نوید هدایتیفر کارشناس اقتصادی در گفت و گویی، در رابطه با وضعیت اقتصاد سیاسی پشت ناترازی گاز گفت: اهمیت تجربه ایران در سالهای اخیر نشان میدهد که ناترازی گاز، بهویژه در فصل سرد، به یک بحران تکرارشونده تبدیل شده که سالانه حدود 15 میلیارد دلار عدمالنفع مستقیم و غیرمستقیم به اقتصاد کشور تحمیل میکند.
به گزارش تسنیم، این عدد فقط یک آمار خام نیست؛ بلکه معادل تعطیلی بخشی از ظرفیت تولید کشور، از دست رفتن بازارهای صادراتی، کاهش درآمد ارزی و تضعیف اعتماد سرمایهگذاران داخلی و خارجی است.
در چنین شرایطی، عقل اقتصادی حکم میکند که اگر با هزینهای بسیار کمتر از این زیان میتوان ریشه بحران را خشکاند، مسیر اصلاح بدون تعلل انتخاب شود.
اما واقعیت تلخ این است که مسئله ناترازی گاز در ایران، بیش از آنکه یک موضوع فنی یا اقتصادی باشد، به یک مسئله اقتصاد سیاسی تبدیل شده و همین امر مانع از حرکت جدی به سمت راهحلهای پایدار، از جمله ایجاد مخازن ذخیرهسازی گاز، شده است.
وی ادامه داد: صنایع بزرگ کشور طی سالهای گذشته، بهجای آنکه ناترازی گاز را بهعنوان یک ریسک قابل مدیریت در مدل کسبوکار خود بپذیرند، آن را به ابزاری برای فشار بر دولت تبدیل کردهاند. هر سال با آغاز فصل سرما، موجی از هشدارها درباره قطع گاز صنایع به راه میافتد و این فضا دقیقاً همزمان میشود با فرآیند تعیین نرخ خوراک و سوخت صنایع در قانون بودجه سنواتی و تبصره هدفمندی یارانهها.
این همزمانی تصادفی نیست؛ بلکه بخشی از یک بازی تکراری است که در آن، بحران ناترازی بهعنوان اهرم چانهزنی برای دریافت خوراک ارزانتر و رانت بیشتر استفاده میشود.
این کارشناس انرژی در رابطه با کارکرد سیاسی و اقتصادی ناترازی گاز برای صنایع جهت فشار به دولت به جای اینکه به سمت ایجاد مخازن ذخیرهسازی گاز بروند؛ خاطرنشان کرد: در چنین فضایی، قطع گاز نهتنها برای برخی صنایع یک فاجعه تلقی نمیشود، بلکه حتی میتواند کارکردی سیاسی ـ اقتصادی برایشان داشته باشد.
اما این رویکرد دیگر برای دولت و جامعه قابل پذیرش نیست. دورهای که صنایع میتوانستند با بزرگنمایی خسارتها، سیاستگذار را تحت فشار بگذارند و امتیاز بگیرند، رو به پایان است و ادامه این مسیر، بهویژه در دولت چهاردهم، چشمانداز روشنی نخواهد داشت.
وی در پایان گفت: مسئله ناترازی گاز در بخش صنایع راهکارهای متعددی دارد و با توجه به عدمالنفع بالای قطعی گاز برای صنایع نیز این راهکارها کاملا اقتصادی است.
یکی از مهمترین راهکارها، سرمایهگذاری صنایع در ایجاد مخازن ذخیرهسازی گاز است ولی به دلایل اقتصاد سیاسی و آورده این قطعی گاز در عدم بازگشت ارز یا گرفتن رانت خوراک گاز بیشتر، شاهد عدم سرمایهگذاری صنایع در ایجاد مخازن ذخیرهسازی گاز هستیم.