چهارشنبه 29 بهمن 1404
Wednesday, 18 February 2026

مطالبات رهبر انقلاب از دستگاه امنیتی در مواجهه با وقایع دی ماه چه بود؟

خبرگزاری مهر چهارشنبه 29 بهمن 1404 - 18:31
رئیس سازمان اطلاعات سپاه در گفت‌وگو با رسانه KHAMENEI.IR مطالبات رهبر معظم انقلاب از دستگاه امنیتی کشور در مواجهه با وقایع دی ماه را تشریح کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر؛ وقایع تلخ دی ماه ۱۴۰۴ را باید همه جانبه و از منظرهای مختلفی مورد ارزیابی قرار داد. یکی از مهم‌ترین جنبه‌های این ماجرا، بعد امنیّتی آن است. دشمنان مردم ایران در یک طراحی چند لایه و پیچیده و با استفاده از برخی زمینه‌ها و بسترهای اقتصادی و اجتماعی، سعی کردند یک بار دیگر رؤیای ۴۷ ساله خود درباره جمهوری اسلامی ایران را دنبال کنند و البته این بار هم مثل گذشته، دچار خطای محاسباتی شده و نشناختن مردم ایران به عنوان عاملی کلیدی، طرح آنان را ناتمام و ناکام کرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار روز گذشته مردم آذربایجان شرقی با تشریح ابعاد فتنه آمریکایی دی ماه ۱۴۰۴ و تأکید بر ضرورت تحلیل ابعاد این فتنه توسط اهل فکر و تحلیل فرمودند: «راجع به این فتنه، من در یک کلمه به شما بگویم: عزیزان من! آنچه اتّفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد. این‌جور نبود که فرض کنیم یک عدّه جوان یا غیر جوان در یک جایی عصبانی شدند، حرکتی کردند، اقدامی کردند، اعتراضی کردند یا اغتشاشی کردند؛ نه، بیش از این حرفها بود؛ کودتا بود، منتها این کودتا زیر پای ملّت ایران له شد... دشمن چه قبول بکند، چه قبول نکند، این کودتایی که با این‌همه زحمت، با این‌همه خرج، با این‌همه پیش‌بینی، آن را در داخل کشور فراهم کرده بودند، به خاک نشست و شکست خورد و ساقط شد. این اتّفاقی بوده که افتاده. قضیّه، قضیّه‌ی مهمّی است، قضیّه‌ی‌ کوچکی نیست.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸

رسانه KHAMENEI.IR برهمین اساس، برای بررسی زمینه‌ها، ابعاد، چگونگی شکست فتنه آمریکایی-صهیونی دی ماه ۱۴۰۴ و برنامه‌های احتمالی دشمن برای آینده، با سردار سرتیپ پاسدار مجید خادمی، رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت‌وگو کرده است که به شرح زیر است:

* سردار! آیا در فتنه اخیر، دستگاه امنیّتی غافلگیر شد؟

بروز جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و شکست خفت‌بار رژیم‌صهیونیستی که متأثر از تصمیم حکیمانه و سریع رهبر معظم انقلاب در انتصاب فرماندهان، انسجام ملّی حول محور رهبری و ایران عزیز، هماهنگی تمامی شئون حاکمیت، بیگانه‌ستیزی تاریخی مردم و برخورد قاطع و دشمن‌شکن نیروهای مسلح با تجاوز دشمن بود، برآوردها از میزان انسجام داخلی کشور نزد سرویس‌های اطلاعاتی را تغییر داد؛ چه اینکه آن‌ها براساس خطای محاسباتی، فکر می‌کردند که با آغاز حمله به ایران، مردم ناراضی به خیابان‌ها آمده و نظام را سرنگون می‌کنند. حتی نخست‌وزیر رژیم هم در روز دوم جنگ، صراحتاً از مردم ایران خواست که به خیابان‌ها بیایند.

این خطای برآوردی و شکست ناشی از آن، نقشه عملیاتی دشمن را از اولویت جنگ نظامی به ایجاد آشوب در کشور با هدف تضعیف انسجام ملّی تغییر داد. حتی برخی سرویس‌های امنیّتی دوست ما هم به این نقشه اشاره کرده بودند. آن‌ها به صراحت به ما می‌گفتند که «دشمن برنامه‌های خود را برای ضربه نظامی به ایران کنار نگذاشته و در حال حاضر تلاش‌های خود را نه برای حمله نظامی مستقیم، بلکه ایجاد آَشوب داخلی و بی‌ثباتی در ایران معطوف داشته است.»

برای عملیاتی‌سازی این پروژه دشمن به چند ماه برنامه‌ریزی و زمینه‌سازی نیاز داشت. تلاش‌های دشمن برای ایجاد و تثبیت حالت انتظار «نه جنگ و نه صلح» و معتبرسازی سایه جنگ در کنار ایجاد تکانه‌ها و فشار اقتصادی به کشور برای بهره‌گیری از زمینه‌های موجود در کشور، در همین راستا تحلیل می‌شود. همزمان از سویی عملیات شناختی چند لایه و بالا بردن سطح خشونت در محیط فضای مجازی و از سوی دیگر، شبکه‌سازی گسترده در شبکه‌های اجتماعی در دستور کار سرویس‌های اطلاعاتی قرار گرفت تا در موعد مشخص، امکان «ضربه بزرگ» فراهم شود.

برای همین هم از همان روزهای ابتدایی توقف جنگ، تمامی تلاش‌ها برای پیشگیری و مدیریت گستره و عمق آشوب احتمالی آغاز شد که دعوت و احضار ۲۷۳۵ نفر از عناصر مرتبط با شبکه‌های ضدّامنیّتی، ارشاد ۱۳ هزار نفر از عناصر آسیب‌پذیر، آگاه‌سازی اقشار، اصناف و جمعیت‌های در معرض تهدید، کشف ۱۱۷۳ قبضه سلاح جنگی و شکاری غیر مجاز و شناسایی ۴۶ نفر از اعضای شبکه همکار سرویس‌های بیگانه، بخشی از تلاش‌های صورت گرفته، فقط در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است. با این توصیف، قطعاً اگر تلاش‌های صورت گرفته توسط نهادهای امنیّتی و انتظامی نبود، آشوب اخیر به مراتب بزرگ‌تر و خشونت‌بارتر از وضعیت رخ داده بود.

در خصوص غافلگیری هم باید بدانیم که این موضوع را می‌توان به ابعاد مختلفی همچون غافلگیری اطلاعاتی، غافلگیری عملیاتی، غافلگیری در «باور» به احتمال بروز آشوب، غافلگیری در زمان‌بندی و نوع مواجهه با خیابان و... تقسیم کرد. در خصوص این آشوب نیز از حدود ۳ ماه قبل، گزارشات متعددی ناظر به بررسی راهبردی و بروز هشدار در خصوص برنامه ۷ مرحله‌ای دشمن برای پروژه براندازی در کشور به مقامات تصمیم‌گیر در لایه اطلاعاتی تهیه و ارسال شد. اقدامات متعددی هم در خصوص اشراف و پیشگیری از بروز اغتشاش در کشور انجام پذیرفت. بخشی از تصور غافلگیری هم به دلیل تصمیم دشمن مبنی بر استفاده از خشونت افسارگسیخته است. شاید اگر سوء استفاده آشوبگران از صفوف معترضین، حمایت و ورود مستقیم دشمن به حمایت سیاسی و امنیّتی، استفاده افراطی از روش‌های خشونت‌آمیز توسط آشوبگران آموزش دیده و احتیاط نیروهای حافظ امنیّت برای مدیریت پروژه کشته‌سازی نبود، آشوب رخ داده خیلی زودتر از این مهار می‌شد.

* آیا ارزیابی خاصی از هدف استراتژیک نهایی این عملیات ترکیبی (تغییر نظام، بی‌ثباتی گسترده، ایجاد تروریسم شهری، تخریب اعتماد عمومی) از نظر نهادهای امنیّتی وجود دارد؟

برای درک مقصد نهایی آشوب رخ داده در دی ماه، اول باید بدانیم که راهبرد قطعی دشمن، نه تضعیف یا مهار، بلکه «تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران» است که آشوب داخلی و مداخله نظامی خارجی، وظیفه تسهیل و به نتیجه رساندن این راهبرد را بر عهده دارند. در واقع این راهبرد ضدّ ایرانی در ادامه راهبرد مقاومت‌زدایی از منطقه و مرجعیت بخشی به رژیم‌صهیونیستی در منطقه تعریف می‌شود. به شکلی که آمریکایی‌ها معتقدند، متأثر از عملیات طوفان‌الاقصیٰ و کاهش چشمگیر مشروعیت رژیم‌صهیونیستی در افکار عمومی دنیا، تمامی تلاش‌ها باید معطوف به تضعیف همه جانبه دشمنان و حتی رقبای این رژیم باشد و به تعبیر دیگر آمریکایی‌ها می‌خواهند همه را قربانی منافع رژیم‌صهیونیستی کنند.

اما شکست رژیم از ایران در جنگ ۱۲ روزه، پیروزی متّحدان جریان مقاومت در انتخابات پارلمانی عراق، شکست در پروژه خلع سلاح حزب‌الله در لبنان و عدم تسلیم انصارالله در یمن، از نشانه‌های شکست آمریکا در قدرت بخشی به رژیم در منطقه است. با فهم دقیق این وضعیت، جایگاه و اهمیت آشوب دی ماه در تلاش برای تضعیف اقتدار جمهوری اسلامی ایران و مقاومت، بهتر تحلیل می‌شود. دشمن می‌داند که اگر نتواند مقابل تقویت مؤلفه‌های قدرت‌آفرین مقاومت و مخصوصاً جمهوری اسلامی ایران بایستد، به زودی باید شاهد افول نفوذ و قدرت متّحد راهبردی خود در منطقه باشد.

از سوی دیگر، همان‌طوری که در پاسخ به سؤال قبل اشاره شد، این آشوب، مقدمه و پیش‌زمینه حمله نظامی مجدد به کشور و تداوم تلاش برای تسلیم‌سازی ملّت ایران ذیل راهبرد فوق به شمار می‌رفت که با هوشیاری مردم و تلاش تمامی نهادهای انتظامی و امنیّتی ناکام ماند.

* برخی فتنه دی ماه ۱۴۰۴ را بزرگترین اقدام تروریستی طراحی شده توسط دشمن پس از انقلاب می‌دانند. در سؤال اول به برنامه ۷ مرحله‌ای دشمن در خصوص براندازی نظام اسلامی اشاره کرده‌اید. در صورت امکان، جزئیات بیشتری از این ۷ گام را ارائه بفرمایید.
در این آشوب دشمن تلاش کرد با استفاده از زمینه‌های اقتصادی، شناختی، سیاسی، امنیّتی و خارجی موجود، تمامی تجارب اندوخته از فتنه‌های پیشین را برای اثربخشی سریع و گسترده به‌کار گیرد. به طور کلّی دشمن برای به نتیجه رساندن پروژه اصلی خود در این آشوب، ۷ مرحله را طراحی و برنامه‌ریزی کرده بود:

۱. بروز اعتراض و تبدیل آن به اعتصاب به عنوان سلاح نامرئی در تحت فشار قرار دادن نظام؛ برای همین در مقاطع مختلف و در موارد متعدد (پیش از این مقطع) تلاش کرده بود تا با شکل‌بخشی به اعتراضات و اعتصابات مصنوعی، چنین وضعیتی را ایجاد کند. در آشوب اخیر نیز با سوء استفاده از اعتراض اقتصادی برخی صنوف، مسیر مدنی و مسالمت‌آمیز اعتراضات صنفی را به سمت خشونت هرچه بیشتر هدایت کرد تا به اهدافش برسد.

۲. حمله به اماکن و مقرها با هدف تخریب رینگ امنیّتی کشور که مسئولیت تأمین امنیّت عمومی جامعه را بر عهده دارند؛ همان‌طوری که در جنگ ۱۲ روزه نیز دشمن تلاش کرده بود با بمباران این مراکز نظیر قرارگاه ثارالله، یگان فاتب، سازمان بسیج و... به توان امنیّتی کشور آسیب بزند.

۳. کشته‌سازی و بروز اقدامات خشن با هدف سوء‌استفاده از عواطف و احساسات داخلی و بهره‌برداری از فشار خارجی.

۴. القای ناتوانی و ناکارآمدی نظام در مدیریت چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و امنیّتی کشور با هدف تحریک گروهک‌های ضدّانقلاب برای امکان‌پذیری براندازی و ایجاد ناامیدی در آحاد ملّت.

۵. عملیات سایبری و خرابکارانه علیه زیرساخت‌های خدماتی و متهم‌سازی نظام به ناکارآمدی با هدف ضربه زدن به زیست عادی جامعه و ایجاد نارضایتی در بین مردم که طبق معمول، حملات متعددی به توان زیرساختی کشور در حوزه‌های مالی، مخابراتی و ... صورت پذیرفت و با تلاش‌های صورت گرفته در مجموعه‌های فنّی کشور، ناکام ماند.

۶. اتصال هسته اعتراضی به هسته تروریستی با به میدان آوردن گروهک‌های تروریستی در عمق و جدار مرزی.

۷. پشتیبانی خارجی و انجام عملیات ویژه و حمله نظامی توسط آمریکا که بارها توسط مقامات رسمی این کشور اعلام و مقدمات میدانی آن فراهم شد.

در واقع دشمن، تمامی ابزارها و امکانات در سطوح اطلاعاتی و عملیاتی خود را برای بالا بردن میزان اثربخشی این آشوب به‌کار گرفته بود؛ تا حدّی که باز هم، مقامات رسمی غربی، برای حمایت و تحریک آشوبگران آشکارا به صحنه آمدند. براساس اظهارنظر یکی از دیپلمات‌های اروپایی در یک نشست محرمانه، قرار بود «در گام اول نتیجه بخشی این مراحل، شاهد اشتعال اعتراضات، اغتشاشات و جنگ به صورت غیرمتمرکز و خارج از پایتخت، در گام دوم چرخش بحران به مرکز و پیرامون مرکز و در گام سوم، پیشروی نهایی به سمت بیرون از پایتخت باشیم. همچنین اینگونه طرح‌ریزی شده بود که انواع دودستگی و انشقاق بین ساختاری و دستگاه‌های امنیّتی و ارکان حاکمیت شکل گیرد» که باز هم تیر آن‌ها به سنگ خورد.

اگر بخواهیم این آشوب را از منظر کوتاهی زمان و گستردگی هزینه‌ها، اعم از انسانی و غیر آن، شبکه‌سازی، آموزش آنلاین و پشتیبانی اطلاعاتی و رسانه‌ای بررسی کنیم، شاید بتوانیم فرضیه مطرح شده را بپذیریم. همچنین استفاده حدأکثری دشمن از ابزار جنگ شناختی و فضای مجازی در اغفال برخی جوانان و اخلال شناختی در اذهان جامعه مبنی بر ناتوانی نظام در مدیریت امور، نقطه متمایز کننده این آشوب نسبت به موارد مشابه پیشین بود.

*رهبر انقلاب از وقایع اخیر به عنوان کودتا و شبه کودتا یاد کردند. نظر شما در این مورد چیست و تفاوت‌ها و شباهت‌های ماجرای اخیر با کودتا چیست؟

اگر کودتا را «دخالت قهرآمیز خارجی (نیمه سخت و سخت) با هدف براندازی دولت یا حکومت مستقر با استفاده از نیروهای نیابتی» بدانیم، آن وقت خواهیم دید که اتفاقاً فتنه و آشوب دی ماه، واقعاً چیزی شبیه کودتاست. شبیه آنچه که قبلاً در سال ۱۳۳۲ و در کودتای ۲۸ مرداد یا در چند دهه اخیر در کشورهای مختلف آسیایی و آمریکای لاتین دیده‌ایم. یکی از مشاوران و نزدیکان رئیس‌جمهور آمریکا در یک نشست به صراحت بیان داشته که «هدف کلی این است که آمریکا به جای مداخله نظامی مستقیم، روندی را تسهیل کند که به گذار به یک ایران حامی غرب بینجامد. اقدامات غیرنظامی برای نیل به این هدف با محوریت؛ ۱. تزریق منابع مالی و اطلاعاتی به نیروهای ضدّ جمهوری اسلامی ایران در داخل ایران توسط آمریکا، ۲. کمک آمریکا به سازماندهی و توانمندسازی گروه‌های مخالف، ۳. قراردادن قابلیت‌های ارتباطی امن و حمایت لجستیکی در اختیار مخالفین توسط آمریکا، ۴. حفظ و تشدید فشار اقتصادی و ۵. همکاری بین اروپا و رژیم صهیونی برای تشکیل یک ائتلاف گذار ایران، باید سازماندهی شود.»

شواهد میدانی آشوب دی ماه هم به ما نشان می‌دهد که دشمن در این پروژه هم هزینه‌های مادّی زیادی از طریق رمز ارزها صرف کرد؛ هم تلاش‌های گسترده‌ای برای سازماندهی، شبکه‌سازی و هدایت نیروهای میدانی اعم از گروهک‌های تروریستی و سیاسی در بستر شبکه‌های اجتماعی و محکومین جرائم خشن و اراذل و اوباش داخلی، مثل شعبان بی‌مخ‌های سال ۱۳۳۲ انجام داد؛ هم فشارها و تکانه‌های اقتصادی زیادی بر ما وارد کرد و همه اضلاع مخالف جمهوری اسلامی را نیز برای تحت فشار قرار دادن ایران متقاعد کرد.

بررسی‌های اطلاعاتی نشان می‌دهد که دشمن مراحل زیر را برای به سرانجام رساندن چیزی شبیه کودتا در نظر گرفته بود:

۱. همزمان با اعتراضات مردمی و در لحظه‌ای که اصناف و اقشار معترض در خیابان‌ها هستند، شبکه رزم خیابانی سازمان‌یافته، با حمایت و پشتیبانی سرویس‌های اطلاعاتی وارد صحنه می‌شوند تا با تحمیل آشوب خشن و گسترده، خارج شدن کنترل امنیّت از دست نظام را نشان دهند.

۲. یک حمله نظامی غافلگیرانه با حمایت مستقیم آمریکا، ثبات سیاسی کشور را دچار اختلال می‌کرد.

۳. گروهک‌های تروریستی با هدف تجزیه‌طلبی، اقدامات ضدّامنیّتی در جدار مرزها را تشدید می‌کردند.

۴. پس از آن، جریان اپوزیسیون در داخل و خارج، اعلام موجودیت می‌کردند تا شرایط را برای به رسمیت شناختن بین‌المللی آن‌ها فراهم کنند. عرصه شناختی هم این توهم را برای برخی گروه‌های مخالف خارج از کشور ایجاد کرده بود که گویا آن‌ها بدیل جمهوری اسلامی خواهند بود.

در عین حال، این شبه کودتا به دلایل زیر، امکان بروز عملیاتی نیافت و شکست خورد:

۱. تعجیل دشمن در سوء استفاده از فرصت اصلاح ارز ترجیحی و لایحه بودجه به نحوی که برخی از شبکه‌ها و ظرفیت‌های دشمن، نتوانستند آمادگی عملیاتی پیدا کنند.

۲. تنفر تاریخی ملّت ایران از چهره‌های اپوزیسیون مطرح شده و بی‌اعتمادی عمیق به مقامات آمریکا و رژیم‌صهیونیستی و خشم از مواضع صریح مداخله‌گرانه با کلیدواژه‌هایی مثل «کمک در راه است».

۳. اختلاف نظر درون گروهک‌های ضدّانقلاب سنتی در خصوص نحوه و زمان ورود به آشوب و عدم پذیرش محوریت سلطنت‌طلب‌ها.

۴. عدم بروز شکاف سیاسی در داخل به ویژه در دولت و مجلس و نیروهای سیاسی داخلی علیرغم مواضع برخی از سران فتنه و گروه‌های منفور سیاسی.

۵. فاصله‌گذاری نظام اسلامی میان معترضین و آشوبگران.

۶. برخورد قاطع و هوشمند دستگاه‌های امنیّتی و انتظامی با آشوبگران.

۷. ایستادگی جدّی دستگاه‌های نظامی و دیپلماتیک در مقابل زیاده خواهی‌ها و تهدیدات نظامی روزافزون آمریکایی‌ها.

* تحلیل شما از نقش سرویس‌های امنیّتی دشمن در فتنه اخیر چیست؟ چند سرویس درگیر بودند و طرح و شیوه عمل آنان چگونه بود؟ آیا در میان دستگیرشدگان، افرادی با تابعیت دوگانه یا ارتباط سازمان یافته با سرویس‌های خارجی شناسایی شده‌اند؟

در این آشوب، سرویس‌های اطلاعاتی، نقشی بارز و البته مؤثرتر از همه داشتند. طراحی، توزیع نقش، شبکه‌سازی، آموزش، پشتیبانی اطلاعاتی و حتی هدایت میدانی آشوبگران عمدتاً از طریق فضای مجازی بر عهده این‌ها بود. همان‌طوری که در بیانیه سوم سازمان اطلاعات سپاه اشاره شد، حداقل ۱۰ سرویس اطلاعاتی به‌طور مستقیم در این آشوب نقش داشتند که در این میان نقش واحد ۸۲۰۰ سرویس اطلاعات نظامی ارتش رژیم از طریق به‌کارگیری تعداد محدودی کاربر حقیقی و میلیون‌ها ربات در بستر فضای مجازی قابل توجه است.

در این رابطه یکی از مقامات امنیّتی رژیم‌صهیونیستی، صراحتاً به بخش‌هایی از برنامه‌های عملیاتی برای پشتیبانی اطلاعاتی و میدانی از آشوبگران در مسلح کردن برای انجام ترورهای هدفمند اشاره کرده و می‌گوید: «ما باید به مردم ایران کمک کنیم. به آن‌ها اطلاعات بدهیم. بگوییم بسیج کجاست، فرماندهان کجا می‌خوابند. خانواده‌های آن‌ها کجا هستند. ما باید حتی به مردم اسلحه بدهیم.»

فارغ از تغییر مدل شبکه‌سازی سرویس‌ها و عبور از روش‌های سنتی به شکل مدرن آن در استفاده از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی که سرویس اطلاعاتی را در لایه‌ای از امنیّت فیزیکی قرار می‌دهد، طبیعتاً منتسبان به سرویس‌ها با کسب آموزش‌های ویژه، کمتر به دام نیروهای امنیّتی دچار می‌شوند اما در عین حال، همان‌طوری که پیشتر اشاره کردم، قبل از شروع بحران، روند برخورد با مرتبطین با سرویس‌های امنیّتی دشمن شروع شد و تا زمان بروز آشوب هم ادامه داشت که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنم: شناسایی، دستگیری یا به‌کارگیری حدود ۴۶ نفر از افراد وابسته به سرویس‌های جاسوسی دشمن، برخورد با شبکه برانداز مرتبط با خانواده‌های کشته‌شدگان اغتشاشات گذشته در ۹ استان، کشف حجم قابل توجهی از تجهیزات فنّی و ارتباطی و سلاح‌های سرد و گرم که به زودی جزئیات آن به اطلاع مردم عزیزمان خواهد رسید، دستگیری تعدادی از آشوبگران که از طریق شبکه‌های مجازی، توسط سرویس‌های اطلاعاتی جذب و به کارگیری شده بودند و ...

* چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی بین روش‌های خشونت‌آمیز این گروه‌ها و روش‌های داعش وجود دارد؟ آیا گروه‌های داخلی از همان ساختارهای لجستیکی یا ایدئولوژیک داعش استفاده کرده‌اند؟

آنچه در این ایام توسط آشوبگران تروریستی با هدایت سرویس‌های غربی به وقوع پیوست، بیانگر بازتولید گونه جدید از رفتارهای داعش‌گونه بود. آمریکایی‌ها به خیال موفقیت روش‌های خشونت‌بار و رعب‌آور در سوریه که تأثیر آن در ایجاد هراس و هرج و مرج و رفتن یک کشور تا لبه فروپاشی عیان شد، می‌خواستند مجدداً به این روش متوسل شوند که متأسفانه تعدادی از شهدای مردمی و امنیّتی در این ایام، قربانی این خشونت تمام عیار شدند. از سویی دیگر مترصد بودند تا با ایجاد فضای خشن گسترده در کشور، این تلقی را ایجاد کنند که برقراری امنیّت، از کنترل خارج شده است. همچنین با توسعه نقاط درگیری و حمله به مقرهای نظامی و اماکن بی‌پناه مثل مساجد، حسینیه‌ها، حتی مراکز درمانی توان نیروهای انتظامی و امنیّتی را مشغول کرده تا شرایط برای ضربه ترکیبی خارجی فراهم شود.

در این آشوب، سرویس‌های غربی مشابه بهره‌برداری داعش در شستشوی مغزی برخی جوانان و وادارسازی آنان به انجام اقدامات خشن حتی با استفاده از مواد مخدر و داروهای روان‌گردان از جمله سوزاندن افراد، سر بریدن، مثله کردن و... وارد عمل شدند.

نکته قابل توجه اینکه اگر در سوریه و عراق، داعش با تابلو دفاع از دین، مردم را می‌کشت، در آشوب اخیر، به تعبیر رهبر معظم انقلاب ما با داعشی نو مواجه بودیم که اتفاقاً مردم را به جرم دینداری سر می‌برید. حمله به حدود ۳۵۰ مسجد، ۲۰ حسینیه و مصلی، ۹۰ حوزه علمیه، ۶۰ دفتر امام جمعه و مراجع تقلید و... گوشه‌ای از رفتار ضدّدین آشوبگران به شمار می‌رود. در کنار این موارد، آتش زدن و تخریب مغازه‌ها، بانک‌ها، فروشگاه‌های زنجیره‌ای، مراکز درمانی و... نشان می‌دهد که دشمن با به‌کارگیری آشوبگران نوداعشی، در پی تسویه حساب و انتقام از مردم عزیز ایران اسلامی بود.

* به نظر می‌رسد کشته‌سازی یکی از اهداف اصلی ماجرا بود و متأسفانه تعداد قابل توجهی نیز جان خود را از دست دادند. درباره چرایی و چگونگی اجرای این هدف توسط طراحان و عوامل میدانی توضیح بفرمایید. چه روش‌هایی برای افزایش تعداد کشته‌ها به‌کار گرفته شد و چه دستورات و برنامه‌ریزی‌های خاصی برای این کار وجود داشته است؟

موضوع کشته‌سازی در همه فتنه‌های پیشین هم مورد توجه دشمن بود، اما در این آشوب، دشمن حساب ویژه‌ای برای کشته‌سازی و کشته‌گیری باز کرده بود؛ تا حدّی که موضوع «فتح تهران» و «حمله به ایران به شرط کشتار معترضین» توسط رئیس‌جمهور آمریکا به عنوان نوعی «اسم رمز» اعلام شد. در این باره سر پل یکی از گروهک‌ها به یکی از عناصر میدانی خود دستور داده بود که هرچه بیشتر، نیروهای امنیّتی را تحریک به تیراندازی کنند تا تعداد کشته‌ها بیشتر شود و می‌گوید: «حتی اگر آن‌ها این کار را نکردند، خودت اطرافیانت را بکش.»

با نگاهی اجمالی می‌توان این‌گونه فهمید که آشوبگران، در پروژه کشته‌سازی به دنبال اهداف زیر بودند:

* جریحه‌دار کردن احساسات داخلی و خارجی

* ایجاد محرّکِ مشروع برای مداخله خارجی

* ایجاد رعب و واگرایی در نیروهای طرفدار نظام اعم از مردم و نیروهای انتظامی و امنیّتی

* مقابل هم قرار دادن مردم و نظام

بر اساس همین طراحی نیز، از همان ابتدا، موضوع به اصطلاح «کشتار مردم» به‌عنوان ترجیع‌بند سخنان مقامات رسمی و رسانه‌های منتسب به دشمن مطرح و پیگیری شد. در میدان هم «نیروهای آشوبگر ارزان قیمت، امّا خشن» با حمله به مقرهای انتظامی و نظامی و آگاهی از تبعات این تصمیم، برخی از معترضین را قربانی این دستور سرویسی کردند. شلیک نزدیک از پشت و با استفاده از صدا خفه‌کن، کشتار با سلاح‌های نامتعارف مانند سلاح شکاری و سلاح سرد از این نمونه است. حتی در موارد متعددی، این کشتار توسط خود آشوبگران با سنگ، قمه و حتی سلاح جنگی و بعضاً در مناطقی غیر از محل آشوب صورت گرفته است که علیرغم خویشتنداری نیروهای انتظامی و امنیّتی در استفاده از سلاح گرم (حتی به قیمت شهادت و زخمی شدن نیروها) و تیراندازی صرفاً با هدف حفاظت و صیانت از مقرهای نظامی و انتظامی، تعدادی از شهروندان عزیزمان، قربانی مطامع دشمن و پیاده نظامش در خیابان‌ها شدند.

* تحلیل دقیق نهادهای مسئول از کمپین رسانه‌ای همراه این حوادث چیست؟ نقش شبکه‌های اجتماعی خاص، رسانه‌های فارسی زبان خارج نشین و خبرگزاری‌های بین‌المللی در تشدید یا جهت‌دهی به ناآرامی‌ها چگونه ارزیابی می‌شود؟ آیا شواهدی از عملیات روانی برنامه‌ریزی شده مانند تولید و پخش گسترده تصاویر جعلی، انتشار شایعات هماهنگ یا هجوم ربات‌های خبری در فضای مجازی شناسایی شده است؟

نگاهی به تاریخ جنگ‌ها در قرن‌های گذشته نشان می‌دهد که سیر تحول مدل مبارزه، تنوعی در روش و ابزار ایجاد کرده است. در سال‌های اخیر، در کنار جنگ‌های زمینی، دریایی، هوایی و فضایی و اطلاعاتی، مدل جدیدی از نبرد شکل یافته و رشد کرده که به مراتب، پیچیده و مؤثرتر و شاید کم هزینه‌تر باشد. جنگ شناختی که از آن با عنوان نبرد قلب‌ها و ذهن‌ها یاد می‌شود، شکل جدیدی از مبارزه را پیش روی ما گذاشته که ایمان، امید، اعتماد، آگاهی و اراده را هدف گرفته است. نبردی که سلاح اصلی آن، شبکه های اجتماعی و فضای مجازی بوده و میدان آن هم، فراتر از جنگ‌های سنتی بلکه در تمامی اذهان احاد جامعه و حتی منازل افراد است.

اساساً هم در فتنه‌های گذشته کشورمان و هم در موارد مشابه در کشورهای خارجی، فضای مجازی و مشخصاً شبکه‌های اجتماعی یک رکن اساسی در ایجاد ناامنی شناختی و شکل‌بخشی و سازمان‌دهی شبکه رزم خیابانی بوده است. اما در آشوب‌های دی ماه، شبکه‌های اجتماعی به عنوان ابزاری کارآمد در اختیار دشمن قرار گرفت. ابزاری که به دلیل ضعف در حکمرانی داده در درون کشور، به سلاحی علیه منافع ملّی کشورمان در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی امنیّتی تبدیل شده است.

در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، «کمپین تردید» با هدف ۱. فریب محاسباتی افکار جهانی، ۲. دستکاری شناختی اذهان ایرانیان و ۳. فروپاشی ادراکی حامیان نظام جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت. در آشوب اخیر نیز همان‌طوری که در بیانیه سوم سازمان اطلاعات اشاره شد، «دستکاری الگوریتم شبکه‌های اجتماعی و تأمین محتوای شبکه‌های ماهواره‌ای برای تحریک به اقدام خشونت‌بار، مکان‌مند کردن فراخوان‌ها، آموزش‌ و ترویج انجام اقدامات هرج‌ومرج‌طلبانه» در دستور کار بازوهای رسانه‌ای آشوب قرار گرفت. گروه‌های تروریستی هم با استفاده از فضای فراهم شبکه‌های اجتماعی در کشور، آموزش به نیروها و پیاده نظام خود را در دستور کار خود قرار دادند. حتی شرکت متا نیز در غیر فعال کردن نمایش فهرست دنبال‌کنندگان و دنبال‌شوندگان در اینستاگرام برای حساب‌های ایرانی، در پی مصونیت بخشی به شبکه داخلی آشوب و به‌کارگیری گسترده از ربات‌ها در پلتفرم‌های ایکس، اینستاگرام و تلگرام برای گسترش پیام‌ها و تصاویر آشوب بود که اخیراً نیز یکی از روزنامه‌های فرانسوی به این مهم اعتراف کرد: استفاده از «محرک سازمان دهنده گسترده». به شکلی که به عنوان مثال، با اعلام اسم رمز و فراخوان ۱۸ دی ماه، به یک باره تعداد کاربران فعال در پلتفرم ایکس، ۱۰ برابر و تعداد محتوای منتشر شده در آن، به تعداد ۹۲ هزار توئیت افزایش یافت. همین نسبت‌ها را می‌توان در سایر پلتفرم‌های خارجی به خوبی مشاهده کرد.

* از آن‌جایی که امنیّت و اقتدار ایران مردم پایه است، به نظر شما مردم در مواجهه و مقابله با این قضیه چه نقشی داشتند؟

مردم همیشه نقش بی‌بدیل در همکاری با نهادهای امنیّتی و اطلاعاتی داشته‌اند. اساساً ویژگی اصلی انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن، از همان ابتدا همین مردمی بودن آن بوده است. بلافاصله با شفاف شدن ماهیت این آشوب آمریکایی-صهیونیستی، حضور میدانی و شجاعانه مردم در خیابان‌ها و مساجد، سبب مرزبندی آگاهانه با آشوبگران شد که اوج این حضور، در راهپیمایی‌های ضدّتروریستی ۲۲ دی، تبلور پیدا کرد. علاوه بر این، در آشوب اخیر نیز (همانند جنگ ۱۲ روزه)، مردم با اعتماد به فرزندان خود در سازمان اطلاعات سپاه، همکاری گسترده‌ای در شناسایی و کشف برنامه‌ها و پیاده نظام دشمن داشتند. تماس شبانه‌روزی مردم با سامانه ۱۱۴ سازمان اطلاعات سپاه و گزارش‌های مردمی در خصوص فعالیت‌های مخرّب آشوبگران در شهرهای مختلف، نقش مهمی در اقدامات ضدّآشوب دشمن داشته است. تا پایان دی ماه، نزدیک به ۵۰۰ هزار تماس و گزارش دریافتی از مردم درباره موارد نقض امنیّت عمومی و مظنونین به برخی اقدامات خرابکارانه در سامانه ۱۱۴ اطلاعات بسیج، ثبت شده که در برخی موارد، منجر به تعقیب یا دستگیری شده است.

* پیش‌بینی شما از حرکت بعدی دشمن چیست؟ آیا اینان همین خط را ادامه می‌دهند یا به دنبال شرارت‌های جدید خواهند رفت؟

بررسی اطلاعاتی ما نشان می‌دهد که گروهک‌های ضدّانقلاب از سویی دچار سرخوردگی از حمایت آمریکا شده‌اند و از سوی دیگر، تردید جدّی نسبت به توان لیدرها در به سرانجام رساندن عملیات‌های میدانی دارند. اشراف موجود بر عناصر گروهکی ثابت کرده که دشمن به خوبی می‌داند که گروهک‌های تروریستی در درون جامعه ایرانی، از سرمایه اجتماعی خاصی برخوردار نبوده و حتی در میدان هم از انجام اقدامات مؤثر، عاجز هستند. به یاد می‌آورم که در یکی از جلسات داخلی سرویس جاسوسی دشمن با سران آشوب، در دوره جنگ ۱۲ روزه، وقتی گروهک با انتقاد جدّی در خصوص بی‌عملی میدانی مواجه می‌شود، اعتراف می‌کند که «می‌خواستیم اما نتوانستیم». این ناتوانی در به میدان آوردن مردم، به دلایل متعدد در آشوب اخیر، امکان بازسازی نیافت. برای همین تلاش کرد از مسیر دستکاری شناختی، دنیای موازی با وضعیت حقیقی کشور در شبکه‌های اجتماعی ساخته و با میدان‌داری اراذل و اوباش، از میان جوانان و نوجوانان یارگیری کند که اگر سوء استفاده از زمینه‌های اقتصادی نبود، هرگز امکان به میدان کشیدن مردم را نداشتند. چه اینکه پش از این، فراخوان‌های متعدد این گروهک‌ها با نه بزرگ ملّت مواجه شده بود.

در عین حال می‌دانیم که دشمن از برنامه‌ریزی برای ایجاد بی‌ثباتی در داخل ایران ناامید نشده و می‌کوشد تا با عملیات روانی گسترده، ضمن ایجاد تزلزل شناختی، در صف مستحکم ملّت ایران رخنه کرده و از زمینه‌های موجود در وضعیت داخلی کشور، سوء استفاده کند. برای این منظور، حتی از انجام عملیات‌های پیچیده در لایه زیرساخت‌های ارتباطی کشور نظیر ایجاد اخلال در تلفن‌های همراه مسئولین و مردم، هک زیرساخت نهادهای خدماتی نظیر صداوسیما و ارسال تصاویر بر روی گیرنده‌های تلویزیونی از طریق هواپیما، صدا و تصویر سازی جعلی با استفاده از هوش مصنوعی، ارسال تصویر و... در غالب پروژه «سورپرایز جنگ» هم ابایی ندارد. همچنین کماکان بر استفاده از پیاده نظام خود برای ایجاد ناامنی در کشور، ضربه به توان آفندی و پدافندی و البته حمله مراکز مقابله کننده با آشوبگران (سپاه، واجا و فراجا) تأکید ویژه دارند تا بتوانند برنامه‌های هفت گانه‌ای که قبلاً به آن اشاره شده بود را بهتر پیاده کند.

در همین رابطه و با هدف پیشگیری از برنامه‌های دشمن، موارد زیر در دستور کار سازمان اطلاعات سپاه قرار گرفته است:

۱. پیگیری و اهتمام برای کمک به تکمیل پروژه شبکه ملّی اطلاعات با هدف مصونیت‌سازی در برابر نقشه دشمن

۲. رهگیری و نفوذ در زیرساخت‌های ارتباطی آشوبگران داخلی با سرشبکه‌های خارجی

۳. اشراف عملیاتی بر روی عناصر کلیدی شبکه تروریست دشمن در جدار مرزی

۴. به‌کارگیری عوامل فریب خورده در آشوب‌های اخیر درون شبکه‌های دشمن

۵. دستکاری شناختی در لایه طراحان و مجریان عملیات ترکیبی دشمن توسط عوامل نفوذی

۶. تداوم شناسایی و برخورد قاطع با شبکه تأمین نیروی خیابانی با همکاری مردم و اقشار مختلف

طبیعتاً با توجه به اشراف موجود بر راهبرد و برنامه‌های میدانی دشمن برای بر هم زدن امنیّت عمومی مردم، سناریوهای متعدد شناسایی و برای مواجهه با آن‌ها برنامه‌ریزی شده است. اما نکته مهم این است که بدانیم شرارت‌های دشمن هم از حیث مبنایی و هم از حیث روشی هنوز به پایان نرسیده و تلاش می‌کند با استفاده از زمینه‌ها و کمبودهای اقتصادی، اجتماعی و شناختی جامعه، شرایط را برای تضعیف کشور و به تسلیم کشاندن ملّت ایران فراهم نماید.

اما ضعف اطلاعاتی دشمن از شناخت برنامه‌های متنوع و گسترده جمهوری اسلامی در به چالش کشیدن مؤلفه‌های قدرت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، موضوعی است که باید به آن اشاره شود. «جنگ منطقه‌ای» که رهبر معظم انقلاب به ان اشاره داشتند در کنار توانمندی‌های نرم، نیمه سخت و سخت جمهوری اسلامی در خارج از مرزهای کشور، موضوعی است که دشمن را به خود مشغول کرده است. آن‌ها کاملاً می‌دانند که جمهوری اسلامی تهدیدات موجودیتی را از طریق ضربه به اهداف موجودیتی پاسخ می‌دهد. همین موضوع، آن‌ها را در پیگیری برخی سناریوهای خطر آفرین، محتاط کرده است.

* احتمالاً شما در هفته‌های اخیر دیدارهایی با رهبر انقلاب داشته‌اید و رهنمودهایی دریافت کرده‌اید. در صورت امکان، درباره این بایدها و نبایدها مقداری توضیح دهید.

قبل از آشوب اخیر محضر حضرت آقا رسیدم و گزارشی از جنگ ۱۲ روزه و آخرین وضعیت دشمن و طرح‌ریزی برای آینده ارائه کردم. همچنین عرض کردم که دشمن در جنگ ۱۲ روزه تصور می‌کرد که با اقدام نظامی و زدن فرماندهان زمینه فرپاشی درونی و آشوب ضدّانقلاب را فراهم خواهد کرد که با تدابیر حضرتعالی در انتصاب سریع فرماندهان، ضربه قاطع رزمندگان، هوشیاری مردم و انسجام ملّی شکل گرفته و اجرای سریع رزمایش امیرالمؤمنین۲ توسط جامعه اطلاعاتی، تیر آن‌ها به سنگ خورد و اعلام شکست کردند. اما بعد از جنگ به این نتیجه رسیده‌اند که باید اول در کشور بحران و شورش به‌پا کنند و سپس از توان نظامی بهره بگیرند. برای همین دشمن درصدد است با استفاده از چالش‌های اقتصادی در کشور و دستاویز قرار دادن اسنپ بک، آرامش جامعه را به هم زده و آشوب به‌پا کند. مهمترین ابزار آن‌ها نیز فضای مجازی و ضعف حکمرانی ما در این فضاست.

حضرت آقا فرمودند به کار اطلاعاتی توجه کنید. این دوره مانند دوران و سال ۶۰ است. ایشان روی نفوذ تأکید فرمودند. در جلسات قبل نیز فرموده بودند که دو نوع نفوذ داریم یکی نفوذ فردی که فرد می‌داند عامل دشمن است و آگاهانه خیانت می‌کند، اما نوع دوم نفوذ جریانی است که افراد بدون اینکه متوجه باشند که برای دشمن کار می‌کنند افکار، اهداف و برنامه‌های دشمن را دنبال می‌کنند و از این جهت فضای مجازی نقش به سزایی دارد که باید حکمرانی صحیح بر آن اعمال شود.

بعد از حوادث اخیر روی چند نکته تأکید فرمودند:

۱. به اطلاعات، برنامه‌ها و اهداف دشمن به ویژه در حوزه نفوذ فردی و جریانی توجه کنید.

۲. باید تلاش کنید صف مردم و معترضین را از آشوبگران تفکیک نمائید، جوانان و افراد ناآگاه را توجیه و با آشوبگر برخورد قاطع صورت گیرد.

۳. مشکلات مردم یک واقعیت است که باید مد نظر داشته باشید، مطالبه به حق مردم و بازاریان را از آشوبگران جدا کنید.

۴. [در رابطه با جامعه و مردم] واقعیت مثبت جامعه را فراموش نکنید. ما ثروتی داریم که کسی ندارد و آن مردم است. در کجای دنیا سراغ دارید که با یک اشاره چنین جمعیتی (مثل ۲۲ دی ماه) بیاید؟

۵. حکمرانی صحیح اینترنت فراموش نشود.

۶. آمریکا و دشمنی او نیز تمام نمی‌شود تا اینکه مأیوس گردد. اما دل من روشن است که بر همه اینها فائق می‌آییم، من دلم روشن است اینها کاری از دستشان بر نمی‌آید.

منبع خبر "خبرگزاری مهر" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.