شنبه 02 اسفند 1404
Friday, 20 February 2026

کیش و مات در تنگه

الف شنبه 02 اسفند 1404 - 00:08

در فراز و فرود تاریخ معاصر، کمتر صحنه‌ای به اندازه تقابل ایران و آمریکا سرنوشت‌ساز و تماشایی خواهد بود. امروز، جهان در برابر چشمان حیرت‌زده خود نظاره‌گر یک "بازی پایانی" در شطرنج راهبردی خاورمیانه است؛ جایی که هر دو طرف مهره‌های خود را چیده‌اند و نفس‌ها در سینه‌ها حبس شده است. از یک سو، رهبر ایران هشدار می‌دهد که "ناو البته دستگاه خطرناکی است اما خطرناک‌تر از آن، سلاحی است که می‌تواند ناو را به قعر دریا بفرستد" ، و از سوی دیگر، رئیس‌جمهور آمریکا پاسخ می‌دهد که اگر توافقی نشود، "خواهیم دید درست می‌گوید یا نه" ! در این میان، گزارش‌های معتبر از احتمال بالای یک "کارزار طولانی و چند هفته‌ای" در آینده نزدیک حکایت دارند . پرسش سرنوشت‌سازی که ذهن‌ها را به خود مشغول کرده این است: آیا آمریکا حاضر است ریسک چنین جنگی را بپذیرد؟ آیا می‌تواند هیبت و هژمونی خود را در آزمونی مرگبار حفظ کند، یا بهتر آن است که قدم آخر را به خاطر حفظ غرور ابرقدرتی خویش بر ندارد؟

شواهد میدانی؛ منطقه در آستانه طوفان

نشانه‌ها از تصمیمی سرنوشت‌ساز در واشنگتن حکایت دارد. یک مشاور ارشد دونالد ترامپ فاش کرده است که احتمال اقدام نظامی در هفته‌های آینده را نود درصد می‌داند. این عملیات بالقوه، برخلاف حملات محدود گذشته، به عنوان یک کارزار گسترده و چند هفته‌ای طراحی شده که به احتمال زیاد با هماهنگی کامل اسرائیل انجام خواهد شد. 

شبکه خبری سی‌بی‌اس نیز گزارش داده که ارتش آمریکا از همین شنبه آمادگی آغاز حملات را دارد، اگرچه تعیین جدول زمانی هرگونه اقدام احتمالی واقعا دشوار است، اما در پشت این گمانه‌زنی‌ها، یک ارتش عظیم در منطقه انباشته شده است: دو ناو هواپیمابر (یواس اس آبراهام لینکلن و یواس اس جرالد آر. فورد به همراه حدود تعداد زیادی کشتی جنگی دیگر در آب‌های منطقه مستقر هستند و ده‌ها فروند جنگنده پیشرفته به پایگاه‌های منطقه منتقل شده‌اند. این آرایش نظامی، اجرای یک کار زار پایدار و چند هفته‌ای را قریب‌الوقوع می‌داند.

موضعگیری طرفین؛ دیپلماسی در سایه شمشیر

در میدان نبرد روایت‌ها، هر دو طرف با دقت تمام مواضع خود را تنظیم می‌کنند. 

کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، تأکید می‌کند که "پرزیدنت ترامپ همیشه به وضوح گفته که نخستین گزینه همیشه دیپلماسی است" اما در عین حال، "استدلال‌های زیادی وجود دارد که می‌توان در پشتیبانی از گزینه حمله به ایران طرح کرد" .

 همزمان، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا اذعان دارد که "اوضاع متغیر و ناپایدار است" و واشنگتن درباره سرانجام گفت‌وگوها پیش‌داوری نخواهد کرد .در سوی مقابل اما رامین مهمانپرست، سخنگوی اسبق وزارت خارجه ایران، با هوشیاری هشدار می‌دهد: "با توجه به عملکرد بسیار بد طرف آمریکایی در مذاکرات قبلی، ما همچنان نباید به طرف آمریکایی اعتماد داشته باشیم و آمادگی نیروهای دفاعی کشورمان باید در اوج خود باشد"! 

این موضع‌گیری‌ها در حالی است که بسیاری صاحب‌نظران این استراتژی ترامپ را "صلح از مسیر قدرت" توصیف می‌کنند، که در آن فشار نظامی همچنان ابزاری برای گرفتن امتیاز از ایران است .

 اهداف محتمل در برابر پاسخ حتمی

بنابر نظر کارشناسان، یک حمله نظامی گسترده به ایران، برخلاف محاسبات اولیه واشنگتن، نه تنها قادر به حذف توانمندی‌های موشکی و هسته‌ای ایران نخواهد بود، بلکه احتمال تغییر رژیم در تهران را نیز به صفر می‌رساند. ساختار موشکی ایران چندلایه، ترکیبی و عمدتاً متحرک بوده و بخش قابل توجهی از آن در "شهرهای موشکی" زیرزمینی استتار شده که نابودی کامل آنها از طریق حملات هوایی را تقریباً غیرممکن می‌سازد.

 همچنین تجربه مداخلات نظامی پیشین در منطقه، از عراق گرفته تا افغانستان و لیبی، به وضوح نشان داده که حملات نظامی خارجی نه تنها به دموکراسی و ثبات نمی‌انجامد، بلکه به هرج‌ومرج و تشدید بی‌ثباتی منجر می‌شود. در مورد ایران نیز چنین حمله‌ای نه تنها باعث فروپاشی نظام نمی‌شود، بلکه به اتحاد ملی حول رهبری و تقویت روایت دفاعی در برابر "تهاجم خارجی" دامن خواهد زد.

 در مقابل، آنچه این سناریو را به یک قمار مرگبار برای آمریکا تبدیل می‌کند، هشدار جدی رهبر ایران است که تأکید کرده پاسخ تهران چنان می‌تواند مهلک باشد که ارتش آمریکا را برای همیشه زمین‌گیر کند.

 با توجه به توانایی ایران در شلیک حجم بالایی از موشک‌های بالستیک و فراصوت، پایگاه‌های آمریکایی در منطقه و حتی ناوهای هواپیمابر که در آب‌های خلیج‌فارس در تیررس مستقیم هستند، به اهدافی آسیب‌پذیر تبدیل شده‌اند.

 تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که سامانه‌های پدافندی آمریکا و متحدانش در برابر حملات ترکیبی و اشباع‌شده ایران تا مرز فرسایش کامل پیش رفتند.

بنابراین، اگرچه آمریکا ممکن است در کوتاه‌مدت به برخی اهداف نظامی دست یابد، اما بهای این پیروزی می‌تواند ضربه‌ای راهبردی و جبران‌ناپذیر به هیبت و هژمونی جهانی آن باشد. 

بنابراین، همان طوری که آلن ایر، سخنگوی فارسی‌زبان پیشین وزارت خارجه آمریکا، با هشداری صریح می‌گوید: حمله به ایران نه «پایان بازی» بلکه آغازِ ماجرایی کنترل‌ناپذیر خواهد بود. او با اذعان به آمادگی کامل دو طرف برای جنگی که هیچ‌یک خواهان آن نیستند، بر این تناقض مرگبار انگشت می‌گذارد که آغاز جنگ با فشردن یک دکمه توسط ترامپ آسان است، اما پایان دادن به آن تقریباً غیرممکن. به گفته وی، تفاوت این نبرد با جنگ‌های قبلی در آن است که ایران برای جبران بازدارندگی راهبردیِ ازدست‌رفته‌اش، با تمام توان و بدون محاسبه پاسخ خواهد داد.

 او نیز مانند سایر کارشناسان تأکید می‌کند که بدون حضور نیروی زمینی، تغییر رژیم ممکن نیست و ایرانی‌ها که تحمل ضربه را دارند، آنقدر به آمریکا و متحدانش آسیب خواهند زد تا واشنگتن مجبور به عقب‌نشینی شود؛ سناریویی که پیروزی نظامی را به یک باخت راهبردی تبدیل می‌کند. به گفته وی: "تفاوت این بار با دفعه قبل این است که چون ایران مقدار زیادی از بازدارندگی راهبردی خود را از دست داده، در پاسخ «همه توانایی خود» را رو خواهد کرد. بنابراین در تلاش برای بقای خود همه توان خود را به کار خواهد گرفت، و آن‌قدر به آمریکا و احتمالاً نیروهای نیابتی منطقه‌ای آن آسیب وارد خواهد کرد که آمریکا عقب‌نشینی کرده و اعلام کند دیگر بس است". 

این پاسخ می‌تواند شامل حمله به پایگاه‌های آمریکا، ترور مقامات، و مهمتر از همه، بستن تنگه هرمز باشد که عبور حدود 20 درصد از نفت جهان را مختل کرده و شوکی عظیم به اقتصاد جهانی وارد میکند .

در نهایت می‌توان گفت که حمله نظامی آمریکا به ایران، فراتر از یک ماجراجویی پرریسک، ورود به هزارتویی است که خروج از آن غیرممکن به نظر می‌رسد. تحلیل کارشناسان نشان می‌دهد که واشنگتن با این کار نه می‌تواند توان موشکی ایران را ریشه‌کن کند و نه تغییری در ساختار سیاسی تهران ایجاد خواهد کرد. در مقابل، آنچه قطعی به نظر می‌رسد، آسیب‌پذیری جدی وجهه و هژمونی آمریکاست.

 اگر ایران در پاسخ، توانایی خود را در هدف قرار دادن ناوهای آمریکایی یا بستن تنگه هرمز به نمایش بگذارد، تصویر ابرقدرتی آمریکا برای همیشه مخدوش خواهد شد. چنین شکستی نه تنها غرور ملی آمریکا را هدف می‌گیرد، بلکه جایگاه این کشور را در نظم نوین جهانی به شدت تضعیف می‌کند. شاید عاقلانه‌ترین گزینه آن باشد که شمشیر همچنان در غلاف بماند؛ زیرا بیرون کشیدن آن شاید آسان باشد، اما بازگرداندنش به غلاف همراه با حفظ هیبت یک ابرقدرت، تقریباً غیرممکن است.

 در این معادله پیچیده، اگر واشنگتن مهره حمله را جلو بکشد، آنچنان هم نامحتمل نیست که ناگهان صدای «کیش و مات» را از سوی حریف، بلکه از سوی تاریخ بشنود؛ چرا که در این بازی مرگبار، بازنده واقعی کسی است که پایانی برای جنگ متصور نیست.

منبع خبر "الف" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.