یکشنبه 19 بهمن 1404
Sunday, 08 February 2026

ویژگی های تراپیست بد؛ اتاق درمان کدام روانشناس را باید ترک کرد؟

نامه نیوز یکشنبه 19 بهمن 1404 - 15:50
سال‌هاست که مراجعه به روانشناس دیگر یک تابو محسوب نمی‌شود و بسیاری از افراد برای بهبود کیفیت زندگی، مدیریت استرس یا حل تعارض‌های عاطفی وارد اتاق درمان می‌شوند. با این حال، کمتر درباره این واقعیت صحبت می‌شود که همه تجربه‌های درمانی الزاماً مفید نیستند و در برخی موارد، ادامه درمان با یک روانشناس می‌تواند نه‌تنها کمکی نکند، بلکه به فرسایش روانی مراجع منجر شود.
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

برخلاف تصور رایج، ترک اتاق درمان همیشه به معنای «فرار از درمان» یا «مقاومت در برابر تغییر» نیست. گاهی این تصمیم، نشانه‌ای از آگاهی و مراقبت از سلامت روان است. کارشناسان تأکید می‌کنند همان‌طور که انتخاب درمانگر مناسب اهمیت دارد، تشخیص زمان درست برای پایان دادن به یک رابطه درمانی ناسالم نیز بخشی از فرآیند درمان محسوب می‌شود.

در سال‌های اخیر، افزایش دسترسی به اطلاعات و امکان مقایسه درمانگران باعث شده مراجعان با حساسیت بیشتری به کیفیت خدمات روان‌درمانی توجه کنند. بسیاری از افراد پیش از شروع درمان، به دنبال بهترین مرکز و کلینیک روانشناسی هستند تا ریسک یک تجربه ناموفق را کاهش دهند. آگاهی از نشانه‌های هشداردهنده، نقش مهمی در محافظت از سلامت روان مراجع دارد.

آیا هر تجربه ناخوشایند در درمان نشانه یک تراپیست بد است؟

یکی از اشتباهات رایج این است که هر احساس ناراحتی یا تنش در جلسات درمان به‌عنوان نشانه‌ای از ناکارآمدی درمانگر تلقی شود. در حالی که روان‌درمانی، به‌ویژه در مراحل اولیه، می‌تواند با احساسات دشوار، یادآوری تجربه‌های دردناک یا مواجهه با الگوهای ناسالم همراه باشد. این ناراحتی موقت، لزوماً به معنای بد بودن درمانگر نیست.

آنچه اهمیت دارد الگوی تکرارشونده تجربه مراجع است، نه یک جلسه یا یک گفت‌وگوی خاص. اگر فرد پس از چندین جلسه درمان، به‌طور مداوم احساس می‌کند شنیده نمی‌شود، قضاوت می‌شود یا حال روانی‌اش رو به وخامت است، این می‌تواند نشانه‌ای جدی برای بازنگری در ادامه درمان باشد.

در چنین شرایطی، آگاهی از نشانه‌های یک تراپیست نامناسب به مراجع کمک می‌کند میان دشواری طبیعی مسیر درمان و یک رابطه درمانی ناسالم تمایز قائل شود؛ تمایزی که می‌تواند از آسیب‌های عمیق‌تر جلوگیری کند.

مرز بین «درمان چالش‌برانگیز» و «درمان آسیب‌زا» کجاست؟

یکی از دشوارترین بخش‌های تجربه روان‌درمانی برای مراجعان، تشخیص این موضوع است که آیا ناراحتی و فشار روانی تجربه‌شده بخشی طبیعی از مسیر درمان است یا نشانه‌ای از یک رابطه درمانی ناسالم. بسیاری از افراد، به‌ویژه در جلسات ابتدایی، با احساساتی مانند اضطراب، غم یا سردرگمی مواجه می‌شوند؛ احساساتی که می‌توانند بخشی از فرآیند مواجهه با مسائل سرکوب‌شده گذشته باشند.

با این حال، درمان چالش‌برانگیز هرچند دشوار است، اما در بستری امن و همراه با احترام متقابل اتفاق می‌افتد. در چنین درمانی، مراجع احساس می‌کند شنیده می‌شود، درک می‌شود و حتی در لحظات سخت، رابطه درمانی به او احساس امنیت می‌دهد. در مقابل، درمان آسیب‌زا اغلب با تداوم احساس تحقیر، شرم، بی‌قدرتی یا ترس همراه است؛ احساسی که نه‌تنها کاهش نمی‌یابد، بلکه با گذشت زمان عمیق‌تر می‌شود.

اولین زنگ خطر: وقتی روانشناس بیشتر قضاوت می‌کند تا گوش دهد

یکی از پایه‌های اصلی روان‌درمانی مؤثر، شنیده شدن بدون قضاوت است. اتاق درمان باید فضایی باشد که مراجع بتواند افکار و احساسات خود را، حتی اگر متناقض یا ناخوشایند باشند، بدون ترس از سرزنش بیان کند. زمانی که این اصل نقض می‌شود، رابطه درمانی به‌سرعت دچار فرسایش می‌شود.

قضاوت در درمان، حتی اگر با نیت «هشیار کردن» مراجع مطرح شود، اغلب نتیجه معکوس دارد. مراجع در چنین شرایطی یا به دفاع روانی پناه می‌برد یا به‌تدریج از بیان واقعیت‌های مهم خودداری می‌کند؛ فرآیندی که درمان را عملاً بی‌اثر می‌سازد.

نادیده گرفتن احساسات مراجع؛ نشانه‌ای جدی برای ترک اتاق درمان

بی‌اعتنایی به احساسات مراجع یکی از نشانه‌های جدی یک رابطه درمانی ناسالم است. زمانی که درمانگر احساسات فرد را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد، آن‌ها را اغراق‌آمیز می‌داند یا با جملاتی کلیشه‌ای رد می‌کند، پیام ضمنی روشنی منتقل می‌شود: «احساس تو معتبر نیست».

روانشناسی که مدام نسخه می‌پیچد، نه درمان می‌کند

روان‌درمانی با مشاوره‌های سطحی و توصیه‌های آماده تفاوت اساسی دارد. یکی از نشانه‌های یک تراپیست نامناسب، تمایل مداوم به ارائه نسخه‌های سریع و راه‌حل‌های کلی بدون درک عمیق مسئله مراجع است. جملاتی از جنس «باید این‌طور فکر کنی» یا «کافی است فلان کار را انجام دهی» می‌توانند نشان‌دهنده رویکردی سطحی به مسائل پیچیده روانی باشند.

درمان مؤثر، بیش از آنکه بر راه‌حل‌های فوری تکیه کند، بر فرآیند شناخت، آگاهی و تغییر تدریجی متمرکز است. نسخه‌پیچی مداوم، به‌ویژه بدون توجه به زمینه فردی، فرهنگی و هیجانی مراجع، می‌تواند احساس ناتوانی یا شکست را در او تقویت کند.

نقض مرزهای حرفه‌ای؛ خط قرمزهای اخلاقی در درمان

یکی از جدی‌ترین نشانه‌های یک تراپیست نامناسب، عبور از مرزهای حرفه‌ای است؛ مرزهایی که برای حفظ امنیت روانی مراجع طراحی شده‌اند. رابطه درمانی باید شفاف، تعریف‌شده و مبتنی بر اصول اخلاق حرفه‌ای باشد. هرگونه ابهام یا صمیمیت خارج از چارچوب می‌تواند به آسیب روانی منجر شود.

نمونه‌هایی مانند تماس‌های غیرضروری خارج از زمان جلسه، طرح مسائل شخصی درمانگر، درخواست اطلاعات نامربوط یا ایجاد وابستگی عاطفی، از جمله رفتارهایی هستند که کارشناسان آن‌ها را هشداردهنده می‌دانند. حتی اگر این رفتارها در ظاهر با نیت «کمک بیشتر» انجام شوند، می‌توانند تعادل رابطه درمانی را برهم بزنند. مراجع حق دارد درباره چارچوب درمان سؤال بپرسد و در صورت احساس ناراحتی، بدون احساس گناه یا ترس، ادامه درمان را متوقف کند.

وقتی درمانگر خودش را «همه‌چیزدان» می‌داند

یکی دیگر از نشانه‌های یک رابطه درمانی ناسالم، درمانگری است که خود را بی‌نیاز از بازنگری، یادگیری یا حتی خطا می‌داند. چنین رویکردی معمولاً با قطع کردن صحبت مراجع، رد تجربه زیسته او یا نادیده گرفتن بازخوردها همراه است.

درمانگران حرفه‌ای می‌دانند که روان‌درمانی یک فرآیند پویا و مشترک است. آن‌ها آماده‌اند رویکرد خود را بر اساس نیاز مراجع تنظیم کنند و در صورت لزوم، محدودیت‌های تخصصی خود را بپذیرند. در مقابل، درمانگری که همواره خود را صاحب حقیقت مطلق می‌داند، فضای گفت‌وگو را می‌بندد و امکان رشد درمانی را کاهش می‌دهد. بطور کلی احساس «کوچک شدن» یا «نادیده گرفته شدن» در برابر درمانگر، نشانه‌ای است که نباید نادیده گرفته شود. 

تحمیل باورهای شخصی، مذهبی یا فرهنگی به مراجع

اتاق درمان نباید محلی برای انتقال یا تحمیل باورهای شخصی درمانگر باشد. زمانی که روانشناس دیدگاه‌های مذهبی، سیاسی یا فرهنگی خود را به‌عنوان چارچوب اصلی درمان مطرح می‌کند، اصل بی‌طرفی حرفه‌ای زیر سؤال می‌رود.

مراجعان از پیشینه‌ها و جهان‌بینی‌های متنوعی می‌آیند و درمان مؤثر باید این تفاوت‌ها را به رسمیت بشناسد. تحمیل باورها، حتی اگر به‌صورت غیرمستقیم انجام شود، می‌تواند احساس طردشدگی یا فشار روانی ایجاد کند و اعتماد مراجع را از بین ببرد.

احساس ترس، شرم یا کوچک شدن بعد از جلسه درمان

اگر مراجع پس از چندین جلسه درمان، به‌طور مداوم با احساس ترس، شرم یا تحقیر اتاق درمان را ترک می‌کند، این وضعیت نیازمند توجه جدی است. درمان ممکن است دشوار باشد، اما نباید عزت نفس فرد را تضعیف کند. حتی در مواجهه با سخت‌ترین موضوعات، درمانگر موظف است شأن و کرامت مراجع را حفظ کند. تجربه احساس تحقیر یا تهدید روانی، نشانه‌ای است که نباید نادیده گرفته شود.

درمان سالم معمولاً به‌مرور زمان باعث افزایش شفافیت ذهنی و احساس کنترل بیشتر می‌شود، نه تشدید ترس یا خودسرزنشی. اگر این احساسات منفی به‌صورت پایدار باقی بمانند و فرصتی برای گفت‌وگو درباره آن‌ها در جلسه فراهم نشود، می‌تواند نشانه یک رابطه درمانی ناسالم باشد.

عادی‌سازی آسیب یا توجیه رفتارهای آزاردهنده اطرافیان

یکی از خطرناک‌ترین نشانه‌ها در درمان، زمانی است که روانشناس رفتارهای آزاردهنده اطرافیان مراجع را توجیه یا کم‌اهمیت جلوه می‌دهد. چنین رویکردی می‌تواند باعث تداوم چرخه آسیب و کاهش توان مراجع برای محافظت از خود شود. درمان نباید به ابزاری برای تحمل اجباری شرایط آسیب‌زا تبدیل شود. شناسایی و نام‌گذاری درست آسیب، گام مهمی در مسیر بهبود است.

وقتی درمانگر مانع استقلال مراجع می‌شود

هدف نهایی روان‌درمانی، افزایش آگاهی و توانمندی مراجع برای مدیریت زندگی خود است. اگر درمانگر به‌گونه‌ای رفتار کند که مراجع به او وابسته شود یا بدون تأیید او احساس ناتوانی کند، این روند برخلاف اصول درمانی است. درمان سالم، مراجع را به سمت استقلال هدایت می‌کند، نه وابستگی.

منبع خبر "نامه نیوز" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.