امیرعلی مهاجری در گفتوگو با خبرنگار کتاب ایرنا، درباره تاثیر افزایش قیمت کاغذ و کتاب بر ذهن نویسنده در زمانی که اثری را خلق میکند، توضیح داد: با تجربه شخصی که از تهیه پادکست و تالیف کتاب دارم، همچنین بازخورد از ناشر و مارکت، مخاطب امروزی حوصله نمیکند داستانهای قطور و رمانهای بلند بخواند. همچنین به لطف شبکههای اجتماعی که داستانی را در یک دقیقه یا ۳۰ ثانیه تعریف میکنند گفته میشود که سلیقه مخاطب فست فودی شده است. نمیتوان ایراد گرفت، زیرا نسلها در طول زمان تغییر میکنند.
نویسنده کتاب «پاییز و خانهای با شیروانی نارنجی» ادامه داد: بحث بازار کتاب و هزینه بالای کاغذ موجب شده است که اگر کتاب قطور باشد، بسیاری از ناشران آن را قبول نکنند. ناشر هزینه کتاب، سودآوری و ذائقه مخاطب را میسنجد، ناشر رواننشناسی مخاطب را در نظر دارد پس اینجا دغدغه من علاوه بر مخاطب به ناشر و مخاطب هم باز میگردد.
نویسنده کتاب «مجموعه نامههای اینمن به ناتالیا» با اشاره به اینکه میداند چطور بنویسد تا کتاب پشت سد سانسور گرفتار نشود، گفت: در زمان نوشتن دستم باز نیست، برای همین تمام کتابهای من در کمترین زمان بدون کوچکترین سانسور مجوز میگیرد.
او گفت: فکر میکنم این روزها که هر کاری برای همه ما سختتر شده است، باید با آگاهی در هر صنف و کاری که میخواهیم بکنیم، مسائل را چند بُعدی ببینم، زیرا نمیتوان با در نظر گرفتن یک پیش رفت.
بررسی نحوه برخورد انسانها با مساله عشق
مهاجری درباره کتاب «همانجا که نیاکانمان خاطره ساختند» توضیح داد: این اثر درباره سرنوشت دو نسل متفاوت، یک پدربزرگ و دیگری نوه است، این دو در تجربه رابطه عاطفی، مسیری نزدیک به هم، طی میکنند؛ اما نحوه برخورد آنها با مساله و سرنوشت آنها متفاوت است.
نویسنده کتاب «همانجا که نیاکانمان خاطره ساختند» ادامه داد: در یک جای رمان این دو نسل در برابر یکدیگر قرار میگیرند، اما هرچه کتاب رو به انتها میرود، تقابل به نقطه مشترکی میرسد. داستان در گیلان میگذرد، حتی دیالوگهایی با زبان گیلکی در متن نوشته شده و ترجمه دیالوگها هم برای مخاطبی که با زبان گیلکی (در زبان فارسی گیلکی را «گویش» حساب میکنند و در کتابهای زبانشناسی دنیا، گیلکی یک شاخه است) آشنایی ندارد، در کتاب نوشته شده است.
او درباره هدفش از نوشتن این کتاب توضیح داد: هدف من از نوشتن داستان این بود که مشخص شود آیا نحوه برخورد انسانها با مساله عشق است که سرنوشت عشق را تغییر میدهد یا عوامل دیگری مانند فرهنگ، تفکر، دیدگاه آنها و رفتار انسانها در آن دخیل است؟ اینکه دو نسل از دو تاریخ متفاوت و در این داستان در یک خانواده چگونه میتوانند دو نوع تجربه متفاوت از عشق داشته باشند و در عین تفاوت اشتراکهایی در نحوه برخورد با عشق نشان دهند.
تمرکز کتاب روی روابط انسانی است
مهاجری با اشاره به اینکه در این کتاب به اتفاقهای تاریخی مانند مبارزات سیاهکل پرداخته نشده است، ادامه داد: پدربزرگ داستان شخصیتی ارتشی و نظامی است و در زمان رضاخان و پسارضاخان دوره ارتشی را طی کرده است؛ اما تمرکز کتاب روی روابط انسانی است. پدربزرگ شخصی است که برای فرار یا کینهجویی محل روستا و فردی را که دوست دارد، ترک میکند و به ارتش میپیوندد.
این نویسنده با اشاره به اینکه شخصیت نسل دوم در کتاب از ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۰ میگذرد، گفت: در این بخش تمام چیزهایی را که در دهههای اخیر تجربه کردیم، بیان میشود، در حالی که پدربزرگ بهانهای برای بازگویی تاریخ است.
او درباره چرایی نپرداختن به اتفاقهای تاریخی در این کتاب، توضیح داد: اتفاقهای تاریخی را بیان نکردم، زیرا این کتاب بیش از ۲۰۰ صفحه است و اگر مسائل تاریخی را به آن اضافه میکردم قطورتر میشد و این حجم از حوصله مخاطب امروزی خارج است. در کتاب فقط مقداری به مسائل روز آن دوران مانند همهگیری تیفوس، حمله روسها از شمال و وقایع تاریخی دهه ۲۰ شمسی پرداخته شده است. در داستان اشارههایی به مسائل تاریخی میشود اما وارد ریز آنها نمیشود.
کتاب «همانجا که نیاکانمان خاطره ساختند» نوشته امیرعلی مهاجری در قطع رقعی، جلد شومیز، در ۱۹۲ صفحه در سال ۱۴۰۴ توسط انتشارات متخصصان به شکل الکترونیک منتشر شد.










