جمعه 12 دی 1404
Friday, 02 January 2026

مسئله دولت قطع رابطه با مردم است

خبرآنلاین جمعه 12 دی 1404 - 15:15
‌جناب رئیس‌جمهور،  ‌مسئله‌ امروز ایران نه صرفاً اقتصاد ومعیشت است، نه تنها تحریم وفساد، و نه فقط اختلاف یا وفاق جناحی. مسئله‌ی اصلی، قطع رابطه‌ی دولت با مردم است؛ و این، یک بحران حکمرانی است، نه یک مشکل مقطعی سیاسی.

 حمید ابوطالبی، مشاور سیاسی حسن روحانی، رئیس جمهور دولت دوازدهم در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:

جناب رئیس‌جمهور، مسئله‌ی امروز ایران نه صرفاً اقتصاد ومعیشت است، نه تنها تحریم وفساد، و نه فقط اختلاف یا وفاق جناحی. مسئله‌ی اصلی، قطع رابطه‌ی دولت با مردم است؛ و این، یک بحران حکمرانی است، نه یک مشکل مقطعی سیاسی. ‌درواقع، آنچه رخ داده است، «فقدان نمایندگی اجتماعی» است: مردم نه فقط شنیده نمی‌شوند، بلکه هیچ نهاد یاصدایی وجودندارد که خواست‌شان را به زبان سیاست ترجمه کند.

‌یک سال ونیم پیش، آخرین بار مردم به‌طور معنادار در انتخابات سخن گفتند؛ وجناب‌عالی و دولتِ بی‌برنامه‌تان را از سر اجبار بر سر کار آوردند. ازآن پس، این رابطه‌ی دوطرفه جای خود را به سخنرانی یک‌سویه‌ی شما داده است. مردم دیگر طرف گفت‌وگو نیستند؛ صرفاً شنونده‌اند. وعده‌ها یکی پس از دیگری کنار گذاشته شده‌اند، بی‌آنکه توضیحی اقناعی یا گفت‌وگویی واقعی درکار باشد. جامعه، جنگی سهمناک رااز سر گذراند، دوباره ذیل فصل هفتم منشور قرارگرفت، و معیشتش روزبه‌روز سخت‌تر شد؛ تاآنجا که امروز نه مشارکت می‌کند و نه نمایندگی می‌شود - فقط نظاره‌گر است، و خشمگین.

‌این وضعیت تصادفی نیست. ریشه‌ی آن درحذف لایه‌ی عقلانی و اجتماعی که درهر نظام حکمرانی پایدار، میان دولت وجامعه قرار می‌گیرد ووظیفه‌اش تبیین خواست مردم به زبان سیاست و توضیح منطق قدرت برای جامعه است، نهفته می‌باشد. باحذف این لایه، دولت به گفتاری یک‌طرفه فروکاسته می‌شود: می‌گوید، اما نمی‌شنود؛ تصمیم می‌گیرد، اما توضیح نمی‌دهد.

‌آقای پزشکیان، ‌دولت شما اگرچه منتخب است، اما نماینده نیست. رأی مردم آغاز نمایندگی است، اما استمرار آن نیازمند گفت‌وگو، پاسخگویی و تداوم تعامل است. حکمرانی صرفاً اِعمال قدرت، صدور دستور یا سخن‌گفتن‌های یک‌سویه نیست؛ حکمرانی یعنی تنظیم رابطه‌ای پایدار باجامعه. درجوامع پیچیده، دولت وجامعه مستقیماً با یکدیگر سخن نمی‌گویند؛ این گفت‌وگو نیازمند واسطه‌هایی مستقل، امن و برخوردار از مشروعیت است. هنگامی که این واسطه‌ها حذف می‌شوند، سیاست از معنا تهی می‌گردد وحکمرانی به بحران فرو می‌غلتد.

‌جامعه‌ی ایران امروز، جامعه‌ای جوان، تحصیل‌کرده، متکثر، شبکه‌ای و آگاه است. مطالبات این جامعه تنها اقتصادی نیست؛ مطالباتی کرامتی، هویتی و آینده‌محور دارد. چنین جامعه‌ای را نمی‌توان با خطابه اداره کرد. اگر امکان بیان عقلانی خواست‌ها ازآن سلب شود، یا به سکوتی انباشته می‌رسد یا به انفجار؛ و این دقیقاً پیامد «انسداد ساختاری گفت‌وگو» است.

‌درسوی دیگر، دولت نیز بدون تفسیر روشنفکرانه ازجامعه، مردم را نه به‌مثابه کنشگران عقلانی، بلکه به‌صورت توده‌ای هیجانی یا مسئله‌ای امنیتی می‌بیند. درچنین وضعی، شورای یک‌سویه‌ی اطلاع‌رسانی جای «شورای گفت‌وگو» با مردم می‌نشیند؛ سیاست‌گذاری، جای خود را به مدیریت بحران می‌دهد؛ گفت‌وگو به واکنش تقلیل می‌یابد؛ وفاق، صرفاً در درون قدرت سامان می‌گیرد؛ و حکمرانی به مجموعه‌ای از تصمیم‌های مقطعی فرو می‌ریزد.

‌بدتر از همه، قدرت یک‌سویه است؛ قدرتی که گوش ندارد و فقط سخن می‌گوید. این نوع قدرت، ذهن و روان جامعه را فرسوده می‌کند، اعتماد را می‌سوزاند، احساس بی‌اثری و بی‌پناهی می‌آفریند و زندگی روزمره‌ی مردم را از معنا تهی می‌سازد. چنین قدرتی نه ثبات می‌آورد و نه امنیت؛ فقط بحران را از سطح سیاست به درون جامعه منتقل می‌کند.

‌آقای رئیس‌جمهور،‌آنچه امروز با آن مواجه‌ایم نه اختلاف سیاسی است و نه بحران ساده‌ی مشروعیت؛ این شکست حکمرانی است. حکمرانی بدون گفت‌وگو ممکن نیست، و گفت‌وگو بدون میانجی معتبر شکل نمی‌گیرد. احزابِ بی‌اثر، رئیس‌دولتی منفرد، و حذف نخبگان و روشنفکران، دولت و جامعه را هم‌زمان تضعیف کرده و آن‌ها را در چرخه‌ای معیوب قرار داده است؛ چرخه‌ای که در آن: جامعه روزبه‌روز رادیکال‌تر می‌شود، دولت امنیتی‌تر می‌گردد، معیشت دشوارتر می‌شود و امکان اصلاح از میان می‌رود.

‌ادامه‌ی این مسیر، «دولتِ بدون جامعه» می‌سازد: دولتی که تصمیم می‌گیرد، اما دیگر بر جامعه‌ای پویا و مشارکت‌گر حکومت نمی‌کند؛ بلکه بر جمعیتی فرسوده، بی‌اعتماد و گسسته اعمال قدرت می‌کند.

‌جناب پزشکیان،  ‌مسئله‌ی ایران، فقدان سازوکار عقلانی میان ملت و دولت است، همراه با قدرتی بی‌مسئولیت. اگر دولت شما بخواهد از این بن‌بست خارج شود، راه آن نه تشدید کنترل است، نه تکرار خطابه‌ها، و نه انکار واقعیت جامعه؛ راه آن بازسازی گفت‌وگو و شراکت واقعی قدرت و معنا با مردم است. و این گفت‌وگو، بدون به‌رسمیت شناختن روشنفکران مستقل، نهادهای واسط، رسانه‌های مرجع و امنیت نقد، ممکن نخواهد شد.

‌بدون این‌ها، دولت - حتی با نیّت خیر - صرفاً مدیری واکنشی در دل یک بحران دائمی باقی خواهد ماند. مسئولیت تاریخی دولت‌ها دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود.

۳۱۲۱۱

منبع خبر "خبرآنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.