یکشنبه 26 بهمن 1404
Sunday, 15 February 2026

کالبد شکافی رادیکالیسم الگوریتمیک در دی ماه خونین

مشرق نیوز یکشنبه 26 بهمن 1404 - 17:29

به گزارش مشرق، عباس طاهری فعال رسانه در تلگرام نوشت:

آیا دوران طلایی دروازه‌بانی خبر به پایان رسیده و جای آن را دیکتاتوری نامرئی کدهایی گرفته است که نه بر اساس مصلحت عمومی بلکه بر اساس نرخ درگیری برای سرنوشت جمعی ما تصمیم میگیرد؟ آیا هنوز هم می‌توان با تکیه بر نظریه‌های کلاسیک قرن بیستمی، رادیکالیسم جاری در بسترهای دیجیتال را تحلیل کرد یا در حال جراحی یک موجود زنده با ابزارهای زنگ‌زده‌ هستیم؟ وقتی مانوئل کاستلز از «جامعه‌ی شبکه‌ای» سخن می‌گفت، تصور غالب بر این بود که با نوعی «دموکراسی افقی» روبرو هستیم که قرار است هژمونی رسانه‌های متمرکز و عمودی را درهم بشکند. به نظر می رسد جهان از چاله‌ی رسانه‌های سنتی به چاه جامعه‌ی پلتفرمی سقوط کرده است؛ جایی که قدرت نه لزوماً در خود شبکه، بلکه در معماری پنهانِ الگوریتم‌ها نهفته است.

بیایید نظام معنایی حاکم بر این فضا را کالبدشکافی کنیم. الگوریتم اینستاگرام، برخلاف تصور رایج، یک کد ریاضی بی‌طرف نیست؛ بلکه یک سردبیر خودکار با منطق افزایش بیش از حد درگیری مخاطب در محتواست. در علوم ارتباطات، ما از مفهوم افوردنس (قابلیت‌های ساختاری) حرف می‌زنیم. وقتی پلتفرمی به گونه‌ای طراحی شده که محتواهای هیجانی، قطبی‌ساز و بصری را با ضریب نفوذ هزار برابری نسبت به متون تحلیلی و آرام بازنمایی می‌کند، عملاً در حال «برجسته‌سازی نوع خاصی از زیست سیاسی» است.

در تحلیل آشوب‌های خشونت‌آمیز دی ماه خونین ۱۴۰۴، نباید اسیر دوقطبی توطئه یا تصادف شد. اگر بخواهم از لنز یک ناظربیرونی و با نگاه انتقادی به ماجرا بنگرم، باید بگویم ما با یک «مهندسی ساختاری» مواجهیم. برای فهم بهتر مسئله شاید بد نباشد از استعاره‌ی سوخت، اکسیژن و بادبزن استفاده کرد. نارضایتی‌های انباشته‌ی اقتصادی و شکاف‌های نسلی داخلی، بی‌شک همان سوخت اصلی هستند. بدون این سوخت، هیچ جرقه‌ای به حریق منجر نمی‌شود. اما پلتفرم اینجا نقشی فراتر از یک انتقال‌دهنده‌ی ساده یا اکسیژن ایفا می‌کند و جایگاه بابزن را میگیرد که به گداخته شدن موضوع کمک میکند.

زمانی که در تحریریه، دبیر سرویس تصمیم می‌گرفت چه خبری تیتر یک شود، ملاحظات اخلاقی، سیاسی و اجتماعی دنیای واقعی (ولو با سوگیری) دخیل می‌کرد. اما امروز، الگوریتم پلتفرم به عنوان بادبزن، به شکلی ترکیبی از مدل خودکار و ساختارمند روی نقاط ملتهب تمرکز می‌کند. چرا؟ چون خشم و قطبی‌سازی بیشترین نرخ درگیری را ایجاد می‌کنند و درگیری و تعامل بیشتر با شبکه اجتماعی، یعنی ماندگاری بیشتر کاربر و در نهایت سود کلان تبلیغاتی. این یک جبر الگوریتمیک است که مختص به ایران نیست؛ از شورش‌های کپیتال هیل در آمریکا تا تنش‌های هندوستان و برزیل، همگی از این الگوی واحد پیروی می‌کنند. (هرچند دخالت های پلتفرم ها در این الگوریتم ها و افزایش نرخ درگیری کاملا در خدمت صاحبان سکوها و گرایشات سیاسی اقتصادی آن هاست)

نکته‌ی کلیدی که نباید از آن غافل شد، این است که در جامعه شبکه ای چون افراد با هم شبکه می شوند این امکان به آنها داده می شود که خود را با دیگری اصطلاحاً چک کنند و توان تفکر و راستی آزمایی پیدا کنند اما در جامعه پلتفرمی این امکان از بین رفته و مفهوم تکنیک‌های اقناع پنهان جای آن را گرفته است. پلتفرم با نمایش مکرر قطعات تقطیع‌شده از خشونت، نوعی حس کاذب اکثریت ایجاد می‌کند. کاربر در یک اتاق پژواک قرار می‌گیرد که در آن صدای مخالف حذف و صدای موافق تندرو تقویت می‌شود. اینجاست که «سواد رسانه‌ای» در برابر قدرت «اقتصاد توجه» رنگ می‌بازد. ادعای دخالت مستقیم و آگاهانه‌ی مهندسان پلتفرم در افزایش آشوب های دی ماه، تا زمانی که اسناد متقن فنی رو نشود، در حوزه‌ی حدس و گمان باقی می‌ماند، اما سوگیری ساختاری الگوریتم به نفع بی‌ثباتی، یک واقعیت غیرقابل‌انکار آکادمیک است.

ما با پدیده‌ای روبرو هستیم که آن را «رادیکالیسم الگوریتمیک» می‌نامم. در این فرایند، پلتفرم‌ها برای بقای مالی خود، اتمسفر عمومی را به سمت قطبی‌سازی هول می‌دهند. اینجاست که کنشگری انسانی در چنبره‌ی کدهای برنامه‌نویسی‌شده گرفتار می‌شود. تاریخ معاصر رسانه به ما می‌آموزد که هرگاه فناوری بر محتوا غلبه کرده، عقلانیت حوزه عمومی اولین قربانی بوده است.

این را هم اضافه کنم که مقصر دانستن مطلق الگوریتم، فرار از مسئولیت تحلیل ریشه‌های داخلی بحران است، همان‌طور که تبرئه کردن پلتفرم‌ها از نقش‌شان در تشدید خشونت، ساده‌لوحی تکنولوژیک به شمار می‌رود. ما در میانه‌ی یک نبرد نابرابر میان عاملیت انسانی و سودآوری الگوریتمیک ایستاده‌ایم. مسئله این نیست که آیا پلتفرم‌ها در حال تغییر جهان هستند یا خیر؛ مسئله این است که در این جهان جدید، چقدر فضا برای تفکر خارج از ترندهای تحمیلی باقی مانده است. و چقدر سواد مجازی و رسانه‌ای برای درک و مقابله با این تحمیل های الگوریتمیک امکان و فرصت بروز و ظهور دارد؟ آیا ما هنوز قادر به شنیدن صداهایی هستیم که الگوریتم آن‌ها را به لایه‌های زیرین جریان اطلاعات تبعید کرده است؟ یا این که در سکوت دیجیتال، آخرین نفس‌های آزادی بیان را شاهدیم، پیش از آن که الگوریتم‌ها برای همیشه ما را در حباب‌های خودساخته‌شان زندانی کنند؟

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

منبع خبر "مشرق نیوز" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.