خبرگزاری مهر، گروه استانها– آذربایجانشرقی: در دامنههای سرسبز جنگلهای ارسباران و در سایه تاریخ کهن قلعه بابک، شهر کلیبر نهتنها با طبیعت بکرش که با هنر دست مردمان و طعم سفرههای محلیاش شناخته میشود. اینجا جایی است که صنایع دستی از دل کوچ عشایر زاده میشود و غذاها بوی کوهستان و سبزیهای وحشی میدهد؛ ترکیبی از فرهنگ، معیشت و هویت که میتواند پیشران توسعه پایدار منطقه باشد.

صنایع دستی کلیبر؛ هنری برخاسته از کوچ و کوهستان
شاخصترین هنر بومی کلیبر «ورنیبافی» است؛ دستبافتهای ظریف که زنان عشایر قرهداغ با الهام از طبیعت ارسباران میآفرینند. نقوش حیوانات، پرندگان و اشکال هندسی در ورنیها، بازتابی از زیست روزمره و باورهای مردم منطقه است. این هنر که نسلبهنسل منتقل شده، امروز نهتنها یک میراث فرهنگی بلکه منبع درآمد بسیاری از خانوارهای روستایی بهشمار میرود.
در کنار ورنی، گلیمبافی، قالیبافی، صنایع چوبی و چلنگری نیز در برخی روستاها رواج دارد؛ هنرهایی که با وجود ظرفیت بالا، همچنان در حاشیه بازار ملی قرار دارند.
زهرا نجفیان، از بافندگان باسابقه ورنی در گفتوگو با خبرنگار مهر میگوید: هر نقش ورنی داستان دارد؛ از بز کوهی گرفته تا سیاهخروس ارسباران. ما طرحها را از دل طبیعت میگیریم. اما مشکل اصلی ما بازار فروش است. بیشتر سود را واسطهها میبرند و تولیدکننده سهم کمی دارد.
نجفیان نبود بازارچه دائمی صنایع دستی، گرانی مواد اولیه و کمبود حمایت بیمهای را از مهمترین دغدغههای فعالان این حوزه عنوان میکند و معتقد است فروش اینترنتی و آموزش بازاریابی میتواند بخشی از مشکلات را کاهش دهد.

طعم طبیعت در سفرههای کلیبر
غذاهای محلی کلیبر، ساده اما سرشار از عطر و خاصیتاند؛ حاصل دامداری سنتی و بهرهگیری از سبزیهای کوهی.
آش دوغ (دوغآشی)؛ محبوبترین غذای منطقه با دوغ محلی و سبزیهای کوهی
یرگی ماش (دمی ماش)؛ غذایی مقوی با روغن حیوانی
کوکوی گیاهان کوهی با کنگر و سبزیهای معطر ارسباران
سوجوق کلیبری؛ شیرینی سنتی از شیره انگور و گردو
آش زغال با میوههای خشک جنگلی
کلهجوش محلی با کشک و گردو
زغالاخته کلیبر نیز از مهمترین سوغات منطقه است که با وجود کیفیت ممتاز، بهدلیل نبود صنایع فرآوری و بستهبندی مناسب، کمتر با برند منطقه شناخته میشود.
کلیبر نیازمند روایت ملی است
میکائیل نظری، مدرس و فعال حوزه گردشگری، در گفتوگو با خبرنگار مهر با تأکید بر اینکه کلیبر تنها یک مقصد طبیعی نیست، بلکه یک بسته کامل فرهنگی است، از ظرفیتهای مغفولمانده این منطقه سخن گفت؛ ظرفیتی که از دل جنگلهای ارسباران و سایه تاریخ قلعه بابک برآمده اما هنوز روایت ملی منسجمی از آن شکل نگرفته است.
ضعف در معرفی؛ حلقه مفقوده توسعه گردشگری
نظری با انتقاد از تمرکز تبلیغات گردشگری کشور بر مسیرهای کلاسیک اظهار کرد: سالهاست گردشگری ایران در یک مسیر محدود تهران – یزد – اصفهان – شیراز تعریف شده است. در حالی که مناطقی مانند ارسباران و کلیبر از نظر تنوع طبیعی و فرهنگی چیزی کمتر ندارند، اما سهمی از ویترین ملی گردشگری ندارند.
وی افزود: در بسیاری از هتلهای شهرهای بزرگ حتی یک تصویر از ارسباران دیده نمیشود. این یعنی ما هنوز نتوانستهایم کلیبر را بهعنوان یک برند ملی معرفی کنیم.
گردشگری فرهنگی؛ فرصتی برای ماندگاری مسافر
این مدرس گردشگری با اشاره به پیوند عمیق میان صنایع دستی و سفر گفت: اگر گردشگر فقط برای دیدن طبیعت بیاید، شاید یک روز بماند؛ اما وقتی پای غذاهای محلی، موسیقی عاشیقی، آیینهای بومی و خرید ورنی به میان بیاید، مدت اقامت افزایش مییابد و این یعنی گردش مالی پایدار.
نظری تأکید کرد طراحی «تورهای تجربهمحور» شامل کارگاههای ورنیبافی، پخت آش دوغ محلی و اجرای موسیقی عاشیقی در بومگردیها میتواند مزیت رقابتی کلیبر را تقویت کند.

زغالاخته؛ محصولی با ظرفیت صادراتی
نظری با اشاره به جایگاه زغالاخته کلیبر گفت: زغالاخته این منطقه از نظر کیفیت کمنظیر است اما نبود صنایع بستهبندی و فرآوری باعث شده ارزش افزوده آن نصیب واسطهها شود. اگر برند مشخصی برای این محصول تعریف شود، میتواند در بازارهای خارجی نیز مطرح شود.
وی تأکید کرد پیوند دادن سوغات محلی با بستههای گردشگری، یکی از راههای تقویت اقتصاد منطقه است.
احمد حمزهزاده، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آذربایجان شرقی، در گفتوگو با خبرنگار مهر با اشاره به جایگاه ویژه کلیبر در منظومه گردشگری استان اظهار کرد: کلیبر یکی از معدود مناطق کشور است که سه ضلع مهم توسعه پایدار یعنی طبیعت، تاریخ و فرهنگ زنده را همزمان در اختیار دارد. قرارگیری در قلب جنگلهای ارسباران، پیشینه تاریخی ارزشمند همچون قلعه بابک و استمرار زندگی عشایری، این شهرستان را به گنجینهای کمنظیر تبدیل کرده است.
صنایع دستی؛ پیوند اقتصاد و هویت
حمزهزاده با تأکید بر اهمیت صنایع دستی در اقتصاد محلی افزود: ورنیبافی کلیبر نهتنها یک هنر تزیینی بلکه بازتاب هویت عشایر قرهداغ است. هر قطعه ورنی روایتگر بخشی از زیستبوم منطقه، باورها و نمادهای فرهنگی مردم است و حمایت از این هنر، در واقع حمایت از حافظه تاریخی منطقه است.
حمزهزاده ادامه داد: در سالهای اخیر تلاش کردهایم با برگزاری نمایشگاههای استانی و ملی، زمینه معرفی ورنی و دیگر تولیدات بومی را فراهم کنیم، اما همچنان خلأ بازارچه دائمی صنایع دستی در کلیبر محسوس است. ایجاد چنین فضایی میتواند به حذف واسطهها و افزایش سهم تولیدکننده از سود فروش منجر شود.
او همچنین به ضرورت آموزش نسل جوان اشاره کرد و گفت: اگر مهارتآموزی در حوزه صنایع دستی بهصورت هدفمند دنبال نشود، با خطر گسست نسلی مواجه خواهیم شد. ما برنامههایی برای تقویت آموزشهای کاربردی، بیمه هنرمندان و تسهیل صدور مجوز کارگاههای خانگی در دست اجرا داریم.

گردشگری خوراک؛ ظرفیتی مغفولمانده
مدیرکل میراث فرهنگی استان با اشاره به ظرفیت غذاهای محلی کلیبر تصریح کرد: آش دوغ، یرگی ماش، سوجوق و دیگر غذاهای سنتی منطقه میتوانند در قالب جشنوارههای خوراک محلی به برند گردشگری تبدیل شوند. امروز در دنیا گردشگری خوراک یکی از شاخههای پررونق صنعت توریسم است و کلیبر در این زمینه ظرفیت بالایی دارد.
وی افزود: محصولاتی مانند زغالاخته کلیبر نیازمند بستهبندی مناسب، فرآوری صنعتی و بازاریابی حرفهای هستند. اگر زنجیره ارزش این محصولات تکمیل شود، میتوان اشتغال پایدار برای جوانان منطقه ایجاد کرد.
نگاه به آینده؛ توسعه متوازن و پایدار
حمزهزاده در جمعبندی سخنان خود خاطرنشان کرد: کلیبر قابلیت تبدیلشدن به قطب گردشگری فرهنگی و طبیعی شمالغرب کشور را دارد، مشروط بر آنکه توسعه زیرساختها، حمایت از هنرمندان صنایع دستی، تقویت برند محصولات بومی و آموزش گردشگری مسئولانه بهصورت همزمان دنبال شود. اگر این مسیر با همافزایی دستگاهها و مشارکت مردم طی شود، کلیبر میتواند الگویی موفق از توسعه متوازن در کشور باشد.
کلیبر؛ تلاقی هنر، طعم و هویت
کلیبر فقط مقصدی برای دیدن طبیعت نیست؛ شهری است که در تار و پود ورنیهایش، در عطر آش دوغ و در نوای عاشیقها، روایت زندگی جاری است. اگر هنر دست زنان عشایر، طعم غذاهای کوهستانی و آیینهای کهن این دیار با برنامهریزی و حمایت هدفمند همراه شود، «بهشت گمشده ایران» میتواند به برندی ماندگار در گردشگری فرهنگی کشور بدل شود؛ برندی که هم حافظ طبیعت باشد و هم حامی اقتصاد بومی.









