پرسپولیس در پنج بازی اخیرش سه شکست را تجربه کرده و فقط دو بار برنده از زمین بیرون آمده؛ آماری که برای تیمی با ادعای قهرمانی، یک زنگ خطر جدی است. اما مشکل اصلی صرفاً این نتایج نیست؛ ریشه بحران را باید در جایی عمیقتر جستوجو کرد: فروپاشی تدریجی ساختار دفاعی تیم.
پرسپولیس در نیمفصل اول با دریافت تنها ۷ گل، تصویری از یک تیم منسجم و کماشتباه ارائه داد. خط دفاعی این تیم، نقطه اتکای اصلی موفقیتها بود؛ تیمی که فضا را از حریف میگرفت، بازی را کنترل میکرد و اجازه نمیداد مسابقه از ریتم دلخواهش خارج شود. اما حالا همان تیم، در فاصله فقط پنج هفته، به اندازه کل نیمفصل اول گل خورده است. این افت ناگهانی را نمیتوان به شانس یا چند اشتباه پراکنده نسبت داد.
وقتی تیمی که پیشتر بهسختی موقعیت میداد، حالا در هر مسابقه چند بار در آستانه فروپاشی قرار میگیرد، یعنی توازن تاکتیکی بههم خورده است. فاصله خطوط بیشتر شده، هماهنگی مدافعان کاهش یافته و فشار مؤثر روی توپ، مثل گذشته دیده نمیشود. نتیجه روشن است: افزایش میانگین گلهای خورده و از دست رفتن حس امنیت در عقب زمین.
هویت قهرمانی پرسپولیس همیشه بر پایه استحکام دفاعی شکل گرفته بود. این تیم سالها با شعار «اول گل نخور» پیش رفت و از همان بستر، پیروزیهایش را ساخت. حالا اما این ستون اصلی ترک برداشته است. اگر کادر فنی نتواند بهسرعت این شکاف را ترمیم کند، ادامه فصل برای پرسپولیس چیزی جز یک مسیر پرتنش و فرسایشی نخواهد بود. در فوتبال، جدول معمولاً بازتاب واقعیتهای زمین است؛ و واقعیت این روزهای پرسپولیس، تیمی است که بیش از هر زمان دیگری، از هویت دفاعیاش فاصله گرفته است.حالا پرسپولیس برای ماندن در کورس نیازمند گل نخوردن و ثبت کلین شیت است؛ وگرنه اوسمار و تیمش باید بالا بردن جام قهرمانی را فراموش کنند و حتی با این شرایط ممکن است سهمیه هم نگیرند.
بیشتربخوانید: مقایسه کارنامه اوسمار با هاشمیان؛ پرسپولیسِ وحید بهتر بود!









