به گزارش خبرآنلاین روزنامه شرق نوشت: در نگاه نخست ممکن است این موضوع صرفا فیش حقوقی نجومی به نظر برسد، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد این ماجرا نمادی روشن از ضعف ساختار مدیریتی، خلأ نظارت و چالشهای عدالت اقتصادی در کشور است.
۱. ریشههای ساختاری و حکمرانی
ضعف نظارت و شفافیت: سقفهای قانونی و نظام پرداخت مصوب، در عمل بیمعنا شده و آیتمهای حقوقی به شکل سلیقهای و خارج از چارچوب قانونی درج میشوند.
خلأ فرهنگی و سازمانی: مدیرانی که منافع شخصی را بر حفاظت از بیتالمال ترجیح میدهند، با نگاهی کوتاهمدت و طمعکارانه، مسیر سوءاستفاده را هموار میکنند.
نقش محدود سهامداران عمده: حتی بانکها و هلدینگهای سهامدار عمده، با سهم درخورتوجه، نقش نظارتی فعال و پاسخگو ندارند. این خلأ، امکان مدیریت مستقل منابع بدون پاسخگویی را فراهم میکند.
پیامد اجتماعی و اقتصادی: این وضعیت نشان میدهد اعتماد عمومی به عدالت اقتصادی و توزیع عادلانه منابع بهشدت آسیب دیده است، درحالیکه بخش اعظم جامعه زیر فشار اقتصادی شدید قرار دارد و ارزش پول ملی کاهش یافته است.
۲. نقش راهبردی قوا در ریشهیابی و اصلاح
الف. قوه مجریه
تعیین سیاستها و ساختار نظارتی: دولت به عنوان سهامدار یا ناظر اصلی، مسئول تدوین سیاستهای شفافیت و حاکمیت شرکتی است.
انتخاب و انتصاب مدیران: اعمال معیارهای شایستگی، پاسخگویی و محدودیت در پرداختها برای مدیران ارشد.
کنترل منابع و بودجه: نظارت بر مصوبات مالی، سقف حقوق و نحوه توزیع منابع با ابزارهای اجرائی.
راهکار عملیاتی: توقف پرداختهای غیرقانونی، سامانه شفافیت داخلی، بازنگری انتصابات و نهادینهسازی فرهنگ پاسخگویی و حفاظت از بیتالمال.
ب. قوه مقننه
قانونگذاری و تنظیم مقررات: تصویب قوانین الزامآور شفافیت مالی و حاکمیت شرکتی، حتی برای بخش خصوصی و خصولتی؛ تعیین سقفهای قانونی و انتشار عمومی فیش حقوقی.
نظارت پارلمانی: احضار مدیران و سهامداران عمده، اعمال فشار ساختاری برای اصلاح فرایندهای پرداخت و مدیریت منابع.
ج. قوه قضائیه
پیگرد قانونی تخلفات: رسیدگی به سوءاستفاده از منابع، پرداختهای خارج از قانون و نقض حقوق سهامداران؛ صدور احکام بازدارنده و نمونه.
حمایت از حقوق عمومی و سهامداران خرد: امکان شکایت و پیگیری، تضمین بازگشت منابع تصرفشده به شرکت یا بیتالمال.
ابزارهای سه قوه به صورت مکمل میتواند مسیر فساد را محدود، فرهنگ پاسخگویی را نهادینه و اعتماد عمومی را بازسازی کند.
۳. راهکارهای عملیاتی
کوتاهمدت (۳–۶ ماه) : حسابرسی مستقل و فوری بر همه آیتمهای حقوق و مزایا.
توقف پرداختهای غیرقانونی و انتشار شفاف اقدامات اصلاحی. احضار مدیران و سهامداران عمده برای پاسخگویی به افکار عمومی.
میانمدت (۶–۱۲ ماه): بازنگری نظام پرداخت و تدوین آییننامه حقوق و مزایا با سقف قانونی شفاف. راهاندازی کمیتههای نظارت داخلی با گزارش مستقیم به سهامداران و مجلس. الزام به انتشار عمومی گزارش عملکرد و شفافیت مالی.
بلندمدت (۱۲–۲۴ ماه): فرهنگسازی سازمانی مبتنی بر حفظ بیتالمال و عدالت اقتصادی. نهادینهکردن پاسخگویی و سازوکارهای بازدارنده قضائی. تضمین شفافیت دائمی و بازخورد مردمی به عملکرد مدیران و سهامداران.
۴. پیام راهبردی
این ماجرا فراتر از یک پرونده حقوقی یا مدیریتی فردی است؛ نمادی از ضعف ساختار، خلأ نظارت و تهدید اعتماد عمومی به حکمرانی اقتصادی. راهحل آن نهتنها در اصلاح ساختار شرکتها، بلکه در ایجاد شفافیت، پاسخگویی فعال و پیگرد قانونی از طریق هر سه قوه خلاصه میشود. مسئولان کشور، مدیران اقتصادی، سهامداران عمده و نهادهای نظارتی، هرکدام به سهم خود مسئولاند تا اعتماد عمومی بازسازی و مسیر توزیع عادلانه منابع ملی تقویت شود.
17302









