عصر ایران؛ سمیرا فرخ منش- متن حاضر برگردان تحلیل "نیت سوانسون" -تحلیل گر شورای آتلانیک- دربارۀ مذاکرات هسته ای ایران و آمریکاست:
پس از یک افزایش گسترده توان و حضور نظامی در خلیج فارس، به نظر میرسد رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، اکنون در حال چرخش به سمت مذاکره با ایران است.
در نگاه اول، این موضوع نشان میدهد دولت ترامپ حمله به ایران را به تعویق خواهد انداخت، اما پرسشهای بسیاری همچنان باقی است.
در اینجا 6 نکته درباره مذاکرات هستهای با ایران آمده است:
گفتوگوها به این معنا نیست که ترامپ در آینده به ایران حمله نخواهد کرد. ژوئن گذشته، ایالات متحده دو روز پیش از آغاز دور جدیدی از مذاکرات هستهای، به سایتهای نظامی ایران حمله کرد. شاید این بار نیز تلاشی پیچیده برای حفظ ایران در حالت عدمتعادل باشد، یا فرصتی برای گرفتن امتیازهای بسیار بزرگ پیش از بازگشت به گزینه حمله، اگر مذاکرات به نتیجه مطلوب نرسد.
اگر این اقدام به معنای فاصله گرفتن از یک درگیری احتمالی باشد، ترامپ احتمالاً به این جمع بندی رسیده که گزینههای نظامی او ارزش این ریسک را ندارند. گزینههایی که گفته میشود روی میز هستند، هدفی بهروشنی تعریف شده ندارند، احتمالاً در این مقطع کمکی ملموس به معترضان ایرانی نمیکنند و خطر پیامدهای منطقه ای ناشناخته ای را به همراه دارند. شاید مهم تر از همه، دولت آمریکا نشان داده که نمیداند گام بعدی چه خواهد بود. همین عدم قطعیت درباره پیامدهای بلندمدت باعث شده بسیاری از شرکای منطقهای بهطور فعال برای منصرف کردن ترامپ از حملات نظامی لابی کنند و به ایجاد یک مسیر خروج دیپلماتیک کمک کنند.
گزارشهای متناقضی درباره این که مذاکرات ممکن است شامل چه مواردی باشد، وجود دارد. ماه گذشته، ویتکاف اعلام کرد ایران باید به طور دائمی غنیسازی را متوقف کند، محدودیتهای قابل توجهی بر برنامه موشکی خود اعمال کند و حمایت از نیروهای نیابتیاش را پایان دهد. اینها احتمالاً همچنان اهداف بلندمدت هستند، اما ترامپ محتاطتر سخن گفته و به موضع اولیه خود در سال ۲۰۲۵ بازگشته است که بر اساس آن ایران نباید به سلاح هسته ای دست یابد. در مقابل، رهبران ایران همچنان بر موضع دیرینه خود پافشاری میکنند که مذاکرات باید صرفاً بر برنامه هسته ای آنها متمرکز باشد.
در مقطعی چنین به نظر میرسید که ایران قصد دارد پیشنهاد دهد ذخایر اورانیوم با غنای بالای ۶۰ درصد خود (HEU) را به یک طرف ثالث، مانند ترکیه، تحویل دهد. هرچند ایران از آن زمان تاکنون بهطور علنی در این موضع تردید نشان داده است، اما این همان امتیازی است که در ماه سپتامبر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای جلوگیری از فعال شدن سازوکار «اسنپ بک» مندرج در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل مطرح شده بود. ایالات متحده و اروپا این پیشنهاد را در سپتامبر رد کردند. با این حال، اگر خارج کردن اورانیوم با غنای بالای ایران با تداوم تعلیق غنیسازی و بازگرداندن دسترسی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) همراه شود، دستاوردی قابل توجه خواهد بود. اورانیوم با غنای بالای ایران را میتوان مهم ترین ابزار باقی مانده اهرم هسته ای این کشور دانست و دسترسی آژانس برای اطمینان از اینکه ایران به طور پنهانی در پی «گریز هسته ای» نیست، حیاتی است.
البته جزئیات مشخص هرگونه توافق احتمالی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار خواهد بود. ما نمیدانیم ایران در ازای آن چه چیزی مطالبه میکند. افزون بر این، آژانس بینالمللی انرژی اتمی باید بتواند وضعیت تمام ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالایی را که پیش از حملات ماه ژوئن به برنامه هستهای ایران در حال ردیابی آن بود، بهطور کامل حسابرسی و تأیید کند.
ترکیه تازه ترین حلقه از زنجیره ای طولانی از میانجیهای خوشنیت است. در سالهای اخیر، عمان، قطر، پاکستان، مصر، عربستان سعودی، ژاپن، سوئیس، نروژ، فرانسه، گروه E3 (فرانسه، بریتانیا و آلمان)، فرانسه (بهتنهایی) و اتحادیه اروپا همگی تلاش کردهاند مذاکرات میان ایران و ایالات متحده را تسهیل و میانجی گری کنند. در مورد ترکیه، رابطه نزدیک رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور این کشور، با ترامپ یک مزیت آشکار محسوب میشود. با این حال، این نخستین تلاش ترکیه برای میانجی گری در مسئله هستهای ایران نیست. در سال ۲۰۱۰، ترکیه کوشید توافقی را درباره رآکتور تحقیقاتی تهران طراحی کند که در نهایت هیچ یک از طرفها را راضی نکرد. در هر صورت، این واقعیت که ایران همچنان بر وجود یک میانجی اصرار دارد و از گفتوگوی مستقیم با ایالات متحده پرهیز میکند، یک نگرانی عمده است و هم نشاندهنده نبود جدیت از سوی ایران و هم عدم تمایل آن به ارائه امتیازهای معنادار است.
بازگشت به مذاکرات بدون تردید یک پیروزی کوتاه مدت برای ایران محسوب میشود. اریک بروئر از ابتکار تهدید هستهای (Nuclear Threat Initiative) بهخوبی این نکته را بیان کرده است:
«نه اینکه ایران احساس امنیت یا اطمینان کامل نسبت به موقعیت خود داشته باشد، اما تصور میکنم بسیار خوشحال است که تنها چند هفته پس از اعتراضات داخلی وسیع، دوباره گفتوگوها به دیپلماسی هسته ای و سرنوشت اورانیوم با غنای بالای آن بازگشته است.»
با این حال، مزایای مذاکرات یا حتی یک توافق کوچک، موقتی خواهد بود و مشکلات ساختاری را که در وهله نخست به اعتراضات ایران انجامید، حل نخواهد کرد. اقتصاد ایران همچنان در وضعیت نابسامان قرار دارد. ایران همچنان با یک بحران وجودی آب مواجه است و دههها سرمایه گذاری ایران در برنامه هسته ای و «محور مقاومت» با تردید مواجه شده است. برای رفع این ناکامیها، ایران باید سیاست خارجی خود را بهطور بنیادین تغییر دهد.
اما هیچ نشانه ای وجود ندارد که حکومت ایران تمایلی به انجام چنین تغییری داشته باشد.
بهعنوان یک تحلیل گر که در جریان اعتراضات با مذاکره مخالفت کرده و نسبت به پیامدهای منفی حمله نظامی به ایران هشدار دادهام، نسبت به مذاکرات گزارششده احساسات متناقضی دارم. من نسبت به کارآمدی یک حمله نظامی علیه ایران به شدت بدبین هستم. در عین حال، برخی منافع مهم در حوزه عدم اشاعه هسته ای وجود دارد که بالقوه میتواند از یک توافق معامله محور به دست آید، به ویژه اگر این منافع با هزینه ای اندک از نظر کاهش تحریمها همراه باشد. با این حال، دلایل جدی برای تردید نسبت به دستیابی به یک گشایش دیپلماتیک وجود دارد.
*********************
دربارۀ نویسنده:
نیت سوانسون Nate Swanson پژوهشگر ارشد و مدیر «پروژه راهبرد ایران» در ابتکار امنیت خاورمیانه اسکاوکرافتِ شورای آتلانتیک است.
سوانسون نزدیک به 20سال بهعنوان دیپلمات حرفه ای در وزارت امور خارجه ایالات متحده فعالیت کرده و تمرکز اصلی او بر ایران بوده است.