خبرگزاری مهر؛ گروه استانها: کلاش، این پاپوش سفید و سبکِ برآمده از کوهستانهای زاگرس، سالهاست که نهتنها بر پاهای مردم کردستان، بلکه در حافظه فرهنگی آنان جای دارد، ثبت ملی کلاش در سال ۱۳۹۴ و ثبت جهانی آن در سال ۱۳۹۶ نقطه عطفی در شناساندن این هنر-صنعت به ایران و جهان بود؛ افتخاری که نام مریوان را بهعنوان مهد کلاشبافی، بر تارک میراث فرهنگی کشور نشاند. با این حال، پشت این اعتبار جهانی، واقعیتی پیچیده جریان دارد؛ واقعیتی که از یکسو به عمق دانش بومی و معنای فرهنگی کلاش بازمیگردد و از سوی دیگر، به دغدغههای معیشتی هزاران بافندهای گره خورده که بقای این میراث به دستان آنان وابسته است.
کردستان؛ قطب کلاشبافی کشور با ۹۵۰۰ صنعتگر فعال
معاون صنایعدستی ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی کردستان در گفتوگو با خبرنگار مهر با اشاره به فعالیت بیش از ۹ هزار و ۵۰۰ صنعتگر کلاشباف در استان گفت: مریوان به عنوان شهر جهانی کلاش، مهمترین مرکز تولید این هنر-صنعت است، اما ضعف بازار مستقیم، نقش پررنگ واسطهها و نبود صادرات رسمی، از چالشهای جدی پیشروی کلاشبافی و سایر صنایعدستی استان به شمار میرود.
فرزانه فرجالهی اظهار کرد: در حال حاضر بیش از ۹۵۰۰ صنعتگر به صورت فعال در حوزه کلاشبافی (گیوهبافی) در سطح استان کردستان مشغول فعالیت هستند که این رقم نسبت به سال گذشته رشد نسبی داشته است.

مریوان، قلب تپنده کلاشبافی کردستان
وی با بیان اینکه بیشترین تمرکز کلاشبافی در شهرستان مریوان است، افزود: شهرت هنر کلاش در استان کردستان به مریوان تعلق دارد و این شهرستان به عنوان مرکز اصلی تولید کلاش شناخته میشود؛ به گونهای که بیشترین تعداد بافندگان، کارگاهها و فروشگاههای کلاش در این منطقه فعال هستند.
معاون صنایعدستی کردستان ادامه داد: مریوان به دلیل جایگاه تاریخی و فرهنگی این هنر، در شورای جهانی صنایعدستی یونسکو به عنوان «شهر جهانی کلاش» ثبت شده است. همچنین شهرستان سروآباد و روستاهای اطراف آن نیز از دیگر مراکز مهم تولید کلاش محسوب میشوند و در شهرهایی مانند سنندج، کامیاران و دیواندره، این هنر به صورت پراکنده رواج دارد.
صادرات کلاش؛ گسترده اما غیررسمی
فرجالهی با اشاره به وضعیت صادرات کلاش گفت: کلاش به عنوان یک محصول خاص صنایعدستی، آمار صادرات رسمی گستردهای در اسناد کلان ندارد و بخش عمده صادرات آن به صورت خرد، محلی یا غیررسمی انجام میشود و گاه در کنار سایر صنایعدستی ثبت میشود.
وی افزود: عراق، بهویژه اقلیم کردستان، مهمترین مقصد صادرات کلاش ایرانی است و سالانه بیش از ۳۰ هزار جفت کلاش تولیدی مریوان به خارج از کشور صادر میشود که بخش قابل توجهی از آن به بازارهای اقلیم کردستان عراق اختصاص دارد و همچنین گردشگران خارجی، بهخصوص در مناطق مرزی و شهرهای دارای گردشگری فرهنگی فعال، از خریداران این محصول هستند.
واسطهها؛ مانع اصلی سودآوری هنرمندان
معاون صنایعدستی کردستان با اشاره به ضعف ارتباط مستقیم هنرمندان با بازار گفت: در حال حاضر اغلب هنرمندان صنایعدستی، بهویژه کلاشبافان، دسترسی مستقیمی به بازارهای بزرگ فروش و صادرات ندارند و ناچار به فروش محصولات خود از طریق واسطهها هستند.
وی توضیح داد: بیشتر تولیدات کلاش در منازل یا کارگاههای کوچک خانگی انجام میشود و هنرمندان محصولات خود را به واسطههای محلی، مغازهداران شهرهایی مانند مریوان یا خریداران مرزی میفروشند و در این فرآیند، قیمت نهایی چند برابر میشود و سهم اصلی سود به واسطهها میرسد، نه تولیدکننده.
فرجالهی گفت: برخی هنرمندان که ارتباط بیشتری با ادارهکل میراث فرهنگی دارند، میتوانند از طریق تعاونیها یا حضور در نمایشگاههای استانی، ملی و گاه بینالمللی محصولات خود را عرضه کنند که این امر موجب فروش مستقیم، شناخت سلیقه بازار و افزایش سود هنرمند میشود.
وی افزود: با این حال، این روشها محدودیتهایی مانند فروش مقطعی و فصلی، هزینههای غرفه و رفتوآمد و حجم پایین فروش دارند و همچنین تعداد شرکتهای صادراتی تخصصی کلاش بسیار اندک است و بیشتر صادرات همچنان به صورت غیررسمی و مرزی انجام میشود.
رشد فروش آنلاین در میان نسل جدید
معاون صنایعدستی کردستان با اشاره به تغییر الگوی فروش در سالهای اخیر اظهار کرد: برخی هنرمندان، بهویژه از نسلهای جدید، از بسترهایی مانند اینستاگرام و فروشگاههای آنلاین صنایعدستی برای عرضه محصولات خود استفاده میکنند که این شیوه در بسیاری موارد منجر به افزایش سود و کاهش وابستگی به واسطهها شده است.
فرجالهی با بیان اینکه حمایتهای رسمی از صنایعدستی در حوزههای آموزشی، مالی، بیمه و بازاریابی در حال اجراست، گفت: این حمایتها هنوز فراگیر و کامل نیست و اغلب در قالب پروژهها و در صورت تأمین بودجه اجرایی میشود.
وی افزود: بر اساس قانون حمایت از هنرمندان صنایعدستی، دارندگان مجوز رسمی فعالیت میتوانند از پوشش بیمه تأمین اجتماعی بهرهمند شوند، اما اجرای کامل این طرح منوط به تأمین اعتبار است و در حال حاضر همه هنرمندان تحت پوشش قرار نگرفتهاند.

تسهیلات مالی، آموزش و بازاریابی
معاون صنایعدستی کردستان ادامه داد: دولت و وزارت میراث فرهنگی برنامههایی برای اعطای تسهیلات بانکی و وامهای قرضالحسنه با هدف اشتغالزایی، توانمندسازی تولیدکنندگان، حمایت از زنان سرپرست خانوار و توسعه کارگاهها اجرا میکنند.
وی گفت: در حوزه آموزش نیز، دورههای عمومی، تخصصی و مهارتافزایی در سطح ملی و استانی برگزار میشود، اما این آموزشها نیازمند گسترش بیشتر است. همچنین رویدادهایی مانند جشنوارههای ملی و بینالمللی صنایعدستی، فرصت معرفی محصولات و ارتباط مستقیم با بازار را فراهم میکند.
۴۵ رشته فعال صنایعدستی در کردستان
فرجالهی با اشاره به تنوع صنایعدستی استان اظهار کرد: در کردستان حدود ۴۵ رشته فعال صنایعدستی وجود دارد که حدود ۱۸ رشته بومی و دارای ارزش هویتی بالا هستند و ۲۶ تا ۲۷ رشته نیز غیر بومی اما فعالاند.
وی افزود: رشتههای بومی مانند کلاشبافی، گلیم و جاجیمبافی، موجبافی، شالبافی، نازککاری چوب، ارغوانبافی، سازسازی سنتی، لباس و زیورآلات محلی کردی، نمدمالی و سبدبافی، مزیت رقابتی و هویتی استان محسوب میشوند و برخی از آنها در معرض فراموشی قرار دارند.
برنامههای احیا؛ از استاد-شاگردی تا ایجاد بازار واقعی
معاون صنایعدستی کردستان گفت: شناسایی و مستندسازی استادکاران، حمایت هدفمند از هنرمندان شاخص، احیای نظام استاد-شاگردی، ایجاد بازار واقعی، طراحی کاربردهای جدید بدون خدشه به اصالت، راهاندازی خانههای صنایعدستی و استفاده از بناهای تاریخی بلااستفاده، از مهمترین برنامههای احیای رشتههای در حال منسوخ شدن است.
وی تأکید کرد: بقای صنایعدستی بدون بازار امکانپذیر نیست و حتی آموزش بدون فروش پایدار، منجر به احیای واقعی رشتهها نخواهد شد.
چالشهای اصلی صنایعدستی کردستان
فرجالهی ضعف بازار پایدار، وابستگی به فروش فصلی، نقش پررنگ واسطهها، نبود شبکه توزیع منظم، سهم اندک فروش آنلاین و صادرات هدفمند، فرسودگی نیروی انسانی، ناکارآمدی برخی حمایتهای مالی، کمبود زیرساختهای تخصصی، پوشش محدود بیمه و تهدید اصالت و کیفیت را از مهمترین چالشهای پیشروی صنایعدستی استان برشمرد.
راهکارهای آیندهمحور برای تقویت صنایعدستی
وی در پایان گفت: تغییر رویکرد از تولیدمحوری به بازارمحوری، توسعه فروش آنلاین و صادرات خرد، برندسازی منطقهای با نشان جغرافیایی «ساخت کردستان»، توانمندسازی نسل جدید، اصلاح نظام حمایت مالی، توسعه زیرساختهای فیزیکی، تشکیل تعاونیها، کاهش نقش واسطهها و حفاظت از اصالت و کیفیت محصولات، از جمله راهکارهای اصلی برای قدرتبخشی به کلاشبافی و سایر صنایعدستی کردستان است.
کلاش؛ متن زندهای از فرهنگ کُردی
استاد دانشگاه و پژوهشگر مطالعات بومی کردستان نیز در گفتوگو با خبرنگار مهر با تأکید بر اینکه کلاش صرفاً یک پاپوش سنتی نیست، گفت: کلاش متنی زنده از فرهنگ کُردی است که لایههای عمیقی از دانش بومی، نظم معیشتی، حافظه جمعی و هویت فرهنگی را در خود جای داده و تداوم آن، نوعی مقاومت نرم در برابر کالاییسازی و همسانسازی فرهنگی به شمار میرود.
زینب کریمی، بیان کرد: کلاش که در ادبیات فارسی با عنوان گیوه شناخته میشود، یکی از ارزشمندترین میراثهای فرهنگی مناطق کُردنشین است؛ میراثی که نهتنها کارکرد پوششی دارد، بلکه شیوهای از زیستن در پیوند با بدن، طبیعت و معنا را بازنمایی میکند.
کلاش؛ پاسخ عقلانی فرهنگ بومی به زیست در کوهستان
وی با اشاره به ریشههای تاریخی کلاش افزود: کلاش یکی از کهنترین نمودهای فرهنگ مادی در مناطق کُردنشین فلات ایران است که شکلگیری و تداوم آن، پاسخی مستقیم به شرایط اقلیمی، جغرافیای کوهستانی و شیوههای معیشتی نیمهکشاورزی و دامداری در مناطقی چون اورامان، مریوان، پاوه، سروآباد و نودشه بوده است.
کریمی تصریح کرد: نیاز به پاپوشی سبک، خنک، انعطافپذیر و مقاوم در مسیرهای سنگلاخی، زمینهساز تولید کلاشی شد که نه محصول تجمل، بلکه نتیجه عقلانیت زیستی و فرهنگی جامعه محلی بود و پیش از رواج کفشهای صنعتی، بخش مهمی از پوشش روزمره مردم را تشکیل میداد.
گیوهبافی؛ صورتبندی پیچیدهای از دانش بومی
این پژوهشگر با بیان اینکه گیوهبافی بر نوعی دانش ضمنی و غیررسمی استوار است، گفت: این دانش نه در متون مکتوب، بلکه از طریق تجربه زیسته، بدنمندی و انتقال میاننسلی بازتولید میشود و شناخت دقیق از مواد اولیه طبیعی، سازگاری الیاف با اقلیم، تناسب ساختار کف و رویه با حرکت در جغرافیای کوهستانی و تنظیم فشار بافت، نشاندهنده نظامی پیچیده از عقلانیت محلی است.
وی ادامه داد: انتخاب متریال در کلاش کاملاً معنادار است؛ رویه آن از نخ پنبهای یا الیاف طبیعی ساخته میشود که امکان تنفسپذیری بالا و استفاده طولانیمدت را فراهم میکند و زیره آن نیز بهصورت سنتی از مواد طبیعی یا بازیافتی تهیه میشود که سبک، بادوام و قابل تعمیر است.

الگوی پایداری در برابر منطق تولید صنعتی
کریمی تأکید کرد: اتصال رویه و زیره کلاش بهصورت دستی و بدون استفاده از چسبهای شیمیایی انجام میشود که بازتابدهنده منطق پایداری، مصرف مسئولانه و استفاده بلندمدت است، این عقلانیت بومی، در برابر منطق تولید صنعتی که بر سرعت، انبوهسازی و مصرفگرایی استوار است، الگویی جایگزین و قابل تأمل ارائه میدهد.
وی با اشاره به جایگاه معیشتی کلاش گفت: در جامعه کُردی، گیوهبافی صرفاً یک فعالیت اقتصادی نیست، بلکه در چارچوب اقتصاد اخلاقی معنا پیدا میکند؛ اقتصادی که در آن ارزش کار، حرمت مهارت، انصاف در مبادله و پیوند تولید با زیست خانوادگی اهمیت دارد.
به گفته این استاد دانشگاه، تولید کلاش اغلب در قالب همکاری خانوادگی و محلی انجام میشود و تقسیم نقش میان زنان و مردان، بازتابی از نظم اجتماعی بومی و همبستگی دروناجتماعی است؛ بهگونهای که کالا از زمینه اجتماعی خود جدا نمیشود.
کلاش؛ نشانهای هویتمند در دستور زبان بدن کُردی
کریمی با رویکردی نشانهشناسانه افزود: از منظر زبانشناسی فرهنگی، کلاش یک نشانگان هویتی است و پوشیدن آن، بهویژه در فضاهای آیینی و جمعی، کنشی معنادار محسوب میشود که مرزهای تعلق و حافظه جمعی را فعال میکند.
وی خاطرنشان کرد: کلاش بخشی از دستور زبان بدن در فرهنگ کُردی است؛ بدنی که از طریق پوشش، موقعیت فرهنگی خود را بازنمایی میکند و به همین دلیل، کلاش نه یک شیء تزئینی، بلکه بیان فرهنگی شیوه بودن در جهان است.
این پژوهشگر مطالعات بومی ادامه داد: در برابر همسانسازی فرهنگی و سلطه کالاهای صنعتی، تداوم تولید و مصرف کلاش را میتوان نوعی مقاومت نمادین و نرم دانست، بازگشت آگاهانه نسلهای جدید به کلاش، چه در قالب بازطراحیهای معاصر و چه مصرف نمادین، نشانه بازتفسیر خلاق سنت است، نه بازتولید صرف گذشته.
هشدار نسبت به کالاییسازی تقلیلگرایانه
کریمی با هشدار نسبت به تقلیل کلاش به یک کالای صرف صنایعدستی گفت: اگر کلاش تنها در قالب محصولی تزئینی تعریف شود، در معرض تهیشدن از معنا قرار میگیرد و صیانت واقعی از این میراث مستلزم مستندسازی نظاممند دانش بومی، حمایت نهادی از استادکاران، پیوند منصفانه با بازار و پرهیز از بازنمایی فولکلوریک و مصرفزده است.
وی در پایان تأکید کرد: کلاش یکی از صورتهای فشرده فرهنگ کُردی است که در آن دانش بومی، اخلاق معیشتی، بدنمندی فرهنگی و حافظه جمعی به هم گره خوردهاند. گیوهبافی نه پدیدهای متعلق به گذشته، بلکه سرمایهای فرهنگی ـ اجتماعی برای حال و آینده است که در صورت سیاستگذاری آگاهانه، میتواند همزمان حافظ هویت، پشتیبان معیشت بومی و منبعی برای بازاندیشی توسعه فرهنگی باشد.
کلاشبافان مریوانی از نبود بیمه تا بازارهای بسته گلایه دارند
گفتوگوی خبرنگار مهر با چند بافنده کلاش در شهرستان مریوان نشان میدهد با وجود ثبت جهانی این شهر به عنوان «شهر جهانی کلاش»، فعالان این هنر-صنعت همچنان با مشکلاتی چون نبود پوشش بیمهای، ضعف حمایتهای دولتی و محدودیت شدید در فروش محصولات خود مواجهاند؛ چالشهایی که ادامه حیات این میراث فرهنگی را با تهدید روبهرو کرده است.
یکی از کلاشبافان باسابقه مریوان که بیش از سه دهه در این حرفه فعالیت دارد، در گفتوگو با خبرنگار مهر میگوید: از نوجوانی کلاشبافی را شروع کردم اما بازار فروش مطلوبی نداریم.
وی با اشاره به سختیهای کار افزود: کلاشبافی فقط نشستن و بافتن نیست؛ فشار به دست، چشم و کمر زیاد است، اما وقتی بیمار میشویم یا توان کار کم میشود، هیچ حمایتی وجود ندارد.
بیمه؛ مطالبهای قدیمی و بیپاسخ
یکی دیگر از بانوان کلاشباف مریوانی نیز با تأکید بر نقش زنان در این هنر گفت: بیشتر بافندگان کلاش زنانی هستند که در خانه کار میکنند، اما چون کارگاه رسمی ندارند یا روند اداری سخت است، از بیمه محروم ماندهاند.
وی ادامه داد: بارها گفته شده که بیمه صنایعدستی اجرا میشود، اما در عمل تعداد کمی از بافندگان تحت پوشش قرار گرفتهاند و بیشتر ما همچنان بدون بیمه کار میکنیم.
حمایتها محدود به حرف و مناسبتهابرخی بافندگان معتقدند حمایتها بیشتر جنبه شعاری دارد و یکی از آنها میگوید: حمایتها معمولاً به مناسبتها و جشنوارهها محدود میشود و چند روز نمایشگاه برگزار میشود، عکس میگیرند و تمام؛ بعد از آن دوباره ما میمانیم و بازار خالی.
وی افزود: اگر واقعاً حمایتی وجود داشت، باید مواد اولیه ارزانتر میشد، تسهیلات کمبهره میدادند یا کارگاههای مشترک راهاندازی میشد، نه اینکه فقط وعده بدهند.
فروش محدود و وابستگی به واسطههامشکل اصلی بسیاری از کلاشبافان، فروش محدود محصول است، یکی از بافندگان جوان مریوانی در اینباره گفت: ما مستقیم به بازار دسترسی نداریم و مجبوریم کلاشها را به واسطهها بفروشیم؛ آن هم با قیمتی که خیلی پایینتر از ارزش واقعی کار است.

وی افزود: کلاشی که ما با زحمت زیاد میبافیم، چند برابر قیمت از طرف واسطه فروخته میشود، اما سود اصلی به تولیدکننده نمیرسد و اگر فروش مستقیم یا بازار دائمی وجود داشت، وضعیت ما خیلی بهتر میشد.
بازار جهانی؛ سهم اندک بافندگان محلی
برخی از بافندگان با اشاره به ثبت جهانی مریوان به عنوان شهر جهانی کلاش میگویند این عنوان هنوز تأثیر محسوسی بر زندگی آنها نداشته است و اسم جهانی بودن زیاد شنیده میشود، اما سهم ما از این جهانی شدن چیست؟ نه صادرات رسمی داریم، نه فروش آنلاین گسترده و نه قرارداد مشخص با خریداران خارجی.
بافندگان مریوانی نگراناند که ادامه این وضعیت، نسل جوان را از این حرفه دور کند. یکی از آنها گفت: وقتی جوان میبیند نه بیمه هست، نه درآمد ثابت و نه حمایت، طبیعی است که سراغ کارهای دیگر برود. اگر فکری نشود، کلاشبافی کمکم از بین میرود.
کلاش(گیوه)، امروز در نقطهای حساس ایستاده است؛ از یکسو، میراثی ثبتشده در سطح ملی و جهانی که حامل هویت، دانش بومی و حافظه جمعی مردم کردستان است و از سوی دیگر، هنری معیشتمحور که بقای آن به بازار، حمایت نهادی و سیاستگذاری آگاهانه وابسته است.
اگر کلاش تنها به یک کالای تزئینی تقلیل یابد، معنا و ریشههایش تهی خواهد شد؛ اما اگر فرهنگ، اقتصاد و توسعه در کنار هم دیده شوند، این پاپوش ساده میتواند همچنان بر مسیر آینده، نه فقط بر پاهای کوهستان، که بر راه هویت فرهنگی یک سرزمین گام بردارد.









