خبرگزاری مهر، گروه استانها- شب که به نیمهٔ شعبان نزدیک میشود، قم دیگر یک شهر معمولی نیست، شهری است که نفسهایش با انتظار گره خورده و آدمها با قدمهای دل، راهی مسجدی میشوند که به دستور مستقیم حضرت حجت(عج) بنا نهاده شده است.
بلوار پیامبر اعظم(ص)، این بزرگترین بلوار معنوی جهان اسلام، که حرم بانوی کرامت را به مسجد مقدس جمکران، بزرگترین میعادگاه منتظران مهدی، پیوند میزند، آرامآرام لبریز میشود از مردمی که مقصدشان یکی است و گامها نذر آمدن باران میشوند، در جهانی که کودکانش مظلومانه شهید به دست اشغالگران صهیون میشوند و آسمانی.
در طریقالمهدی(ع)، قدمها بیصدا اما استوار برداشته میشوند، جمعیت موج میزند نه با شتاب، که با طمأنینه، انگار همه میدانند وقتی مقصد خانه امید است، عجله معنایی ندارد و اینجا میعادگاه عاشقان منتظر است.
زن و مرد، پیر و جوان، کودکانی که دست در دست پدر و مادر دارند و نوجوانانی که پیشانیشان با نام «یا مهدی» مزین شده، شانهبهشانه قدم میزنند، بیآنکه همدیگر را بشناسند، اما با احساسی مشترک.
این مسیر، شباهتی عمیق به پیادهروی اربعین حسینی دارد، آنگاه که دلهای عاشورایی، راه نجف تا کربلا را با پای دل میپیمایند تا ضریح ارباب را در آغوش بگیرند.
هرچه پیشتر میروی، نشانههای انتظار پررنگتر میشود، موکبها همانند موکبهای اربعینی، در دل مسیر قد کشیدهاند، یکی چای میدهد، دیگری غذا، آنسوتر دستی مهربان کفشی را میدوزد یا لباسی را وصله میکند.
اینجا خدمت، فقط در لیوانهای شربت و چای خلاصه نمیشود، بعضی هنرشان را آوردهاند، بعضی دلشان را، بعضی وقت و توانشان را تا شاید قدمی باشد برای شادی دل مهدی فاطمه(س).
در طریق المهدی صداها در هم تنیدهاند نوای مداحی، زمزمه ذکر، سرودی که ناخودآگاه لبها را با خود همراه میکند و در امتداد هفت کیلومتر بلوار پیامبر اعظم، گوش جان را مینوازد.
کودکان نیز در این مسیر، مشق انتظار میکنند، برخی همراه پدرانشان به زائران خدمت میکنند و برخی دیگر، زائرانی کوچکاند که در موکب نقاشی، تصویری از گنبد فیروزهای جمکران را رنگ میزنند تا خاطرهای از مسیر عاشقی در ذهنشان ماندگار شود.
در گوشهای از راه، خواهری نذر تسبیح دارد و آن را به دست زائری میسپارد، صلواتی آرام، شلوغی مسیر را لطیفتر میکند.
این جمع، تنها از یک سرزمین نیامده است، چهرههایی با زبانها و لهجههای گوناگون، کنار هم قدم میزنند تا به مسجد یار برسند.
از کشورهای دور و نزدیک، موکبهایی با پرچمهایی غریب اما نیتهایی آشنا، مسیر را به صحنهای جهانی بدل کردهاند، جایی که انتظار، زبان مشترک همه است.
تصاویر شهدا در مسیر طریقالمهدی، اشک را بر گونهٔ برخی جاری میکند و عدهای نیز با نگاهی حسرتبار، یاد آن بزرگ مردان را مرور میکنند، همان ستونهای استواری که خیمه انقلاب بر شانههایشان برپا مانده است و شهدا اینجا بیصدا اما حاضرند و درست شبیه خود انتظار.
باران که میگیرد، کسی بازنمیگردد، قطرهها میبارند و جمعیت عاشق همچنان پیش میرود، بعضی زیر چتر، بعضی بیچتر، گاهی حتی با پای برهنه . اینجا خستگی، جایی ندارد.
هرچه به انتهای مسیر نزدیکتر میشوی، قدمها ناخودآگاه تندتر میشود و گنبد فیروزهای و صحن مسجد جمکران از دور خودنمایی میکند و دلها بیقرارتر میشوند.
پرچم ایران در میان جمع بالا میرود و حس وطن، با ایمان در هم میآمیزد و تصاویر شهیدانی که نامشان با «مهدی» گره خورده، بر عمودها لبخند میزنند و انگار که خودشان هم منتظرند.
مسجد جمکران از روزها پیش، خود را برای این شب آماده کرده است، نور، دعا، مولودی و نجوایی که تا پاسی از شب ادامه دارد.
شبزندهداری، اشکهای آرام، دستهایی رو به آسمان و دلهایی که چیزی جز آمدن امام منتظر نمیخواهند در این بارش شدید باران رحمت الهی.
و آنگاه که نیمهشب پانزدهم شعبان میرسد، آسمان مسجد روشن می شود به یمن آمدن مهدی فاطمه(س) و نورافشانی، چشمهای منتظران ظهور را خیره میکند و برق امید در نگاهها میدرخشد.
«اللهم عجل لولیک الفرج» ذکر لبهای هزاران عاشق دلدادگان در جای جای مسجد مقدس جمکران است و تا عمق دل و جان امتداد دارد.









