عصر ایران؛ سعید خاتمی - جامعه امروز ایران با پدیدهای روبهروست که کمتر بهصورت مفهومی درباره آن صحبت شده، اما آثارش در رفتار روزمره مردم کاملاً قابل مشاهده است: «ترومای جمعی رسانهپایه». نوعی فرسودگی روانی گسترده که نه از یک حادثه ناگهانی، بلکه از تداوم مواجهه با جریان سنگین خبرهای منفی، تصاویر بحران، روایتهای اضطرابزا و فضای پیشبینیناپذیر آینده شکل میگیرد.
در گذشته، بحرانها مقطعی بودند و رسانه نیز مقطعی عمل میکرد. امروز اما چرخه خبر ۲۴ ساعته است. کاربر با تلفن همراه از خواب بیدار میشود، با خبر منفی مواجه میشود، در طول روز با تحلیلهای هشدارآمیز بمباران میشود و شب را با تصاویر اندوه و نااطمینانی به پایان میبرد. ذهن انسان برای چنین حجم پیوستهای از تهدید طراحی نشده است.
مسأله فقط «وجود خبر بد» نیست؛ مسأله «پیوستگی و تراکم» آن است.
شبکههای خبری فارسیزبان بیرون از کشور، با تمرکز شدید بر بحران، جنگ، فروپاشی، خشونت و روایتهای احساسی، بخش بزرگی از خوراک خبری جامعه را شکل میدهند. در سوی دیگر، ضعف ساختاری در شکلگیری رسانههای حرفهای، متنوع و قابل اعتماد داخلی باعث شده بخش قابل توجهی از شهروندان عملاً انتخاب جایگزین نداشته باشند. نتیجه، وابستگی ناخواسته به رژیم خبری پرتنش است.
این چرخه وقتی خطرناکتر میشود که با الگوریتم شبکههای اجتماعی ترکیب میشود. پلتفرمها محتوای هیجانی، ترسناک و خشمبرانگیز را بیشتر توزیع میکنند، چون تعامل بیشتری میگیرد. در نتیجه کاربر پس از خروج از فضای خبر رسمی نیز دوباره در همان میدان اضطراب فرود میآید: تصاویر جنگ، تحلیلهای فاجعهمحور، پیشبینیهای فروپاشی، و روایتهای آخرالزمانی.
مسأله فقط «وجود خبر بد» نیست؛ مسأله «پیوستگی و تراکم» آن است
در کنار این فشار رسانهای، متغیرهای واقعی زندگی نیز حضور دارند: فشار اقتصادی، نااطمینانی شغلی، تورم، کاهش قدرت پیشبینیپذیری آینده، و حس کاهش کنترل فرد بر سرنوشت خود. ترکیب این عوامل، بستر کلاسیک شکلگیری افسردگی اجتماعی و فرسودگی امید است.
ترومای جمعی الزاماً با گریه و فروپاشی بروز نمیکند. گاهی خود را به شکل بیحسی، بدبینی مزمن، پرخاشگری کلامی، کنارهگیری اجتماعی، یا بیاعتمادی فراگیر نشان میدهد. جامعه ظاهراً فعال است، اما از درون خسته.
در چنین شرایطی، وجود رسانه حرفهای، متکثر و استاندارد یک کالای لوکس نیست؛ یک زیرساخت سلامت روان عمومی است. رسانه متعادل نه پنهانکار است، نه بحرانساز. کار آن «تنظیم واقعیت» است، نه «تزریق هراس» و نه «آرایش خوشبینانه واقعیت». جامعهای که فقط از دریچه رقابت ژئوپلیتیک و جنگ روایتها خود را ببیند، دیر یا زود دچار اختلال در تصویر جمعی از خویش میشود.
امنیت روانی جامعه فقط با شاخصهای اقتصادی ساخته نمیشود؛ با اکوسیستم اطلاعرسانی سالم نیز ساخته میشود. همانقدر که نان لازم است، روایت قابل اعتماد هم لازم است. بدون آن، ذهن جمعی در وضعیت آمادهباش دائمی میماند، و هیچ جامعهای در وضعیت آمادهباش دائمی، خلاق، امیدوار و آیندهساز نمیشود.