به گزارش خبرگزاری مهر، نشست معرفی و نقد و بررسی کتاب «رضاشاه و مطبوعات» روز دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴، از ساعت ۱۰ تا ۱۲، در سالن پرهام ساختمان آرشیو ملی ایران برگزار شد. این نشست با تمرکز بر بررسی سیاستهای کنترلی دولت رضاشاه در قبال مطبوعات، به تحلیل ابعاد مختلف نظارت و سانسور رسانهای در دوره پهلوی اول پرداخت. در این کتاب، انواع سانسور، نهادها و دستگاههای اعمالکننده آن، شدت و گستره اقتدار نظارتی، ابعاد جغرافیایی کنترل مطبوعات و همچنین دیدگاه روشنفکران و حلقههای تجددگرای پس از مشروطه نسبت به مطبوعات، مورد بررسی و دستهبندی قرار گرفته و تفاوت این رویکرد با دوره مشروطه و ادوار پیش از آن تحلیل شده است.
در این نشست، علیاکبر علیمردانی، پژوهشگر تاریخ معاصر و رئیس سابق مرکز بررسی اسناد تاریخی، و غلامرضا عزیزی، پژوهشگر تاریخ و رئیس اسبق پژوهشکده اسناد سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، بهعنوان ناقدان کتاب به ارائه دیدگاهها و نقدهای تحلیلی خود پرداختند. همچنین داود آقارفیعی، عضو هیئت علمی پژوهشکده اسناد سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و مؤلف کتاب، به تشریح رویکرد پژوهشی و یافتههای این اثر پرداخت.
دبیری این نشست را قربانعلی کناررودی، عضو هیئت علمی پژوهشکده اسناد سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، بر عهده داشت. او سخنان خود را با معرفی کوتاهی از تاریخچه مطبوعات در ایران آغاز کرد. وی در اینباره گفت: «آغاز روزنامهنگاری در ایران به دوران محمدشاه قاجار بازمیگردد؛ زمانی که نخستین روزنامه با نام کاغذ اخبار منتشر شد. از اینرو میتوان گفت سابقه روزنامهنگاری در ایران به حدود ۱۶۰ سال پیش میرسد. در ادامه نیز روزنامه وقایعالاتفاقیه به عنوان یکی از مشهورترین نشریات دوره قاجار منتشر شد که تأثیرات مهمی بر زمانه خود بر جای گذاشت» وی در بخش دیگری از سخنان خود، برخی از منابع مهم تاریخی در حوزه مطبوعات ایران را معرفی کرد.
پر کردن خلأیی در فضای روزنامهنگاری کشور
داود آقارفیعی، عضو هیئت علمی پژوهشکده اسناد سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و مؤلف کتاب، به معرفی اثر خود پرداخت و نکاتی را درباره انگیزههایش در تألیف و انتشار این کتاب بیان کرد. وی در اینباره گفت: «زمانی که تصمیم به نگارش این کتاب گرفتم، خلأیی در فضای روزنامهنگاری کشور احساس میکردم. به این نتیجه رسیدم که روزنامهنگاران از تاریخ حرفه خود غافل ماندهاند و این غفلت میتواند در روند اطلاعرسانی به جامعه مشکل ایجاد کند. از اینرو، روزنامهنگاران برای درک بهتر کار و جایگاه حرفهای خود باید با تاریخ این حرفه حداقل آشنایی نسبی داشته باشند.»
وی در ادامه به جایگاه روزنامهنگاری در دوران رضاشاه پرداخت و افزود: «در اواخر دوره قاجار، روزنامهنگاری در ایران به بیراههای کشیده شد که یکی از نمودهای آن حمایت از به قدرت رسیدن رضاشاه بود. واقعیت این است که بخشی از روزنامهنگاران درک روشنی از آزادیهای بهدستآمده در دوران مشروطه نداشتند و در مواجهه با تحولات اجتماعی آن زمان، از روی کار آمدن رضاشاه دفاع کردند. با استقرار حکومت رضاشاه نیز روزنامهنگاری با نوعی رکود مواجه شد؛ بهگونهای که هرچند نشریات تخصصیتر شدند، اما عمدتاً به بازتاب صرف خبر محدود ماندند و تحلیل یا داوری سیاسی و فکری در آنها کمتر دیده میشد.»
نقش سفارتهای ذینفوذ در هرجومرجهای اواخر دوران قاجار
در بخش دیگر این نشست، علیاکبر علیمردانی، پژوهشگر تاریخ معاصر و رئیس پیشین مرکز بررسی اسناد تاریخی، در آغاز سخنان خود گفت: «نباید تاریخ را مجموعهای از جزایر پراکنده و جدا از هم ببینیم، زیرا همه دورههای تاریخی از یکدیگر تأثیر میپذیرند. بر همین اساس، تاریخ مطبوعات ایران نیز جدا از تاریخ سیاسی کشور نیست. همچنین باید توجه داشت که روزنامهنگاری در ایران، همچون بسیاری از پدیدههای دیگر، از مدرنیته غربی الگو گرفته و بسیاری از روزنامهنگاران آن دوره با الگوهای فرانسوی فعالیت میکردند؛ امری که در شکلگیری حرفه روزنامهنگاری و مشی نشریات آن زمان بسیار تأثیرگذار بود.»
وی در ادامه افزود: «هنگامی که درباره هرجومرجهای اواخر دوران قاجار سخن میگوییم، باید نقش سفارتهای ذینفوذ را نیز در نظر گرفت. دولتهای خارجی در این جریانسازیها بسیار مؤثر بودند و از این منظر نمیتوان مطبوعات را مقصر دانست. از مطبوعاتی که زیر سایه خفقان فعالیت میکنند، چه انتظاری میتوان داشت؟ نباید اسیر جریانسازیهای روانی و رسانهای شویم. واقعیت آن است که رضاشاه، بهعنوان فردی مستبد و بیسواد، درک روشنی از کار روزنامهنگاری نداشت و تنها خفقان و سرکوب را میشناخت؛ ازاینرو نباید بهسادگی روزنامهنگاران آن دوران را قضاوت کرد.»
اسطوره سازی های دوران پهلوی دوم
غلامرضا عزیزی، پژوهشگر تاریخ و دیگر سخنران برنامه، با نگاهی انتقادی به پدیدهای که آن را «اولینسازی» در دوران رضاشاه نامید، پرداخت و گفت: «اینکه برخی افراد میگویند، برای مثال، اولین دانشگاه در ایران یا اولین مرکز فرهنگ و زبان و بسیاری دیگر از اتفاقات تاریخی در دوران رضاشاه شکل گرفته است، در واقع نتیجه اسطورهسازیهایی است که عمدتاً در دوران پهلوی دوم ساخته شد و بسیاری نیز به آن دامن زدند. با این حال، در واقعیت تاریخی، بسیاری از این «اولینسازیها» صحت ندارد.»
این پژوهشگر تاریخ در پایان سخنان خود با اشاره به دیدگاه امام خمینی (ره) درباره مطبوعات در عصر رضاشاه افزود: «امام خمینی (ره) دیدگاه بسیار عمیقی درباره روزنامهها و نشریات دوران رضاشاه داشت. ایشان نسبت به سیاست های پنهان، در مطبوعات حامی رضاشاه، کاملا آگاه بود و نسبت به ترغیب این نشریات به دین گریزی در بین مردم انتقاد داشت. امام در آثار خود همواره مخالفت خود را با سانسور در مطبوعات عصر رضاشاه، اعلام می کردند »
در بخش پایانی نشست، شرکتکنندگان دیدگاهها و پرسشهای خود را مطرح کردند و جلسه پرسشوپاسخ و تبادل نظر علمی میان حاضران شکل گرفت.









