به گزارش همشهری آنلاین، تحلیلگران معتقدند که روابط اقتصادی تهران-پکن، فراتر از شعارهای سیاسی، در سطح اندک متوقف شده است. در این سطح، صادرات ایران عمدتاً به نفت خام و محصولات غیرنفتی با ارزش افزوده پایین مانند پتروشیمی، پسته و فرش محدود میشود.
واردات از چین نیز بیشتر شامل کالاهای اساسی و مصرفی است که با ارز حاصل از فروش نفت و از مسیرهای واسط تأمین میشود.
زنجیره تأمین و زیرساختهای لجستیکی دو کشور نیز تغییر بنیادی نکرده و صرفاً روشهای پرداخت و حملونقل پیچیدهتر شده است.
ضرورت گذار از «حکمرانی خوب» به «هنر حکمرانی»
در چارچوب نظری که از آن به «هنر حکمرانی» (Statecraft) یاد میشود، تمامی ابزارهای قدرت ملی (اقتصادی، دیپلماتیک، امنیتی) برای تحقق یک هدف راهبردی واحد بسیج میشوند.
در این نگاه، به جای تمرکز صرف بر تسهیلگری و مقرراتزدایی، دولت نقشی «ماموریتگرا» ایفا کرده و سیاست صنعتی، دیپلماسی اقتصادی و آمایش سرزمین را به شکلی هماهنگ پیش میبرد.
هدف، تغییر کانون توجه از تجارت خرد کالا به «شاهرگهای درهمتنیده» اقتصادی شامل انرژی، ترانزیت، فناوریهای پیشرفته، مواد معدنی حیاتی و نظامهای مالی جایگزین است.
چرا چین به ایران نیاز دارد؟
چرا چین باید نگاه خود به ایران را از یک تأمینکننده صرف انرژی به یک شریک راهبردی ارتقا دهد؟ پاسخ در آسیبپذیریهای عمیق ساختاری چین نهفته است:
نیاز پایدار به نفت، گاز و فلزات حیاتی مانند مس، لیتیوم و کبالت برای انقلاب صنعتی چهارم، ایجاد یک سیستم مالی موازی برای کاهش وابستگی به دلار و نیاز به کریدورهای جایگزین برای کاهش وابستگی به تنگه مالاکا که در صورت بروز تنش به راحتی توسط نیروهای آمریکایی مسدود میشود، دلیل نیاز چین به ایران است.
ایران با دارا بودن منابع عظیم انرژی، موقعیت ژئوپلیتیک بینظیر به عنوان پل ارتباطی آسیا به اروپا و دسترسی به آبهای آزاد، میتواند پاسخگوی بخش مهمی از این نیازها باشد.
نقشه راه سهلایه؛ از کریدور تا کریدور
برای عملیاتیسازی این نگاه راهبردی، نقشهای سهلایه شامل اقدامات افقآفرین، تحولآفرین و اعتمادآفرین باید در دستور کار قرار گیرد.
لایه افقآفرین (پروژههای بلندمدت برای گرهزدن سرنوشت دو کشور)
اتصال به CPEC: فعالسازی شاخه غربی کریدور اقتصادی چین-پاکستان از طریق ایران. این طرح شامل تکمیل خط لوله صلح برای صادرات گاز به پاکستان و ایجاد زنجیره ارزش در سواحل مکران با استفاده از انرژی ارزان ایران و نیروی کار منطقه است.
کریدور شمال-جنوب (شرق) : ایجاد مسیری که غرب چین را از طریق آسیای میانه و افغانستان به بندر چابهار متصل کند. این کریدور میتواند به عنوان «در پشتی» برای دور زدن تنگه مالاکا عمل کند.
هاب کاتد مس: تبدیل ایران به مرکز جهانی تولید مس با جذب کنسانتره از منطقه (ارمنستان، پاکستان) و استفاده از انرژی داخلی برای پالایش آن. مس به عنوان «نفت جدید» در انقلاب خودروهای برقی، نقشی حیاتی برای صنایع چین ایفا میکند.
لایه تحولآفرین (اقدامات میانمدت برای ایجاد زیرساختها)
انرژیهای پاک: سرمایهگذاری مشترک در حلقههای میانی زنجیره ارزش انرژیهای تجدیدپذیر، مانند تولید پلیسیلیکون برای پنلهای خورشیدی.
کریدور ابریشم دیجیتال: همکاری در توسعه زیرساختهای نسل پنجم و مراکز داده در ایران برای تبدیل آن به مسیری امن برای ترافیک داده بین شرق و غرب.
ساختار مالی رسمی: ایجاد سازوکارهای تسویه دوجانبه و استفاده از ارزهای دیجیتال بانک مرکزی برای گریز از شبکههای غیررسمی و پرهزینه فعلی.
لایه اعتمادآفرین (بازسازی اعتماد در سایه تحریمها)
کریدور سبز سرمایهگذاری: ایجاد مناطق ویژه اقتصادی با تضمین محرمانگی هویت سرمایهگذاران چینی، معافیتهای مالیاتی خاص و پوششهای ضدتحریمی برای جذب شرکتهای کوچک و متوسط چین.
تسهیل لجستیک و انتقال سود: رفع موانع گمرکی و حضور مستقیم شرکتهای لجستیک چینی در بنادر ایران برای افزایش پیشبینیپذیری زنجیره تأمین و حل مشکل انتقال ارز و سود سرمایهگذاران.
ادامه روند کنونی، ایران را در «تله توسعهنیافتگی» نگاه خواهد داشت.
تنها راه برونرفت از این وضعیت، تغییر نگاه از تجارت صرف به سمت تعریف ایران به عنوان «شریکی اجتنابناپذیر» در معادلات امنیت انرژی، زنجیره تأمین و ثبات منطقهای چین است.
تحقق این هدف مستلزم تصمیمگیریهای شجاعانه، ثبات در اجرا و عبور از رویکردهای جزیرهای به سمت یک راهبرد یکپارچه کلحکومت است.









