به گزارش روز دوشنبه ایرنا، فارن افرز مینویسد: روابط فرا آتلانتیکی برای دههها با مشکل «سواری مجانی» روبهرو بوده است. بسیاری از مقامهای اروپایی اذعان میکنند که رفتار دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در دوره دوم ریاستجمهوریاش، همراه با افزایش تهدید ناشی از تجدیدنظرطلبی روسیه، سرانجام آنان را متقاعد کرده است که در حوزههای نظامی و اطلاعاتی روی پای خود بایستند.
سرمایهگذاریهای اروپا در زمینه شناسایی ماهوارهای، پدافند هوایی، توسعه پهپادها و تولید مهمات میتواند مکمل توانمندیهای آمریکا باشد. این روند، اطلاعات بیشتر و متنوعتری در اختیار واشنگتن قرار خواهد داد، ذخایر مشترک را گسترش میدهد، برای سامانههای ارتباطی افزونگی و پشتیبان ایجاد میکند و جناح شرقی ناتو را تقویت خواهد کرد.
واشنگتن برای احیای اعتماد باید ترکیبی از اقدام و خویشتنداری را در پیش گیرد. دولتهای آینده آمریکا، افزون بر تغییر لحن خود در قبال اروپا، باید بارها و بهصورت علنی بر تعهد به ماده پنجم پیمان ناتو تاکید کنند و پیش از آغاز هرگونه عملیات نظامی بزرگ، فارغ از محل وقوع آن، با متحدان خود مشورت داشته باشند.
فران افرز افزود: آمریکا همچنین باید از حاکمیت اوکراین حمایت کند و بازدارندگی خود را در جناح شرقی ناتو تقویت سازد. افزون بر این، واشنگتن باید دست از نگاه کردن به سرزمین متحدان بهعنوان فرصتی برای گسترش قلمرو و نیز تلقی انتخابات و سیاست داخلی کشورهای همپیمان بهعنوان عرصهای برای مداخله سیاسی بردارد.
واضحترین شیوهای که ترامپ روابط فرا آتلانتیکی را دچار گسست کرده، در حوزه گفتار و مواضع سیاسی او بوده است. او فراتر از تهدیدهای مکررش برای خروج از ناتو یا حتی تصرف سرزمین اعضای این پیمان، بارها اروپاییها را به دلیل آنچه ناتوانی در کمک کافی به آمریکا در به اصطلاح «جنگ جهانی علیه تروریسم» و اکنون در جنگ علیه ایران میخواند، مورد سرزنش قرار داده است.
این مجله مینویسد: فراتر از لفاظیها، دولت ترامپ این تصور را تقویت کرده است که ایالات متحده ممکن است در زمان بحران شریک قابل اعتمادی نباشد. اما مشکل از این نیز عمیقتر است. بسیاری از متحدان آمریکا بهتدریج در حال نگاه کردن به خود ایالات متحده بهعنوان یک ریسک امنیتی هستند؛ موضوعی که سازمان اطلاعات دفاعی دانمارک در دسامبر گذشته (آذر/دی) بهصراحت و علنی بیان کرد.
فراخوان برای تسلیح مجدد
اروپا اکنون چارهای جز آماده شدن برای مواجهه با آمریکایی غیرقابل اعتماد ندارد و در همین مسیر، کشورهای اروپایی در حال ایجاد تغییرات ساختاری در راهبردهای دفاعی و اطلاعاتی خود هستند؛ تغییراتی که فارغ از آنکه چه کسی در آینده وارد کاخ سفید شود، پابرجا خواهند ماند.
فارن افرز در ادامه به گامهای اروپا برای استقلال از واشنگتن پرداخت و نوشت: نخستین گام آنها کاهش وابستگی به ایالات متحده از طریق تقویت صنایع دفاعی داخلی است. اروپا همزمان ظرفیت بسیج نظامی خود را افزایش میدهد، ذخایر مهماتش را گسترش میبخشد، به دنبال استقلال عملیاتی بیشتر است و تلاش میکند زیرساختهای لجستیکیاش بدون اتکا به حمایت آمریکا نیز قادر به فعالیت باشند.
کشورهای اروپایی همچنین بار دیگر بر دفاع سرزمینی و تابآوری ملی تاکید کردهاند. آنها در حال مقاومسازی بنادر، گرههای ریلی، پلها، فرودگاهها، انبارهای سوخت و شبکههای برق هستند و همزمان دفاع سایبری خود را تقویت کرده و برای شبکههای ارتباطی، سامانههای پشتیبان و جایگزین ایجاد میکنند.
در گذشته، آمریکا نقش هدایتکننده برنامهریزی دفاعی ناتو را بر عهده داشت، اما اکنون کشورهای اروپایی در حال پر کردن خلا رهبری هستند.
این مجله تغییر در سیاستهای دفاعی بروکسل را تشریح میکند: در همین حال، چارچوبهای همکاری دفاعی اروپا نیز عمیقتر و به شکلگیری معماری امنیتی توزیعشدهتری منجر شدهاند. برای مثال، ابتکار «سپر آسمان اروپا» به رهبری آلمان، تلاشهای دفاع هوایی و موشکی ۲۴ کشور اروپایی را در یک چارچوب مشترک گرد آورده است. همچنین طرح جدید «تسلیح مجدد اروپا» در اتحادیه اروپا که از پشتوانه ۱۷۵ میلیارد دلار وام امنیتی برخوردار است، تامین مالی خریدهای مشترک نظامی را برای تقویت صنایع دفاعی قاره بر عهده خواهد داشت.
برای دههها، هزینههای دفاعی اروپا موضوع شکایتهای مداوم آمریکا و تعلل همیشگی اروپاییها بود. اما فشارهای ترامپ و همچنین جنگ روسیه و اوکراین، به چیزی دست یافت که دههها فشار دیپلماتیک آمریکا نتوانسته بود محقق کند: تسلیح مجدد اروپا را به امری پذیرفتنی و حتی مطلوب در افکار عمومی این قاره تبدیل کرد.
پارلمانهایی که زمانی در برابر افزایش بودجههای دفاعی مقاومت میکردند، اکنون با اشتیاق از افزایش این بودجهها سخن میگویند و آن را اعلام میکنند.







