید شد.  ایشان از توضیحات دوستان ما  بسیار خوشش آمد. یادم هست دو هفته بعد در نماز جمعه در مورد صحبت همین جوانان سخن گفت. 
به جای تشویق، مردم را تنبیه کردند/ باید به همه جامعه یارانه بدهیم/ مشاور خارجی بگیرید
 اکنون آقا گام دوم انقلاب را مطرح کردند، چه کردند؟ آن جوانی که باید در گام دوم نقش ایفا کند، اکنون دارد به خیابان می‌آید، در مقابل ما کشته می‌شود. توضیح بدهند دیگر. یک نفر بیاید توضیح بدهد برای گام دوم این کارها را کردیم. خب نکردید که این اتفاقات افتاده. چشم‌انداز را نیز محقق نکردید که بتوانید ادعا کنید موفق بودیم.
سند چشم‌انداز مطالعات دارد. اسناد متعدد دارد. اما انجام ندادند. در جایی دیگر هم ما فکر می‌کنیم گرفتن مشاور خارجی حرام است.  بسیاری از آقایان، با کوچک‌ترین نقص فنی در بدنشان سریع می‌روند انگلیس، می‌روند اسپانیا عمل جراحی می کنند. از کسانی که متخصص این کار هستند نیز  استفاده کنید دیگر. چرا فکر می‌کنید فقط خودتان بلدید؟ اینها حرام نیست. اگر حرام بود، برای امیرالمؤمنین یک پزشک یهودی نمی‌آوردند.
 
حرام این است که مردم حرام می شوند...
بله. اصلا شما ببینیدهر شعاری که آقا می‌دهند، دو ماه بعد علیه آن شعار حرکت انجام می‌شود، یک نفر هم نیست که برخورد کند.
گفتگو از؛ مهدی محمدی کلاسر
تعداد بازدید : 2
کد ویدیو

منبع خبر "تابناک" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.