"آنتونی فیشر" روزنامه نگار آمریکایی و سردبیر وبگاه آمریکایی " MS NOW " با نگارش مقاله ای در این وبگاه نوشت: با شروع جنگ احتمالی علیه ایران، ترامپ سرکوب مخالفان داخلی خود در آمریکا را تشدید خواهد کرد.
به گزارش عصرایران، این روزنامه نگار آمریکایی با هشدار نسبت به آغاز یک ماجراجویی نظامی بی مورد از سوی ترامپ علیه ایران و پیامدهای داخلی آن در آمریکا، نوشت:
ترامپ نشان داده که دشمن آزادی بیان است و وقتی آمریکا وارد جنگ شود، بهانه ای به دست او خواهد افتاد تا مخالفان داخلی خود را شدیدتر سرکوب کند.
به نظر میرسد که ایالات متحده به زودی دوباره درگیر جنگ خواهد شد - این بار با ایران، یک وزنه سنگین منطقهای، دشمن دیرینه غرب و حامی گروههایی مانند حماس، حزبالله، حوثیها و بسیاری دیگر.
دونالد ترامپ، پیش از این اصرار داشت که نیروهای آمریکایی در ماه ژوئن، زمانی که ایالات متحده به جنگ 12 روزه اسرائیل علیه ایران پیوست و ظاهرا بازدارندگی صلح از طریق قدرت آمریکا را دوباره برقرار کرد، قابلیتهای هستهای ایران را "به طور کامل و مطلق نابود کردند".
بنابراین، اگر تهدید هستهای ایران "از بین رفته است"، چرا ایالات متحده اکنون با سر به سمت جنگ میرود؟ خب. البته برای جلوگیری از ساخت یا دستیابی ایران به سلاح هستهای!
بیشتر اورانیوم غنیشده 60 درصد ایران یا قبل از حملات جابجا شده بود یا از 14 بمب سنگرشکنی که ایالات متحده بر روی تاسیسات هستهای آنها انداخت، جان سالم به در برد. سالها قبل از آن، ترامپ برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) را که به ایران اجازه میداد که تحت بازرسی های منظم آژانس بین المللی انرژی اتمی، برخی از قابلیتهای هستهای را داشته باشد، پاره کرد و ایران با افزایش گسترده غنیسازی اورانیوم خود پاسخ داد.
به عبارت ساده، ایران به لطف ترامپ به داشتن سلاح هستهای بسیار نزدیکتر شد.

اکنون رئیس جمهور، که با سیاست خارجی انزواطلبانه "اول آمریکا" اداره میشد و از نظر سیاسی از واکنشها به "جنگهای ابدی" جورج دبلیو بوش - رئیس جمهوری اسبق آمریکا - در افغانستان و عراق بهرهبرداری کرد، بار دیگر آمریکا را در آستانه یک درگیری بزرگ قرار داده است که با بهانههای مشکوک به مردم آمریکا فروخته شده است. تفاوت این است که برخلاف جنگهای بوش، ترامپ حتی تلاشی برای توجیه مزایای جنگهای خود به مردم آمریکا یا کنگره نکرده است.
در این برهه حساس، یادآوری آنچه برای اکثر کشورها، به ویژه آمریکا، هنگام ورود به جنگ اتفاق میافتد، مهم است. از شهروندان انتظار میرود که "سیاست را کنار بگذارند"، "دور پرچم جمع شوند" و "از سربازان حمایت کنند." مخالفت بدنام میشود و گاهی حتی جرمانگاری میشود.
اگرچه اعتراضات علیه جنگهای ویتنام و عراق قدمت زیادی دارند، اما در آن زمان به طور گسترده به عنوان غیرمیهنپرستانه، خائنانه و کمککننده و تسلیبخش به دشمن تلقی میشدند. اما تفاوتهای مهمی بین بدنه سیاسی آمریکا در حال حاضر و در دورانهای گذشته وجود دارد.
دخالت آمریکا در ویتنام به آرامی آغاز شد، قبل از اینکه فراگیر شود، و مستقیما در اواسط جنگ سرد اتفاق افتاد، منطق توجیهی آن بر اساس به اصطلاح "نظریه دومینو" بنا شده بود که اگر "ویت کنگ" پیروز شود، تمام شرق آسیا کمونیست خواهد شد. جنگ عراق (با دروغ) به مردمی که هنوز از دست دادن هزاران آمریکایی در 11 سپتامبر آسیب دیده بودند، فروخته شد.
در حال حاضر هیچ توجیه روشنی برای شروع جنگ با ایران وجود ندارد، و هنوز صدای اعتراضی آنها برای جنگ بلند نیست. و اگر این درگیری بیش از چند هفته طول بکشد - یا اگر واکنشی به شکل حملات تروریستی به آمریکاییها در داخل یا خارج از کشور وجود داشته باشد - دشوار است که بگوییم مردم آمریکا چگونه واکنش نشان خواهند داد.
ترامپ به شدت نامحبوب است، اما پیروان MAGA (جنبش حامیان ترامپ) به هیچ ایدئولوژی منسجمی غیر از "مرد نارنجی بزرگ" پایبند نیستند. آنها به دستور او، به همان سرعتی که اصول بازار آزاد خود را کنار گذاشتند، انزواگرایی "اول آمریکا" را نیز کنار خواهند گذاشت و به همان راحتی که به گروههای طرفدار تعرفه و مقررات تنبیهی تبدیل شدند، به تشویقکنندگان جنگ میهنپرستانه نیز تبدیل خواهند شد.
من مدتهاست استدلال میکنم که ترامپ از یک رویداد "قوی سیاه" (عملیات پرچم دروغین) مانند یک حمله تروریستی بزرگ برای توسل به اختیارات اضطراری که آزادیهای مدنی را نقض میکند، سوءاستفاده خواهد کرد. اگر بخواهم دقیق بگویم، من در واقع میزان انجام این کار توسط او بدون یک وضعیت اضطراری واقعی را دست کم گرفتهام.
ترامپ و دولتش در 13 ماه اول بازگشت به قدرت، آزادی بیان فعالان هدف قرار گرفته برای اخراج بر اساس سیاستهایشان را مورد حمله قرار دادهاند؛ معترضان مسالمتآمیز را "تروریستهای داخلی" اعلام کردهاند؛ ارتش را برای بازگرداندن "نظم عمومی" در خاک آمریکا مستقر کردهاند؛ علیه سازمانهای خبری، شرکتهای حقوقی و دانشگاهها دادخواستهای جعلی مبنی بر تصرف غیرقانونی ارائه دادهاند؛ تهدید به استفاده از قدرت نظارتی برای اهداف سیاسی کردهاند؛ یک نیروی پلیس مخفی را آزاد کردهاند که بدون طی مراحل قانونی عمل میکند و شهروندان آمریکایی را بدون هیچ گونه پاسخگویی یا شفافیتی در خیابان ها می کُشند؛ و استفاده از کلماتی مانند "فاشیست" را تحریک به خشونت علیه راستگرایان اعلام کردهاند (حتی اگر خودشان مرتبا از این کلمه برای توصیف مخالفان سیاسی خود استفاده کنند).
حتی تماشای ماموران فدرال - یک حق بر اساس متمم اول قانون اساسی - چیزی است که دولت به دنبال جرمانگاری آن بوده است. و اکنون بنا به گزارشها، دولت در حال ارسال احضاریههایی به شرکتهای بزرگ فناوری است و خواستار اطلاعات مربوط به حسابهایی است که از سرکوب وحشیانه مهاجرتی دولت انتقاد میکنند.
این فهرست جامع نیست و اگر ترامپ آمریکا را به جنگ بفرستد، انتظار میرود دولت فدرال جنگ خود را علیه آزادی بیان، مخالفت و پاسخگویی تشدید کند. تصاحب قدرت توسط ترامپ، شکست نهادهای آمریکایی است - اما او شکستناپذیر نیست. او یک قلدر بیعرضه است که بر دولتی ریاست میکند که محبوبیتش در حال سقوط آزاد است.
اگر رئیس جمهور آمریکا را در موقعیت جنگی قرار دهد، شهروندان نباید به هیچ وجه از او اطاعات کنند. حقوق خود را بشناسید - و نظر خود را بیان کنید.