سه شنبه 05 اسفند 1404
Tuesday, 24 February 2026

نئواینشورنس: رقابت بر سر توزیع

دیجیاتو سه شنبه 05 اسفند 1404 - 14:49
رسول قنبری معتقد است در بحث نئواینشورنس مسئله اصلی اپلیکیشن نیست، بلکه نسبت تازه‌ای است که میان دولت، داده، ریسک و سرمایه برقرار خواهد شد. The post نئواینشورنس: رقابت بر سر توزیع appeared first on دیجیاتو.

رسول قنبری، کارشناس اقتصاد فناوری، در یادداشتی که در اختیار دیجیاتو قرار داده استدلال می‌کند که ورود نئواینشورنس به ایران باید فراتر از دیجیتالی‌سازی سطحی باشد و صنعت را از طریق داده و الگوریتم به‌طور بنیادین بازتعریف کند.

صدور نخستین مجوز نئواینشورنس در ایران را اگر صرفاً به‌عنوان خبر حوزه فناوری بخوانیم، چیزی بیش از اضافه‌شدن یک بازیگر دیجیتال به صنعت بیمه نخواهد بود. البته فرض این یادداشت، بر نئواینشورنس واقعی است، یعنی الگویی که از دل داده، الگوریتم و بازطراحی ترازنامه زاده می‌شود، نه صرفاً نسخه دیجیتال یک ساختار قدیمی. این تمایز مهم است، زیرا تجربه «نئوبانک»‌ها در ایران نشان داد که بسیاری از آن‌ها در عمل چیزی جز پوسته دیجیتال بانک‌های سنتی نبودند. خدمات همان بود، منطق اعتباری همان و ساختار قدرت دست‌نخورده. بنابراین، پیش‌فرض آن است که با تکرار تجربه نئوبانک‌ها مواجه نیستیم، بلکه با کوششی برای بازتعریف منطق بیمه‌گری روبه‌رو هستیم که اگر واقعی باشد، پیامدهای آن دیگر صرفاً فناورانه نخواهد بود، بلکه به سطح اقتصاد سیاسی صنعت بیمه سرایت خواهد کرد.

 در سطح اقتصاد سیاسی، این رخداد نشانه نوعی جابه‌جایی در میدان ریسک است که در آن دولت، شرکت‌های بزرگ خصوصی و خصولتی، شبکه گسترده نمایندگان حقیقی و حقوقی و اکنون پلتفرم‌های داده‌محور، بر سر توزیع قدرت، اطلاعات و رانت رقابت می‌کنند. نئواینشورنس در معنای دقیق خود نه فروش آنلاین بیمه (همچون پلتفرم‌ها و مارکت‌پلیس‌ها)، بلکه تبدیل ریسک به داده و داده به قدرت قیمت‌گذاری است. بنابراین پرسش اصلی این نیست که این اپلیکیشن جدید چه امکاناتی خواهد داشت، بلکه این است که این فناوری تا چه اندازه اجازه خواهد یافت ساختار توزیع قدرت را در صنعت بیمه بازآرایی کند. در تجربه‌های بین‌المللی، نمونه‌هایی مانند Lemonade نشان دادند که فناوری بیمه‌ای عملاً یعنی انتقال قدرت از شبکه نمایندگان انسانی به زیرساخت‌های الگوریتمی. حذف واسطه‌های سنتی به معنای حذف یک لایه اجتماعی-اقتصادی است که سال‌ها در دل صنعت بیمه ریشه دوانده است. در ایران، شبکه نمایندگان صرفاً مجرایی برای فروش نیست، بلکه منبع اشتغال گسترده، پیوندهای محلی و گاه اهرم فشار نهادی است. نئواینشورنس اگر بخواهد جدی باشد، ناگزیر با مسئله بازتوزیع رانت توزیعی مواجه می‌شود. اگر این بازتوزیع رخ ندهد، نوآوری دیجیتال به پوسته‌ای تزئینی تقلیل خواهد یافت و اگر رخ دهد، هزینه سیاسی آن را باید پذیرفت. مسئله، تعارض فناوری و سنت نیست، تعارض منافع تثبیت‌شده و منطق داده‌محور است.

در سطح کلان‌تر، مسئله بیمه در ایران به اقتصاد تورمی گره خورده است. در اقتصادی که با تورم مزمن و بی‌ثباتی انتظارات مواجه است، مشکل اصلی فقط کاهش قدرت خرید نیست، بلکه کوتاه‌شدن افق تصمیم‌گیری است. بیمه ذاتاً قراردادی مبتنی بر آینده است، اما تورم، آینده را بی‌ثبات و مبهم می‌کند. در چنین شرایطی، بیمه به کالایی تعویقی و گاه لوکس بدل می‌شود. نئواینشورنس اگر نتواند این گسست میان منطق بلندمدت بیمه و افقِ حالا دیگر کوتاه‌شده خانوار را ترمیم کند، تفاوتی بنیادی با فروش سنتی نخواهد داشت. شاید طراحی محصولات خرد و کوتاه‌مدت بتواند بخشی از این شکاف را پر کند، اما بدون ثبات نسبی اقتصاد کلان، تعمیق بازار ریسک دشوار خواهد بود. فناوری نمی‌تواند جایگزین ثبات شود، حداکثر بتواند هزینه توزیع را کاهش دهد.

در این میان، مسئله داده به کانون تحلیل بدل می‌شود. سرمایه اصلی نئواینشورنس نه ساختمان و شبکه شعب، بلکه دسترسی به داده‌های رفتاری و خسارتی است. تجربه‌هایی مانند ZhongAn در چین نشان داده که دسترسی گسترده به داده‌های پلتفرمی، چگونه می‌تواند قیمت‌گذاری را متحول کند. در ایران اما داده‌های بیمه‌ای در سامانه‌های متمرکز تحت اختیار نهاد ناظر قرار دارد. این تمرکز از یک‌سو می‌تواند ضامن ثبات و جلوگیری از سوءاستفاده باشد و از سوی دیگر، ممکن است مزیت رقابتی بخش خصوصی دیجیتال را محدود کند. پرسش اساسی این است که آیا داده در ایران کالایی عمومی تلقی می‌شود یا سرمایه انحصاری حاکمیتی؟ بدون تعریف روشن از رژیم حاکمیت داده، رقابت واقعی در حوزه نئواینشورنس شکل نخواهد گرفت، زیرا نوآوری بیمه‌ای بدون داده، صرفاً نوآوری در رابط کاربری است. بماند که تجمیع داده در بخش خصوصی نیز، خطرناک‌تر از آنچه است که فکرش را بکنیم. نشت داده پلتفرم‌های بزرگ، حداقل مخاطره‌ای است که در این سال‌ها گریبان مصرف‌کننده ایرانی را گرفته است.

محدودیت دیگر به ساختار قیمت‌گذاری بازمی‌گردد. منطق نئواینشورنس بر قیمت‌گذاری پویا و شخصی‌سازی‌شده استوار است، یعنی هر فرد متناسب با داده و رفتار خود حق‌بیمه می‌پردازد. اما در اقتصادی که بخش بزرگی از بازار بیمه، به‌ویژه بیمه‌های اجباری و هم مانند بیمه شخص ثالث، تحت قواعد سخت‌گیرانه و نوعی قیمت‌گذاری دستوری اداره می‌شود، فضای مانور برای نوآوری محدود است. اگر ریسک نتواند متناسب با اطلاعات جدید بازقیمت‌گذاری شود، الگوریتم‌ها صرفاً ابزار کاهش هزینه اداری خواهند بود. در این صورت، نئواینشورنس ماهیت بیمه را تغییر نمی‌دهد، بلکه کانال توزیع را دیجیتال می‌کند. تفاوت این دو، تفاوت میان تحول ساختاری و بهینه‌سازی حاشیه‌ای است.

از منظر اقتصاد کلان نیز مسئله فراتر از فروش آنلاین است. شرکت‌های بیمه در ساختار مالی هر اقتصاد، نهادهای انباشت بلندمدت‌اند. ذخایر آن‌ها به بازار سرمایه و پروژه‌های زیرساختی تزریق می‌شود و نقش ثبات‌بخش ایفا می‌کند. اگر نئواینشورنس‌ها در ایران صرفاً به کارگزاران دیجیتال تبدیل شوند و ریسک را به بیمه‌گران سنتی منتقل کنند، در ترازنامه ملی اثری جدی نخواهند داشت. آن‌ها اپراتور توزیع کارمزد خواهند بود، نه نهاد مالی انباشتی. پرسش راهبردی این است که آیا این بازیگران در افق میان‌مدت به بیمه‌گر ترازنامه‌ای بدل می‌شوند یا در لایه توزیع باقی خواهند ماند. پاسخ به این پرسش تعیین می‌کند که سهم آن‌ها در تشکیل سرمایه ملی چه خواهد بود.

مسئله آخر که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، بُعد عدالت اجتماعی است. بیمه سنتی، با وجود همه ناکارآمدی‌هایش، نوعی همبستگی آماری ایجاد می‌کرد. کم‌ریسک‌ها به‌طور ضمنی بخشی از هزینه پرریسک‌ها را می‌پرداختند. منطق داده‌محور، به سمت فردی‌سازی کامل ریسک حرکت می‌کند. این امر بهره‌وری را افزایش می‌دهد، اما ممکن است به حذف متقاطع یارانه ضمنی بینجامد. در جامعه‌ای که ریسک‌ها به‌طور نابرابر توزیع شده‌اند، قیمت‌گذاری کاملاً شخصی‌سازی‌شده می‌تواند دهک‌های پایین‌تر را با حق‌بیمه‌های بالاتر مواجه کند. در اینجا پرسش از فناوری به پرسش از اخلاق سیاسی بازار ریسک تبدیل می‌شود: آیا هدف، دموکراتیزه‌کردن دسترسی به پوشش ریسک است یا بهینه‌سازی تجربه کاربر برای طبقه متوسط دیجیتال؟

آنچه برمی‌آید این‌که نئواینشورنس در ایران نه ذاتاً دگردیسی‌ساز است و نه ذاتاً بی‌اهمیت. سرنوشت آن به این بستگی دارد که آیا با اصلاحات نهادی در حوزه تنظیم‌گری، داده و قیمت‌گذاری همراه می‌شود یا در چارچوب موجود ادغام می‌گردد. اگر اولی رخ دهد، با بازآرایی میدان ریسک مواجه خواهیم بود و اگر دومی، با دیجیتال‌سازی سطحی ساختاری که منطق قدرتش دست‌نخورده باقی می‌ماند. مسئله اصلی اپلیکیشن نیست، بلکه نسبت تازه‌ای است که میان دولت، داده، ریسک و سرمایه برقرار خواهد شد.

منبع خبر "دیجیاتو" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.