عصر ایران؛ مهرداد خدیر- هر گاه اعتراضی درمی گیرد چند نوع واکنش را شاهدیم:
اول رسانههای فارسی زبان خارج از کشور که به لطف برخوردهای اواخر دهۀ 70 و آغاز دهۀ 80 و پیشرفت های فناوری و پیام رسانهای خارج از کنترل سعید مرتضوی و تفکر او مرجعیت پیدا کردند خبر از خیزش سراسری میدهند و به استقبال تغییر حکومت میروند و تریبون تام و تمام براندازان میشوند.
انگار هر اعتراضی نشانۀ انقلاب است و جالب است که صبح تا شب علیه انقلاب سخن می گویند و مگر یک ملت طی کمتر از 150 سال چند بار باید انقلاب کند؟ یک بار در 1285 و انقلاب مشروطه و با تدوین قانون اساسی و بعد اصلاحات و متمم آن. بار دیگر در بهمن 1357 و تدوین قانون اساسی دیگر اصلاحات و متمم در 10 سال بعد و لابد باز انقلابی دیگر! تا برگردی سر نقطه اول و با مزه این است که نمی گویند منحرف شدیم و مسیر اصلی را ادامه دهیم. میگویند برگردیم سر نقطه اول و انگار هواداران مسلح یا براندازان مسلح که با حامیان بازگشت مخالفاند مینشینند و تاج گذاری را تماشا میکنند!
مرحوم رضا براهنی در مجموعۀ شعر ظلالله وقتی که از احوال زمانه شاکی میشود مادرش را فریاد میزند و از او میخواهد دوباره او را برگرداند به همان جایی که بود و در واقع نبود چون همه ما یک سال قبل از تولدمان نبودیم و از نبود به نبود میرسیم و بازگشتی درکار نیست!
عمده این تحریکات از جانب رسانههایی است که دست داخلیها به آن نمیرسد و این که وزارتخانهای مأمور است سطر به سطر کلمات روزنامههای کم مخاطب را بخواند و تذکر و سایتها را زیر ذره بین بگذارد ولی در قبال تبلیغ به شورش در کانالهای تلگرامی رسمی کاری نمیتوانند بکنند ( از عهده تارگردانها هم خارج است) از تناقضهای ماجراست و مضحکتر این که اصولگرایان حامی فیلترینگ در تلگرام فیلتر شده کانال دارند و همان مطالب در دفاع از فیلترینگ را در همین کانالها مینویسند!
واکنش دوم از جانب مدعیان سینهچاک نظام و مخالف دولتهایی است که با اندک گشایش سیاسی روی کار آمدهاند و مانند دولت خالصساز قبلی برگزیده نهادهای بیرون نیستند یا کمتر هستند. آنها ابتدا دولت مستقر را متهم میکنند و وقتی شعارها از معیشتی و دولتی فراتر رفت و سیاسی و حاکمیتی شد اعلام فتنه میکنند و به خارجیها نسبت میدهند که در فقرۀ اخیر با پیام ترامپ و تهدید به مداخله، تکرار آن ادعاها محتملتر است.
واکنش سوم از جانب اصلاح طلبان است که بار دیگر بر ضرورت اصلاحات ساختاری تأکید میورزند.
چهارمی از آن گذار طلبان است که ادامۀ وضعیت موجود را ناممکن می دانند ولی مشخص نمی کنند این گذار با کدام ساز و کار باید صورت پذیرد که عاری از خشونت و تهدیدات ارضی و امنیتی باشد.
پنجم از جانب صاحبمنصبانی است که وعده میدهند تا چنانچه اگر قصد داشتند همچنان نامزد انتخابات ریاست جمهوری شوند حرفی برای گفتن داشته باشند و یکی از آنان گاهی دچار فراموشی میشود تا جایی که در قضیه مهسا در اعتراضات 1401 از حکمرانی نو سخن گفت و بهد در مجلس یک سال نشستند و قانونی تصویب کردند که از اجرای آن 10 تا مهسای دیگر حاصل می شد و تهدید کرده بود خودم ابلاغ می کنم که خوش بختانه رییس جمهور پزشکیان با اتکا به نظر شورای عالی امنیت ملی تن نداد.
با این همه از دو حال خارج نیست: یا این وضع مطلوب کار به دستان است که همین دست فرمان را ادامه دهند و هر از گاهی چند هزار حامی خود را در میدانی جمع کنند و شعار دهند و خیال کنند این چند هزار نفر نماینده دهها میلیون نفر دیگرند.
اما اگر مطلوب نیست- که نیست، والله و بالله نیست و به بن بست رسیده و عالم و آدم متوجه شده اند الا قلیلی- باید دست به اصلاح بزنند و چون مادر همه راه حل ها سیاسی است فهرست وار می توان به این 20 مورد در بخش های مختلف و در کلیت اشاره کرد و بعد به جزییات پرداخت:
1. نهاد علم. بها دادن به جایگاه دانشگاهیان به جای تبدیل دانشگاه به بنگاه تجاری تولید مدرک
2. نهاد سیاست. بازگشت شورای نگهبان به وظیفه اصلی که اعلام عدم مغایرت مصوبات مجلس با شرع و نظارت بر انتخابات است و برگزاری انتخابات آزاد بدون حذف هر بار نیمی از کاندیداهای مجلس و اجازه فعالیت به احزاب واقعی و بازداشتن رسانه های حکومتی از انگ زنی به فعالان آنها
3. نهاد رسانه. اجازه فعالیت به رادیو و تلویزیون خصوصی و تضمین آزادی مطبوعات و تارنماها
4. نهاد جامعه. بازداشتن نیروی انتظامی از دخالت در سبک زندگی و پوشش مردم و اعلام الغای رسمی قانون موهن حجاب
5. نهاد دین. بازگشت به اتکا به مردم به جای ارتزاق از بودجه های دولتی و تغییر امامان جمعه با ادبیات تکراری و منع دخالت آنان در امور اجرایی و توجه به روح ایمان و اخلاق به جای مداح پروری
6. نهاد آموزش. مهارت آموزی و تغییر نظام آموزشی به جای اصرار بر القائات ایدئولوژیک و ریاپروری
7. نهاد خانواده. کاستن از بار سرپرست خانوار با تقویت نهادهای واسط و اصلاح ساز و کار نهادهای دیگر
8. نهاد سیاست خارجی. اطمینان بخشی به جامعه جهانی در مناسبات دیپلماتیک و استفاده از ادبیات دیپلماتیک به جای تکرار شعارهای تحریک کننده و به کار گیری نیروهای متبحر در همین رشته به جای تزریق از جانب نهادهای نظامی و امنیتی
9. نهاد نظامی. تفکیک وظایف ۴سازمان ارتش و سپاه و نیروی انتظامی و بسیج و منع فرماندهان از نطق های آتشین مگر با هماهنگی
10. نهاد فرهنگ. احترام کامل به اهل فرهنگ و هنر و اعلام عفو عمومی برای بازگشت هنرمندان کوچیده به میهن و محدودیت سانسور آثار هنری به موارد اخلاقی به جای دخالت های گسترده
11. نهاد بودجه ریزی. قطع کمک های دولتی به نهادهای بی بازده با ظاهر دینی و آغاز روند اصلاح شرکت های دولتی برای پایان زیان دهی و تحمیل آنان به بودجه های عمومی
12. نهاد قانون گذاری. انحصار قانون گذاری در مجلس واقعی به جای قانون گذاری در شوراهای عالی به نام سیاست گذاری و برچیدن شوراهای عالی مگر شورای عالی امنیت ملی با ترکیب متنوع و مصرح در قانون اساسی
13. نهاد امنیت. اشراف وزیر منتخب دولت و مجلس بر امور اطلاعاتی و امنیتی و جلوگیری از ترجیح سازمان های اطلاعاتی نهادهای نظامی بر وزارتخانه و تمرکز فعالیت آنان بر شناسایی تحرکات اسرائیل
14. نهاد گزینش. مشخص شدن استناد موارد استعلامی به جنبه های هویتی و کیفری و راستی آزمایی مدارک آموزشی و تخصصی با استناد به اصل ممنوعیت تفتیش عقاید در قانون اساسی.
15. نهاد قضا. امکان نقد عمومی آرای قضایی بی بیم برخورد و مواجهه با فساد در دستگاه قضایی و منع دخالت نهادهای دیگر و استقلال قضات از آنان و پرهیز از صدور حکم زندان به صرف اظهار نظر و تاکید بر عدالت به جای برخورد و زندان.
16. نهاد دولت. احیای جایگاه وزیران به موقعیت های قبل و اصلاح وضعیت فعلی که هر وزیر به مجری یک شورای عالی یا نهاد بیرون از دولت تبدیل شده است
17. اجرای قانون اساسی با احیای اصل ۱۱۳ که رییس جمهوری را مجری قانون اساسی معرفی کرده در حالی که تفسیر شورای نگهبان دست دولت را در مواجهه با موارد نقض در قوای دیگر بازداشته است
18. توجه ویژه با جوانان با تغییر در قوانین سربازی و قبول تعلق ایران به آنان با تضمین خدمات رفاهی و بهداشتی ویژه
والبته دو مورد دیگر که می توان به همه پرسی گذاشت و از مردم خواست پاسخ دهند آیا میصرفد و میارزد یا نه تا اگر نمیصرفد و نمیارزد نه بقای خودشان را به مخاطره اندازد نه زندگی مردمان را نه تمامیت این سرزمین کهن را...